تقدیر رییس سازمان سینمایی از گونترگراس! / کیوان کثیریان
بار پیش که با نامهی ناشیانه و حمایت بیجهت از "فون تریه" و واکنش تحقیرآمیز فیلمساز دانمارکی، حیثیت برای ما باقی نگذاشت، این بارهم با این موضع گیری در برابر شعر گونترگراس، همان آبروریزی تکرار شد. آخر وقتی مسوول بلندپایه فرهنگی یک مملکت تا این اندازه ناشی باشد، روی مردم آن کشور چه حسابی می کنند؟
|
|
۱۳۹۱/۰۱/۲۱
|
|
ماهیت سینما «دینی» است! / علیرضا پناهیان
دیدم کار ستادی زیاد پرفایده نیست و باید بروم در صف... در دانشگاه هنر به قصد تحول در آموزش عالی هنر حضور پیدا کردم، نه به قصد اقدامات فرهنگی سطحی... سینما ذاتاً ابزار تبلیغ دین است... با رعایت مقداری احکام شرعی که کل آنها 7-8مسئله بیشتر نیست، بحث حلال و حرامها در سینما جمع میشود... بنده ادعایی هم ندارم و خود را کارشناس سینما نمیدانم... "طلا و مس" مبلغ یک روحانی خارج از نظام جمهوری اسلامی است... مقابله با محصولات فرهنگی غرب کار سادهای است.
|
|
۱۳۹۰/۰۲/۰۱
|
|
خارجیها بهتر از ما مراقب نسخ خطی ما هستند/ اکبر ایرانی
حدود 500 هزار نسخه خطی فارسی در حوزه شبه قاره و حدود 50 هزار نسخه در قلمرو عثمانی سابق(ترکیه فعلی) و 200 هزار نسخه فارسی در ماوراء النهر موجود است که تعداد کمی از آنها فهرست شده است... قبل از انقلاب بنیاد فرهنگ ایران، انجمن آثار ملی، بنیاد نشر و ترجمه کتاب و دانشگاه تهران در حوزه نسخ خطی فعالیت میکردند...
|
|
۱۳۹۰/۰۱/۳۰
|
|
رهایی از دام کلیشه/ محمدکاظم مزینانی
طبیعی است که در رقابت سیاسی و فعالیت های اجتماعی و یا در نبرد با دشمن، میشود خیلی حرفها زد و شعار داد و حتی رجز هم خواند، ولی عرصه رمان، قوانین خاص خودش را دارد... ما همه جور نگاهی به انقلاب را دیدیم. چپ، راست، مذهبی و... هر کدام روایتهای خودشان را کردهاند. حالا بیاییم ماجرا را از دید شاه نگاه کنیم.
|
|
۱۳۸۹/۱۲/۰۳
|
|
از دین خشونت نمیآید / رضاداوری اردکانی
وقتی اصل بر "چیرگی و تصرف" باشد، چگونه توقع داریم که خشونت وجود نداشته باشد؟... هر دینی که به سیاست وارد شد، مرتکب خشونت شد و متأسفانه بسیاری از این خشونتها انحراف از دین است... میتوان تلاش کرد که "داعیهی نجات حقیقت و معرفت" با توسل به خشونت، حق جلوه نکند که به این صورت حقیقت قربانی خشونت میشود...
|
|
۱۳۸۹/۱۰/۱۴
|
|
انتقاد یا عقلانی کردن احساسات
فقر منتقد در ایران محسوس است... وقتی منتقد با نگرشی اخلاقی با اثر روبه رو میشود با نقد اخلاقی اثر ادبی و هنری مواجه میشویم. یا در مواقعی که با رویکرد جامعه شناسی و روان شناختی و... متاسفانه امروز بعضیها به بومی بودن صرف و بعضی دیگر به جهانی شدن صرف میاندیشند... اروپا هم شرقزده است، آنها هم از ما بسیار استفاده کردهاند و مباحث زندگی و تمدن ما را تدوین کردهاند.
|
|
۱۳۸۹/۰۷/۲۸
|
|
انسان برای پدر مهم بود / سیده حورا صدر
نیازی به تربیت مستقیم و کلامی نیست، رفتارم خودش تربیت کننده است... والدینم همواره به مدیران مدارس تاکید داشتند که فرزندانمان با دیگران تفاوتی ندارند... پدرم مرا در سن 14 سالگی به فرانسه فرستاد تا تحصیل کنم... بیشتر معتقد به دعوت رفتاری بودند... چالش فکری را برای اسلام و تشیع رشددهنده می دانستند.
|
|
۱۳۸۹/۰۶/۳۰
|
|
کسی برای کشتن آدمها به جنگ نمیرفت
سعی کردم در داستان هایم آدم هایی را بسازم که واقعی باشند... به جنگ میرفتند تا نفس خودشان را بکشند... قبل از عملیات کسی بود که به هر کس میرسید میگفت در این عملیات یک گونی سر برایتان میآورم... جنگ با آدم هایش تفسیر میشود، حوادث خیلی مهم نیست؛ اتفاقاتی که در جنگ ما افتاد در جنگ ویتنام هم افتاده است... درباره روح کلی جنگ، تحقیق کلی و تئوریک نکردیم...
