کدام درخشش؟کدام حکمت؟/ سیدیحیی یثربی
آقای دینانی مانند سخنرانان پراکنده گوی هر ازگاهی به یاد موضوع اصلی بحث خود افتاده و چیزی در آنباره میگویند... بدیهی است که روش نادرست تحقیق و تالیف، علاوه بر اینکه نشان بارز بیدانشی و بیدردی جامعه علمی است... چرا باید چنین کتاب بیمایهای در سطح ملی کتاب برگزیده سال شود؟!...
|
|
۱۳۸۹/۱۰/۲۱
|
|
پرسشهایی که زنده به گور میشوند / علی زمانیان
فرهنگ ما قبرستانی از پرسشهای زنده به گور شدهای است که از رحم مادر فرهنگ زاده شدهاند... مگر میشود فرهنگی را از زادن پرسش، منع کرد؟ ... در این فرهنگ، هر گاه پرسشی جان سالم بدر ببرد، گور تاریخیمان را نبش قبر میکنیم و جسد پاسخی زهوار در رفته را در مقابلش مینهیم... وقتی فرهنگ، زندانی شد، از درون میپوسد و از دست میرود.
|
|
۱۳۸۹/۰۹/۰۱
|
|
جایی برای پیرمردها / حسین انتظامی
فکر می کنم کسی که نتونه فرق بین تجاوز و قتل آدم ها رو با آدامس جویدن تشخیص بده مشکلی که داره خیلی بزرگ تر از مشکلات منه... شروع کرد به سخنرانی که جناح راست فلانه و جناح راست بهمانه؛ آخرش هم گفت من مسیری رو که این مملکت داره طی می کنه دوست ندارم. دلم می خواد نوهام بتونه بچهاش رو سقط کنه. بهش گفتم شما اصلا نگران نباش! به زودی حتما میتونه.
|
|
۱۳۸۹/۰۲/۲۱
|
|
مشکل اکثر پیامبران / سیدحسن حسینی
انتقاد از دیگران خوب است به شرط اینکه ما شکممان را از این راه سیر نکنیم. در غیر این صورت دعای شب و روز ما این میشود: خداوندا! دیگران بلغزند تا ما گرسنه نمانیم... انقلاب مثل نوجوان تازه به سن بلوغ رسیده است. اگر مواظبش نباشی منحرف میشود... طرفداران انقلاب مترجمان آناند. یک طرفدار معمولا یک مترجم بد و پرکار است!
|
|
۱۳۸۹/۰۱/۲۴
|
|
بهار دنیا و بهشت آخرت/ عبدالله جوادی آملی
تا ما بهشتی در درونمان نسازیم هرگز از نشاط طرفی نمیبندیم و از بهار بهرهای نخواهیم برد. بهار دنیا و بهشت آخرت وقتی به حال انسان نافع است که او مظهر جمال الهی باشد؛ انسان وقتی مظهر جمال الهی میشود که اهل حکمت و معرفت باشد...
|
|
۱۳۸۸/۱۲/۲۹
|
|
تنبیهی برای شرق و غرب/ عبدالله جوادی آملی
گاهی انسان با توپ و گوی و چوگان بازی میکند، گاهی با اندیشههای غیر عقلی و مخالف وحی بازی میکند... "لَعب" را از آن جهت لَعب گفتند که ریشه لغویاش لُعاب است ؛ لُعاب همان آب دهان است که هیچ کس با آب دهان سیراب نخواهد شد.
|
|
۱۳۸۸/۱۰/۱۴
|
|
ارباب و رعیتفرهنگی / عبداللهجوادیآملی
بعد از اینکه کسی آدم شد، حرف او می شود "بیان"... «بَهیمه» را که بَهیمه گفتند، چون حرفش مبهم است؛ حرفی برای گفتن ندارد... اگر کسی بخواهد مردم را به خود دعوت کند، بگوید: رأی من این است، تابع رأی من باشید؛ این یک ارباب و رعیتی فرهنگی است که منحوس است... شما اگر عالم ربانی نشدید، با مردم کوی و بازار فرقی ندارید! فقه فروشی کردید، فلسفه فروشی کردید، تفسیر فروشی کردید... اگر کسی فخر کرد که من مقلّدم، خُب این چه فخری است عوامانه زندگی کردن؟!
|
|
۱۳۸۸/۰۸/۲۷
|
|
مرد درد / محمدرضا ترکی
واژههایی چون درد و رنج بیآن که از طراوت و سرزندگی شعر بکاهند، از کلمات پر بسامد در شعر قیصر امینپور هستند... قوم و خویش من همه از قبیله غماند/
عشق خواهر من است، درد هم برادرم... بیآن که هرگز از مزایای انتساب به جریان شعر انقلاب، کیسهای دوخته یا منفعتی برده باشد در معرض تهمتهای مدعیان روشنفکری قرار داشت.
