کتاب نیوز  شناسنامه

گام به گام درمان یک بیماری


رویا صدر

گام اول: یک اتفاق ساده
در بخشهایی از وجود نازنینتان چیزی اندازه یک جوش بزرگ یا یک توپ پینگ پونگ است که درد می کند، خیلی هم درد می کند. توپ پینگ پونگ مذکور، اندازه‌ی یک توپ بسکتبال آزارتان می دهد. نه می توانید دولٌا شوید، نه بنشینید. راه هم که می روید چنان گشاد گشاد قدم برمی دارید که یاد سرداران مغول را در اذهان حاضرین و نظرین زنده می کنید. قضیه را تا اطلاع ثانوی پشت گوش می اندازید و به شعار همیشه جاوید: "چیزی نیست، ایشالٌا خوب می شه" پناه می برید.

گام دوم: مظالم ترکان خاتون
همچنان درد می کند، همچنان یکوری می نشینید و همچنان مثل خان مغول راه می روید و همچنان موقع دولٌا شدن، آه های جانسوز از صمیم قلب و سایر جهاز هاضمه می کشید. از شعار گذشته است، باید وارد عمل شوید!

گام سوم: خاطرات محرمانه‌ی خانوادگی
به شوهر محترم اطلاع می دهید. جمله از دهانتان بیرون نیامده، می گوید: چیزی نیست، خوب می شود... و دل نگران، سرش را می کند توی روزنامه، دنبال خبر نشت نفت در خلیج مکزیک. حواستان می رود پیش شهین جون و مهین جون که اولی خودش و دومی خواهر جاری همسایه‌اش چنین "چیزی نیست"ی داشتند. پای تلفن می روید و با کمال شرمندگی قضیه را به استحضار نامبردگان می رسانید. شهین جون حمام بتادین را توصیه می کند و مهین جون، استفاده از سرنگ را، باشد که توپ پینگ پونگ مذکور، پخته و رسیده شده، سرباز کند بیرون.

گام چهارم: تا شقایق هست، زندگی باید کرد
زهی خیال باطل! چنان دیرپز است که گویا به این زودی‌ها قصد پخته شدن ندارد. همچنان خام و کال، جاخوش کرده و وادارتان می کند همچنان ناجور بنشینید و راه بروید، باشد که نشکند چینی نازک تنهایی توپ مذکور.

گام پنجم:طبیب اجباری
به پزشک اوٌل مراجعه می کنید. به پزشک دوم ارجاعتان می دهد.

گام ششم: غریبه و مه
به پزشک دوٌم مراجعه می کنید. دستتان می آید که مرضتان خیلی تخصصی است! چون هر چه او توضیح می دهد، کمتر می فهمید که قضیه چیست. آخرِ کار، فقط ملتفت می شوید که باید پیستولش را عمل کنید، همین امشب هم بیایید عمل کنید. پیستول را هم از این جهت به خاطرتان می ماند که از نظر دایره‌ی حروف، خیلی شبیه پیستون است. در ضمن نسخه بلندبالایی هم برایتان می نویسد. داروها را تهیه می کنید و دلشوره ای مبهم در دلتان ریشه می دواند، از این که بالاخره نفهمیده اید اصولا داروها و پیستون و توپ و غیره چرا و چگونه و چه ؟!

گام هفتم: ماشین مشدی ممدلی
به همسرتان می گویید که دکتر گفته پیستولش را باید عمل کنید. همسرتان هم می گوید مگر شما تریلی هیجده چرخید که پیستونتان ایراد داشته باشد؟! یک دمل ساده که این حرفها را ندارد و عمل، بی عمل. و اضافه می کند: "اصلاًبرو دکتر، ببین چی می گه " و دکترهای پیش را در حد یک جفت برگ چغندر ضایع می کند.

گام هشتم: پزشک دهکده
به دکتر سوٌم می روید. به دکتر چهارم ارجاع می دهد.

گام نهم: جویندگان طلا
دکتر چهارم خیلی با فهم و کمالات و دارای تخصص بالاست، طوری که یک کلمه از توضیحاتش را هم متوجه نمی شوید. فقط دستتان می آید که هر چه هست، مربوط به همان پیستول است و همین امشب بیایید بیمارستانِ خودم برای عمل.

گام دهم: خرده جنایتهای زن وشوهری
متقاعد کردن همسرتان، مطلب"گام به گام درمان بیماری" را تا سرحد مکالمات پیش پا افتاده‌ی روزمره‌ی خانوادگی پایین می آورد. می پرسد:"حالا ازش می پرسیدی نمی شه عمل نکرد؟ اصلاًنگفت قضیه چیه؟ چرا اینجوری شده؟ عمل چه جوریه؟ با دارو حل می شه یا نه؟ اصلاً چرا اگه باید عمل کنی، دارو داد؟ نگفت دوره‌ی تقاهتش چقدره؟"  و تو، مدام پاسخ می دهی که: "نه"و به یاد می آوری که وقتی سوالات عامیانه و غیر تخصصی فوق را از دکتر پرسیدی، با ملغمه ای از مهربانی و بی حوصلگی فقط سری تکان داد و گفت: "همه چی درست می شه، مریض بعدی لطفاً". در حین صحبت، تو و همسرت فرصت می کنید هر کدام در ذهنتان یک سری ارقام را با هم جمع و از هم تفریق کنید و آنها را با تعرفه های بیمه های درمانی تطبیق دهید و در نهایت همسرتان سوالات پایان ناپذیرش را با این سوال که: "اصلاًشام چی داریم" پایان می دهد و زمینه را برای گام بعدی آماده می کند.