|
|
۱۳۸۹/۰۴/۱۵
|
|
فضای هیجانی یا نقد عقلانی؟ / رضا امیرخانی
زمانی که فردی پشت میز مدیریت مینشیند؛ وارث نوعی از عقل و درایت و تدبیر میشود که آن طرف میزی آن را ندارد!... هنرمندی مثل حاتمیکیا هر روز در معرض انتقاد است چون سازنده است، اما آن مسوول ویرانگر هرگز مورد سوال قرار نمیگیرد... شهید مطهری خود را موظف میدید که به سوالات مردم پاسخ دهد... اگر روی تعمیق گسلهامان پافشاری کنیم؛ فاصله ما تا افغانستان شدن، چیزی زیر 10 سال است.
|
|
۱۳۸۹/۰۳/۲۴
|
|
راه شکست جمهوری اسلامی/ مرتضی مطهری
گناه و عیب این است که اکثریت مسلمان به اقلیت بیاعتقاد، اجازهی چون و چرا ندهد... در حکومت اسلامی احزاب آزادند، هر حزبی اگر عقیدهی غیر اسلامی هم دارد، آزاد است... اگر در صدر اسلام در جواب کسی که میآمد و میگفت من خدا را قبول ندارم، میگفتند بزنید و بکشید، امروز دیگر اسلامی وجود نداشت... هر مکتبی که ایمان و اعتمادی به خود ندارد جلوی آزادی اندیشه و آزادی تفکر را میگیرد. اینگونه مکاتب ناچارند مردم را در یک محدودهی خاص فکری نگه دارند و از رشد افکارشان جلوگیری کنند.
|
|
۱۳۸۹/۰۳/۰۸
|
|
مردی در تبعید ابدی / نادر ابراهیمی
این طور کارها، با چرتزدن و ول گشتن و مجالس مهمانی و لطیفه گویی برپا کردن و هزار کار دیگر، جور در نمیآید... من هم مثل شما میدانم که ساختن فیلم دربارهی بزرگان یا نوشتن درباهی آنها، تا چه حد لغزنده است، و انسان، چگونه روی مو راه میرود، و خطر سقوط و ابتذال، چقدر زیاد است.
|
|
۱۳۸۹/۰۳/۰۲
|
|
شما دلتان نسوزد / اوریانا فالاچی
اگر یک بدنى یک انگشتش فاسد بشود چه باید کرد براى اصلاح آن بدن. آیا باید این انگشت را گفت تو باش اینجا، فاسد کن این بدن را؟ ... مردم عقیدهشان آزاد است. کسى الزامشان نمىکند که شما باید حتماً این عقیده را داشته باشید. کسى الزام به شما نمىکند که حتماً باید این راه را بروید. کسى الزام به شما نمىکند که باید این را انتخاب کنى.
|
|
۱۳۸۹/۰۱/۱۲
|
|
انقلاب اسلامی و هاشمی رفسنجانی
مجذوب امام بودم و برای سؤال کردن از کوچه یخچال قاضی تا حرم دنبال ایشان میرفتم. سؤال بهانه بود، دلم میخواست ایشان را ببینم. کمکم تبادل مسائل سرّی سیاسی در مبارزه بین ما ایجاد شد... سالنامه را قبل از انتشار با 5 تومان پیشفروش میکردیم و بعد از انتشار 7 تومان میفروختیم... اولین بار آیتالله خامنهای را در درس خارج مرحوم محقق داماد دیدم.
|
|
۱۳۸۸/۱۲/۰۶
|
|
سرّ نوشتن / محمدعلی اسلامی ندوشن
انسان هیچ نوشتهای را دوست ندارد، مگر آن که بتواند گوشهای از گمشدهی خود را در آن پیدا کند... انسان باید وجدانش روشن باشد و از گذشتهاش خجالت نکشد. کسانی که وجدان روشنی ندارند،حرف قابل گفتنی هم برایشان نیست... جلال آل احمد در "خسی در میقات" در جایی نگاهش به دختری میافتد و از زیبایهایش میگوید... همیشه دبیر فیزیک و شیمی محترمتر و ترسآورتر از دبیر ادبیات بود.
|
|
۱۳۸۸/۱۱/۱۱
|
|
از چاله به چاه/ داوود غفارزادگان
این که اعتراف مال فرهنگ مسیحیت است بحثی پیشپاافتاده است؛ کسی ادعیه معروف ما را خوانده باشد از این حرفها نمیزند... ما در کشوری سیاستزده زندگی میکنیم و هر چیزی پس و پشت سیاست شکل مسخ شدهیی به خود میگیرد... نمیخواستم خواننده به تصویر واحدی برسد... گذاشتم همه چیز لغو و بیهوده و مسخره از آب دربیاید.
