محمد حسنلو
بعد از انقلاب مخملی و اصلاحات ریز و درشت در کشورهای اروپای شرقی 50 سال سیلی از آسیبهای غیر قابل هضم درون دنیایی جدید از قوانین بعد از فروپاشی دیوار برلین در این منطقه سرازیر شد. نگرانیها و چالشهای دوران بعد از کمونیست و ریشههای آنها در گذشته این منطقه موضوع اصلی مجموعه مقالات «آدام میچنیک» نویسنده لهستانی و ویراستار ورشو دیلی را در قالب کتابی با عنوان «در جستجوی مفهوم گمشده: اروپای شرقی جدید» است. میچنیک که از وی به عنوان یکی از بزرگترین روشنفکران اروپای شرقی میشناسند در این کتاب تمام وقایع بعد از فروپاشی کمونیست و فروریختن دیوار برلین را در اروپای شرقی بازگو میکند.
به عنوان یک مخالف لهستانی میچنیک یکی از دشمنان سرسخت کمونیسم محسوب میشود که بعد از سالهای 1989 نوشتهها و مقالاتش او را به عنوان وجدان کشور لهستان در برابر قوانین جدید دوران جنگ سرد به مردم شناساند. چهار مقاله اول کتابش که در روزنامه گزت ویبروزا لهستان محل کار نویسنده نیز چاپ شد بیشتر به وقایع تاریخی اشاره میکند که به فروپاشی کمونیست مربوط میشود: تاسیس حزب همبستگی در سال 1980، تصویب قانون حکومت نظامی در سال 1981، فروپاشی کمونیسم در سال 1989 و شورش مردم مجارستان در سال 1956 . نویسنده در این کتاب وقایع بعد از کمونیسم را کنار هم می چیند تا نشان دهد بیشتر از کشورهای زیر سلطه کمونیستها این حوادث روی مناطق دیگر تاثیر گذاشت.
در قسمت های بعدی کتاب بیشتر نوشتههای میچنیک به حال و هوای مسموم لهستان مدرن و سیاستهای متعفن مقامات این کشور تحت تاثیر تاریخ یهودی-لهستانی کشور اشاره میکند که در اینجا بیشتر هنر ادبی و فرهنگی نویسنده بروز میکند زیرا وی با استفاده از تاریخ حضور یهودیان در این کشور اتفاقات سیاسی را روایت میکند که اصلاً هیچ ربطی به کمونیسم ندارد بلکه ریشه در فرهنگ وابستگی به یهودیان دارد. خواننده در این بخش به سالهای دهه 60 میلادی ورشو میرود که آن سالها را میتوان نقطه اوج شکوفایی ادبیات لهستان در دوران جنگ سرد خطاب کرد که در فضایی با سانسور کمونیستی به خوبی توانست آثاری از مقاومت مردم این کشور در مقابل هیتلر نازی و کمونیستها ارائه کند که نمونه آن کارهای چشلاو میلوسز برنده جایزه نوبل ادبیات که با شعرهای خود به صورت فعال در مقاومت مردم لهستان در برابر نازیها خود را مطرح کرد. نویسنده با ارائه تمام این وقایع درصدد بیان پیام اصلی کتابش است که همان نظر جمعی مردم سالهای گذشته لهستان در مقابل ایده آلیست های کمونیست با قوانین سالهای بعد از جنگ است.

او داستان سادهای را روایت میکند که در آن وطن پرستان لهستانی معیار اصلی اخلاق در این کشور محسوب میشدند که در همان زمان طرفداران بلشویک در نظر مردم منفور بودند. برای نمونه او داستان گابریل ناروتوویچ اولین رئیس جمهور لهستان بعد از سالهای 1918 جنگ جهانی اول را مثال میزند که فردی متولد لیتوانی و تحصیل کرده سوئیس بود که توسط مجامع بین المللی و بیشتر توسط گروههای یهودی فراماسونری به مردم لهستان تحمیل شد که بعد از 5 سال توسط یک فرد میهن پرست ترور شد. به نظر میچنیک در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم بعد از آلمانها بوی تعفن فاضلاب دست های غربی در سیاست این کشور در سیاست های مدرن سالهای اخیر نیز ادامه دارد که هنوز مردم نتوانسته اند میزهای گرد جاسوسان کمونیست و خیانتکاران وابسته به غرب را از بین ببرند.
نویسنده با سوالی درباره اینکه چرا هنوز این گروهها به حیات خود ادامه میدهند و ادامه جواب این سوال را در پوچگرایی عجیب ملی مردم این کشور خطاب می کند که در آن فجایع و اتفاقات بد تحسین میشود و پیروزیها چندان با استقبال روبرو نمیشوند. نویسنده میپرسد چرا مردم لهستان نمیتوانند به پیروزیهای خود افتخار کنند؟ میچنیک به عنوان یک فعال ضد کمونیسم که حدد 6 سال هم به خاطر عقایدش زندانی شده است سیاست های گذشته کمونیستی کشور را تقبیح نمیکند ولی خطاب به خوانندگان لهستانیاش (کتاب میچنیک به تازگی از سوی انتشارات دانشگاه کلمبیا به انگلیسی ترجمه شده است) لیبرالیسم به معنای واقعی و از نوع لهستانی را پیشنهاد میکند که در عصر بعد از کمونیسم سرمایه داری نوع جدیدی از وطن پرستی محسوب می شود که میتواند روح افسرده مردم این کشور را زنده کند.
گزارش اصلی را اینجا بخوانید.