بتازگی دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی کتابی با عنوان «جلالالدین دوانی، فیلسوف ذوقالتأله» نوشته که به همت انتشارات هرمس منتشر شده است.
به نقل از جام جم، مراسم رونمایی از این اثر سهشنبه ششم دیماه با حضور مؤلف و دکتر سیدحسن عرب در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد که بخش هایی ازسخنرانی دکتر دینانی در ادامه آمده است.
فرهنگ اسلامی در ابعاد گوناگون غنی است، ولی این غنای ادعاشده کمتر معرفیشده و کمتر توانستهایم آن را به دنیا نشان دهیم. فرهنگ اسلامی در شؤون مختلف فقه و اصول، ادب، عرفان و... بویژه فلسفه غنی است.
سه حوزه فلسفی در ایران اسلامی را میتوان مشخص کرد. از واژه «حوزه» به جای «مکتب» استفاده میکنم، زیرا آن را درستتر میدانم.
شیراز اولین حوزه فلسفی ایران بوده که در قرن هشتم و نهم هجری شخصیتهایی چون صدرالدین دشتکی، غیاثالدین منصور دشتکی و جلالالدین دوانی را در خود پرورده است. این حوزه بیشتر کلامی بود و به تدریج رنگ و بوی فلسفی به خود گرفت.
اصفهان دومین حوزه فلسفی ایران اسلامی است. حوزه اصفهان پس از حوزه شیراز در قرن 11، با ملاصدرا و میرداماد و شاگردان آنان شکوفا شد و سومین حوزه نیز تهران است که از حدود 100 سال پیش با شخصیتهایی چون حکیم جلوه و آقاعلی مدرس زنوزی ظهور کرد.
جلالالدین دوانی از چهرههای شاخص تفکر عقلی در جهان اسلام و مرد بزرگی بود که نبوغ و فکر درخشان و تفکر بزرگی داشت.
کتاب «جلالالدین دوانی، فیلسوف ذوقالتأله» را نوشتم، زیرا تاکنون توجه زیادی به دوانی نشده است. در این کتاب، اندیشه دوانی را بررسی کردم، زیرا او با وجود اشعری بودن و نواقصی که در بحث اصالت ماهیت دارد، مرد بزرگی است و تفکر بسیار درخشان و پویایی دارد.
در این اثر تنها به اندیشه فلسفی و عرفانی او پرداختم و کاری به اندیشههای کلامی او نداشتم. با اینکه دوانی اندیشمند بزرگی بود، اما در آثار بعدی فیلسوفان چندان مورد اعتنا قرار نگرفته است.
یکی از دلایل این امر آن است که او قائل به اصالت ماهیت بوده و چون ملاصدرا قائل به اصالت وجود بود و مدعیان فلسفه خود را اصالت وجودی میدانند لذا توجه چندانی به دوانی نمیکردند.
از سوی دیگر دوانی بشدت اشعری است و اشعری بودن ضدفلسفه است، لذا حــــرفهای دوانی بعد از ملاصدرا جــدی گرفته نشد، بر این اساس، هدف از نگارش این اثر معرفی این مرد بزرگ بوده است.
دوانی به علوم زمان خود آگاه بود و آثار زیادی درباره علوم مختلف به نگارش درآورد، وی با وجود تبحر در علوم مختلف، به سبب اشعری بودن، نمیتوانست فیلسوف باشد.
دوانی سنی شافعی بوده و در سفری که به عراق داشته، پس از زیارت نجف در کنار فرات، حالتی برایش پیش میآید و در مبشرهای (حالت شبهخواب) امیرالمومنین(ع) را در خواب میبیند و به توصیه ایشان رساله «زوراء» را مینویسد.
معتقدم که صدرالمتألهین از زوراء دوانی بسیار استفاده کرده است، زوراء کوچکترین کتاب دوانی است که شاید به 100 صفحه هم نرسد، اما با این حال، کاری کارستان و بزرگ است و انسان با خواندن آن به کرامت و موهبت حضرت امیر(ع) واقف میشود.
حرفهای مهم دوانی در این رساله آمده است، دوانی در این رساله معتقد است که خدا واجبالوجوب است و عالم چیزی جز نسبت با خداوند نیست، او نام این نسبت را ذوقالتأله گذارده است.
او هستی را «واجبالوجود» و غیرحق تعالی را «نسبت» میداند. او در این اندیشه به قدری به عرفا نزدیک میشود که گویی عارف شده است. این مرد بزرگ مجهول بود و در این کتاب سعی کردم حق او را ادا کنم.
دوانی متاثر از آن حالت که بر وی وارد شده عارفی علوی شده است، اما این مرد بزرگ مجهول مانده است، او شاگردان زیادی پرورش داد و نزد اساتید زیادی نیز تحصیل کرد.
دوانی در ترکیه و هند بسیار شناخته شده است، ولی در کشور ایران که کشور خودش است ناشناخته مانده است. دوانی دارای آرای فلسفی است و میتوان به او نام فیلسوف داد.
او قبل از صدرالمتألهین تعبیری مانند نظریه امکان فقری ملاصدرا مطرح کرده است. ملاصدرا تمام هستی را در مقابل خداوند فقر محض میداند و دوانی پیشتر از او، تمام عالم را «نسبت» به حق تعالی دانسته و از این حالت همان طور که گفته شد تعبیر به «ذوقالتأله» کرده است.
دوانی بزرگترین نماینده شخصیت فلسفی شیراز است که صاحب افکاری والاست و مناظراتی با دشتکیها داشته است. آثار او بسیار متنوع بوده و شرحی بر «هیاکلالنور» سهروردی نیز نوشته است. دوانی چون شاگردان بسیاری از ترکیه و هند داشته اکنون در این کشورها شناخته شدهتر است.