اختصاصی / محمد حسنلو
شاعران فلسطینی پا به پای ملت خود، در شادیها و غمها مشارکتی عملی داشته و دارند و از اینکه از ابتدای بروز فاجعه فلسطین، میدیدند که خون وطن، قطره قطره در کام دشمنان فرو میچکد، غمگین بودند. اما چارهای نبود زیرا غرب تصمیم گرفته بود با ایجاد کانونی بحرانی در قلب شرق، آنان را همواره در ستیز و رنج نگاه دارد.
مسألهی غمانگیز دیگری که شاعران فلسطینی از آن رنج میبردند، این بود که به طور آشکار میدیدند برخی از چهرههای فلسطینی، وجدان و شرافت ملی خود را فروخته و خفت و دریوزگی در درگاه دشمن را خریده بودند. شعر فلسطین درگیر و دار این مصائب، در طول چند دهه شاخههای متعددی یافته است. برخی شاعران از پهلوانیهای خیالی و دلاوریهای مذموم سخن سر میدادند و عدهای به هجو سران و حاکمان عرب نشسته بودند و آنان را مسببان اصلی فروپاشی سرزمین نیاکانشان میدانستند.
گروهی از شاعران فلسطینی همراه با مردمان بسیاری از شهرها و روستاها، از خانه و زمین و روستا و شهرهای خود به سوی اطراف و اکناف و به سوی کشورهای همسایه پراکنده شدند. گروهی دیگر از شاعران فلسطینی نیز در سایهی اشغالگری بیگانگان به زیستن ادامه دادند. در واقع از این مقطع حساس به بعد گونهی متمایزی در شعر فلسطین چهره نمایاند؛ شاعران داخل فلسطین که شاهدان زندهای بودند بر این که فلسطین، پیراهن به پیراهن و تابلو به تابلو و نام به نام از عربی به عبری تبدیل میشود و از شمیم مسلمانی به در آمده و بوی عهد عتیق به خود میگیرد.

حالا شصت سال بعد از روز نکبت و شروع قتلعام مردم فلسطین "شعرهایی برای فلسطین" مجموعهی بینظیری از شعرها و ناگفتههای طیف وسیعی از شاعران قدیمیتر فلسطین است که توسط گروهی از فلسطینیهای مقیم آمریکا برای هوشیاری و آگاهی نسل جدید این سرزمین به چاپ رسیده است.
شعرهایی از محمود درویش، نائومی شهاب، امیری باراک، سهیر نماد، ناتالی هندال، البرت میلر، جونیچی سمیتسو، کتی آنجلز، فوزیه افضل خان، آنماری جاثیر، ابتصام برکت، طهانی صلاح و دیگران.
رمی کنازی در راس گروهی از ناشران فلسطینی مقیم شهر نیویورک موسوم به "الجیسر" هدف از انتشار این مجموعه را آشنایی فلسطینیهای پراکنده در سراسر جهان با دردها و مسائل داخل فلسطین اشغالی عنوان میکند. او می گوید امروز تمام فلسطینیها از حمیده بیگوم 10 ساله در لندن گرفته تا عرب زبانان آمریکایی خوگرفته با فرهنگ مردم مغرب زمین، باید با رنج و درد مردم داخل فلسطین آشنا شوند.
در مطلع این کتاب جمله ای از محمود درویش با این مضمون آورده شده است که "من بدون تبعید چه کسی هستم؟" آیا فلسطینیها باید به تبعید خو بگیرند و سرزمین خود را فراموش کنند؟
در کتاب حاضر تمام فلسطینیهای مقیم کشورهای مختلف و حتی شاعران غیر فلسطینی که دربارهی اشغال نوشتهاند؛ دیده میشوند که از فلسطین به عنوان سمبل مقاومت برای عدالت یاد میکنند...
امیری باراک:(ص 5) ارتش تمدن: "آنها و آنها تاریخ را برای خود رقم زدند؛ بدون اینکه از کسی سوال کنند... آینده را برای خود میخواهند و تمام تقسیمهای زشت آنها ریشه در همین آینده دارد..."
بعضی از شاعران مثل "نائومی شهاب" از تبعید و آوارگی میگویند:(ص 20) "پدرم و درخت انجیر به جای سرزمین باید در غربت کاشته شوند (دالاس، تگزاس)" و بعضی مثل "ابتصام" نیز از تاریکی حکومت نظامی صهیونیستی میگویند که صفحهای از روشنی برای مردم فلسطین آرزو میکنند...
"ناتالی هاندل" در بیان قدرت و مقاومت مردم فلسطین (ص 42): "اگر حتی آنها دیوار خود را بالاتر ببرند / از دستان ما بالاتر نخواهد بود / ما تنها یک خانه میشناسیم / هر زمان که حتی راهمان جدا شده باشد / باد و درختان ما را راهنمایی خواهند کرد / تا به هم برسیم و پیدا کنیم یکدیگر را / تا دیوارها را با نفسهای خود بشکنیم...
"
در مقدمهی این کتاب کنازی به عنوان ویراستار و جمعآوریکنندهی این اشعار اظهار امیدواری میکند که تمام این شعرها و احساس شاعران آنها با هر خواننده؛ یک ریسمان شوند تا طنابی از صداهای هم صدای فلسطینی برای اعدام دشمنان انسانیت پای دیوار صهیونیستی بافته شود...
اصل خبر را اینجا بخوانید