|
|
۱۳۸۸/۰۸/۱۰
|
|
آقای رهگذر! من نوجوانم / مهدی آذر یزدی
در سال 47 آقای عباس پهلوان در مجله فردوسی بنده را مفتش تامینات و پروندهساز نامید و یک صفحه "هجوم فرهنگی" کرد. چون... وقتی "گربه تنبل" را ارشاد اجازهی چاپ نداد؛ اصلا فلج شدم و هرچه کار نیمه کاره داشتم کنار گذاشتم... گربه تنبل صد در صد به نفع رژیم حاضر بود. وقتی آدم میبیند دستگاهی از تشخیص اینکه چه چیز به نفع دستگاه است؛ عاجز باشد، دچار حیرت و تعجب میشود و از همه چیز مایوس...
|
|
۱۳۸۸/۰۷/۰۹
|
|
عامهپسند مینویسم / اومبرتو اکو
خوانندگانی که کتاب را میخوانند تا ببینند در آن چه اتفاقی میافتد و خوانندگانی که به عقب باز میگردند یا بازخوانی میکنند... خواننده باید یاد بگیرد که وقتی میخواهد از کوه بالا برود چطور نفس بکشد... خب، میخواهی در این بازی شرکت کنی؟ تو دوست من هستی و ما با هم حرکت میکنیم.
|
|
۱۳۸۸/۰۷/۰۹
|
|
دانشگاه مرا اسیر کرد / میخائیل گورباچف
حتی در تاریکترین سالهای استالینیسم، نبض زندگی عمومی میزد... حالا متوجه میشدم دانشگاه ـ استادان و دانشجویان هر دو ـ از نزدیک تحت مراقبت بود... کوچکترین انحرافی از خط رسمی، هر تلاشی برای زیر سؤال بردن چیزی با پیآمدهای توبیخی و یا حداقل انتقاد در گردهمایی حزب، همراه بود... وقتی به رهبران محلی نگاه میکنی هیچچیز برجستهای نمیبینی جز شکمشان، اما چه اطمینان به خودی، چه اعتماد به نفسی، چه تواضعی و چه لحن میهنپرستانهای!
|
|
۱۳۸۸/۰۷/۰۷
|
|
آیا موجسواری پایان میپذیرد؟ / عماد افروغ
سخنان رهبری میتواند گام بلندی در جهت ایجاد وحدت باشد... اما گروههایی که در پی اختلاف افکنیاند و تنها درصدد پیشبرد اهداف و منافع خودشان هستند در فرصتی دیگر باز موج سواری کردند و رفتارهای نادرستشان را تکرار کردند... امام بزرگوار نیز گفتهاند «همه باید نظرشان را بدهند و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند... این موافق هر که باشد، باشد. مخالف هر که هم باشد، باشد.»
|
|
۱۳۸۸/۰۶/۳۱
|
|
نفرین امیر المومنین(ع) / عبدالله جوادی آملی
"فقر" با "فرهنگ" درگیر است، نمیگذارد فرهنگ به جا باشد؛ اصلا فرصت فکر نمیدهد!... بیان نورانی سیدالشهداء این است که: بعضیها اسلامشان "آدامسی" است!... خدای ناکرده اگر مردم اسلام آدامسی را تف کردند و انداختند دور، چه بکنیم ما؟! ... فرمود: کشور آب داشته باشد، خاک داشته باشد، آدم نتواند مدیریت بکند؛ فابعده الله.
|
|
۱۳۸۸/۰۶/۱۷
|
|
این هرج و مرج زیبا / زهیر توکلی
در «خسرو و شیرین»، ما با شبحی از یک داستان عشقی طرفیم... تنها سوداوه است که به سیاوش، عشق میورزد و از آن سو، سیاوش از همان ابتدا از او خوشش نمیآید و بدو بدگمان است، زیرا او دختر شاه هاماوران است... تهمینه جدا از شیفتگی به رستم، آرزوی مادری کردن برای پسر رستم را دارد، پسری که چون او باشد.
|
|
۱۳۸۸/۰۶/۰۵
|
|
شیوع آنفلوآنزای اخلاقی / محسن حدادی
"درباره الی ..." زنگ خطری را به صدا در میآورد... تصویر شیوع گسترده آنفلوآنزای اخلاقی در کشور، تصویر بزرگترین گناه کوچک شمرده شده جامعه یعنی دروغ، تصویر توجیه هدف با هر وسیله، تصویر بقا به شرط فناء دیگران، قابهایی ناب از زندگی پر از تزلزل مردمانی که "فرهنگ، گمشده زندگیشان شده است" و "دروغ" جزئی از زندگی.
|
|
۱۳۸۸/۰۵/۲۶
|
|
وقتی فوتبال نفتی میشود / رضا امیرخانی
رئیسِ ورزش میتواند قبلِ خوابِ قیلوله که از استحبابات است، شیرِ نفت را جوری بپیچاند که گوشِ مدیر و هوادار و باشگاه شش دور بپیچد، خیلی سهمگینتر از ضربتِ ششتاییها!... حالا همین علیِ پروین، عاقبت بعد از سه دهه از گذشتِ انقلابِ اسلامی میفهمد دولت بازی را در دست گرفته است. نه پرسپولیسی مانده است و نه تاجی.