|
|
۱۳۸۸/۱۱/۰۶
|
|
آنچه دلم گفت بگو، گفتهام/ یوسفعلی میرشکاک
پنج شاعر بزرگ اگر داشته باشیم، اخوان و شاملو و فروغ و آتشی و... همینهایی که از این مملکت رفتند و حالا فحش میدهند. نانخور این طرف بودند... من قایل به چیزی به عنوان شعر انقلاب نیستم... ما در این مملکت طبق معمول، باندبازی هم داریم... برای پذیرفتن «من او» باید بخشهای زیادی را حذف کرد... شمس لنگرودی شاعر نیست...
|
|
۱۳۸۸/۰۹/۱۰
|
|
یک جعبهی یخچال کاغذ / دن براون
من چهار جعبه به اندازهی جعبه یخچال؛ کاغذ نوشته دارم که از آنها در نماد گمشده استفاده نکردهام. برای این کتاب شاید به اندازه 10 کتاب مطلب نوشتهام... هنوز هم برای نوشتن 4صبح از خواب بیدار میشوم. دوستانم همانهایی هستند که پیشتـر بودهاند و همان زن شگفت انگیز همسـرم است.
|
|
۱۳۸۸/۰۸/۲۸
|
|
دیدار با همسایهی نیما / سیمین دانشور
نیما میرود و سه کیلو پیاز میخرد و آنها را برای عالیه خانم میآورد و به او میگوید: بیا عالیه. عالیه خانم می پرسد: این چی هست؟ نیما میگوید: پیازِ سفیدِ مازندرانی، خانمِ آلِ احمد گفته... نیما به موسی صدر حسودیاش شد. موسی صدر خیلی خوش تیپ بود. من در رو باز کردم. گفتم تو حق نداری اینقدر خوشگل باشی! خندید.
|
|
۱۳۸۸/۰۸/۲۵
|
|
انشاءالله اسفند 89 / امیر حسین فردی
جشنی که با جایزه 9میلیون تومانی یکی از گرانترین جوایز ادبی کشور محسوب میشود... تصور ما این است که همه نویسندگان و هنرمندان در تهران جمع شده اند؛ اصلا به فکر شناسایی و استعدادیابی نیستیم در حالی که استعدادهای خوبی در دوردستها داریم...
|
|
۱۳۸۸/۰۸/۲۳
|
|
زندگی سراسر رنج است/مصطفی مستور
اینها حرفهایی هستند برای جامعهای که از این تلاطمهای سیاسی گذر کرده است و بخواهد زندگی کند. در متن زندگی است که این پرسشها جدی میشوند... از ادبیات انتظار بزرگی ندارم... شاید از معدود لذتهای نوشتن این باشد که بنویسی تا دیگران احساس کنند در زندگی تنها نیستند.
|
|
۱۳۸۸/۰۷/۲۶
|
|
مخالف را حذف نمیکرد / صادق طباطبایی
سعهی صدر بسیار بالا و تحمل از ویژگیهای ایشان بود. اصلا انگار ایشان بدگوییها را نمیشنیدند... ما باید راه ناتمام سیدجمال را ادامه بدهیم. اما خطای سید جمال را تکرار نکنیم. سیدجمال میخواست با اصلاح سران مشکلات را حل کند. ما باید با مردم شروع کنیم.
|
|
۱۳۸۸/۰۷/۱۵
|
|
آیا فارابی منحل میشود؟ / اکبر نبوی
گاه دچار افراط و تفریط میشویم؛ یا فقط واقعیت را میبینیم یا آرمان را... نبود استراتژی فرهنگی، سبب غلبهی روزمرگی بر رفتارهای مدیریت دولتی میشود... برای سیاستمداران در حوزهی فرهنگ امکان آزمون و خطا مهیا ساختیم... مدیریت آقای شاهحسینی بهگونهای است که به نظر میآید قصد دارد فارابی را به تعطیلی بکشاند...
|
|
۱۳۸۸/۰۷/۰۴
|
|
فهمناقصمدیریتفرهنگ / محمدمهدی عسگرپور
در وزارتخانهای که حداقل، در لفظ بسیار مهم است... مدام تصور میشود که بزرگانی که نیروی محرکهی ذهنشان مربوط به عرصههای دیگر است، در صورت مؤدب بودن! و داشتن تحلیلی (معمولاً جهتدار) از سابقه فرهنگی و هنری کشورمان، میتوانند در مسندهای مهم فرهنگی و هنری مشغول فعالیت شوند...
|
|
۱۳۸۸/۰۶/۲۲
|
|
انتهای جادهی مککارتی / محمدرضا قلیچخانی
این کتاب جزو رمانهای آخر الزمانی است، رمانهایی که به این مسئله میپردازند که اگر دنیا به آخر برسد چه اتفاقی میافتد... کل داستان پر است از صحنههای تکان دهنده و عجیب و غریب مثل برخورد پدر و پسر با گروهی که جنازهی یک نوزاد را روی آتش گذاشتهاند تا کباب کنند...
|
|
۱۳۸۸/۰۴/۱۷
|
|