|
|
۱۳۸۸/۰۵/۱۴
|
|
رمان "با ادب" نداشتیم / زهیر توکلی
جایزه کتاب سال شعر این انجمن، به چیزی در حد «خلاصه جایزه کتاب فصل» تنزل یافت... آیا انجمن قلم یک نهاد غیردولتی نیست؟... داوران در بخش داستان، "آوای نهنگ" اثر احمد بیگدلی، "بیوتن" اثر رضا امیرخانی و "شماس شامی" اثر مجید قیصری را، حتی برای دریافت لوح تقدیر هم قابل ندانستند... این دعوا، دعوای یک بچه مسلمان با دو نفر لائیک نیست.
|
|
۱۳۸۸/۰۵/۰۴
|
|
نشانههای بیخویشاوند/ ندا کاووسیفر
آیا ارمیا شخصیت تراز انقلاب اسلامی، یک حزباللهی متعهد است؟ ... آیا ارمیا یک عارف شوریده سر است؟ باز هم پاسخ منفی است... ارمیا یک شخصیت نهیلیست، هیچانگار است... حضور مداوم نویسنده در متن با مطول کردن داستان از ایجاز آن کاسته است...
|
|
۱۳۸۸/۰۳/۱۷
|
|
از "رام محمد توماس" تا "جمال مالیک"
نام شخصیت اصلی را از "رام محمد توماس" به "جمال مالیک" تغییـر دادنـد و با این کار اندیشه و نیت نویسنده را که قصد داشت قهرمانش هم هندو، هم مسلمان و هم مسیحی به نظر آید... من تجربههای دست اول و بیواسطهیی از شرطبندی کریکت یا تجاوز و قتل ندارم. آیا رئیس گداهایی وجود دارند که کودکان را کور میکنند تا آنها را هنگام گدایی در خیابانها تاثیرگذارتر کنند؟ شاید این افسانهیی مربوط به شهر باشد؛ اما برای داستان من مفید است...
|
|
۱۳۸۸/۰۲/۲۸
|
|
مرجع تحقیق و نه تقلید / محمد اسفندیاری
مراجع تحقیق در همه رشتههای علوم دینی، جز فروع دین، تحقیق میکنند؛ قرآن، حدیث، تاریخ کلام، عرفان و ... مخاطب مراجع تقلید، مقلدان هستند و حاصل کارشان، رساله عملیه است اما مخاطب مراجع تحقیق، محققان هستند و ثمره کارشان، رساله علمیه است.
|
|
۱۳۸۸/۰۲/۱۵
|
|
ژانرهای متفاوت در آثار استر / الاهه دهنوی
اصطلاح فراداستان را به آن دسته از آثار داستانی اطلاق میکند که "آگاهانه و نظاممند" توجهات را به وضعیت تصنعی خود جلب میکند تا رابطهی میان داستان و واقعیت را به سؤال بکشد . به عبارتی، داستان بودن خود را به رخ خواننده میکشد.
|
|
۱۳۸۸/۰۲/۰۹
|
|
برای چه مینویسم؟ / مهدی اخوان ثالث
میبینم و میدانم که تا نیرویی و توانی در تن و جان دارم، بایدم کرد، نبرد؛ باید ای مرد، نبرد و چنین بوده است تا کنون که همیشه دشمنی پیش رو و انگیزهای برای درگیری و گلاویزی داشتهام و دارم... من از شما نیستم از جنس و جنم شما نیستم...
|
|
۱۳۸۸/۰۲/۰۲
|
|
سه زن، سه مرد / معصومه افشاری
کیانی با وجود نابینایی، همیشه از پروانه میخواهد که در مقابل او آرایش کند... یاد رفتار زنی میافتادم که توانسته بود وجود خود را مثل یک تومور مغزی در سر من جا کند و زندگی مرا با ترشحات سمی خود چنان آلوده کند؛ که حاصلش احساس اندوهی جانگداز است.
|
|
۱۳۸۷/۱۲/۲۱
|
|
نواندیشی و بازاندیشی در دیوان بیدل/ محمدکاظم کاظمی
پژوهشهای بیدلشناسان افغانستان تاکنون بیشتر بر زندگی و آثار و نیز شرح شعرهای او بر مبنای عرفان و تصوّف متمرکز بوده است و پژوهشهای بیدلشناسان ماورأالنهر هم بر تبیین تفکراتش بر مبنای آموزههای مارکسیستی. در این میان، جای هنر بیدل خالی بوده است و این است کانون توجه جناب دکتر شفیعی.
|
|
۱۳۸۷/۱۲/۱۵
|
|
نویسندهای که "کمی" شیطان است/رضا امیرخانی
پوشیدنِ ردای تحقیق متدلوژیک بر اندامِ لمپنیزم، بسی موهنتر از دشنامی است که از دهانِ یک لمپن خیابانگرد بیرون میآید... فتوای قتل رشدی به دلیل "سابالنبی" صادر شده بود، نه بر مبنای ارتداد... آنهم در روزگاری که هر سریالِ تلویزیونی در هر شبکهای جرات میکند به مقدساتِ مسیحیت و سایرِ ادیان توهین کند.
|
|
۱۳۸۷/۱۲/۰۷
|
|