گام یازدهم: هزار و یک شب
عمل می کنید. یک شبانه روز که برایتان اندازه‌ی یک قرن کش می آید، در بیمارستان می مانید و می شنوید که قبلاً خیلی ها این عمل را انجام داده اند ولی به دلایل استراتژیک (که برای خوانندگان محترم واضح و مبرهن است) متاسفانه نتوانسته اند توی بوقش کنند. به خاطر مظلومیت خودتان و بیمارانی که چنین عمل دردناکی را انجام داده اند، بی صدا اشک می ریزید، غافل از این که تنها صداست که می ماند و اشکهای شما پشیزی نمی ارزد و ول معطلید و زودتر بروید سراغ کار و زندگیتان.

گام دوازدهم: خداحافظ گاری کوپر
می گویید: آقای دکتر، باز احساس می کنم توده‌ی مذکور وجود دارد... همچنان درد دارم... همچنان نمی توانم درست و درمان راه بروم و بنشینم، همچنان نگرانم، نکند یک چیزی باشد... نکند ... دکتر مذکور، در حال نوشتن نسخه، سرش را به جمیع جهات تکان می دهد، یعنی: "چیزی نیست" و شعار همیشه جاوید: "مریض بعدی" را مثل پتک بر مغزتان می کوبد. واقعاً هم چیزی نیست، ولی نمی دانید چرا "چیزی نیست" دکتر، آخرین "چیزی نیست" دنیاست که باورش می کنید!

وبلاگ بی‌بی‌گل

۱۳۹۰/۰۱/۱۱
 مطالب مرتبط 
چندروایت‌معتبر از یک ‌افسانه‌ی‌نوروزی
مرگ تدریجی یک آبگوشت بزباش
رمز و رازهای مانایی منوچهر احترامی

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

       

بایگانی  
گام به گام درمان یک بیماری
رویا صدر
پیامهای تبریک رئیس‌جمهور
شهرام شکیبا
مناظره‌ی فردوسی‌پور با ده‌نمکی
محسن حدادی
دفاع‌سهمگین‌میلانی‌از"تسویه‌‌حساب"
محسن حدادی
چندروایت‌معتبر از یک ‌افسانه‌ی‌نوروزی
رویا صدر
کلینیک ترک‌اعتیاد اسمال سگدست
محسن حدادی
اشکال از کروبی است
شهرام شکیبا
آمار کشک نیست
علیرضا ناظر فصیحی
وسیله دفاعی بیولوژیک
پیمان قاسم‌خانی
حرف‌هامان طلاست 30سال...
سعید بیابانکی
اسفندیار و من
شهرام شکیبا
اعلام اسامی هنرمندان دستگیرشده‌
محسن حدادی
سینما، آب و آفتابه
محسن حدادی
اندر احوالات نکاح نیمه ‌کاره
میرزا قلی‌خان‌ راپورتچی
ما تروریست‌های آماتور
سید علی میرفتاح
دانشگاه ‌برزخ!
زهرا دُری
از طرف دیگر
زینووی پاپرنی / منوچهر محبوبی
واکنش سریع! به بیکاری امیرخانی
سید علی موسوی
خواجــــه پیشی
سعید سلیمانپور (بوالفضول ‌الشعرا)
شوهر کامپیوتری
ابوالفضل زرویی نصرآباد

و اینک آخر الزمان...
سمیه کاووسی
مبادا خون سیاوش بر زمین بریزد
مرجان فولادوند
بوی پیراهن یوسف
حسین شرفخانلو
زیارت، قیامت کوچکی است
نفیسه مرشدزاده
هفت سین داستان
مهدی نورمحمدزاده
اژدهای موسی و جدول مندلیف!
مهدی نورمحمدزاده
کفشداری یازده؛ روبروی گنبد سبز
محبوبه سربی
ما چهار زن داریم
حامد هاشمی
ماندن در مدار تو
نفیسه مرشدزاده
به خیال خودم کسی شدم
محسن حاجی کریمی ساری
بخشش یا انتقام؟!
مهران محرمیان
به سجده افتادن
هاجر قاسمی
واسطه‌ی نجوا
نفیسه مرشدزاده
مصطفای من
مطهره طبیبی

بایگانی  
نشستن با کتاب
برای غربت فتح
میان اشک و لبخند
10جلد برگزیده‌ی 2008
کتابخانه‌ای در بزرگترین جزیره
شیخ بهایی در ملک
دفاع به روایت ارتش
بوی جوی مولیان
دومین بزرگترین کتابخانه‌ی دنیا
به بزرگی یک دائرة‌المعارف
خال لب
کتاب لندن
 پس از کتاب 
بایگانی  
تئاتر شهر میزبان "خواجه نصیرالدین"
بابک حمیدیان با "مکبث" در ایرانشهر
«چمران» در قاب تصویر حاتمی‌کیا
نمایشگاه نقاشیخط در گالری ساربان
"مشق مُشتاقی"در موزه هنرهای معاصر
اجرای گروه شهنازی در تالار وحدت
"این شرح بی‌نهایت" با صدای کرامتی
رونمایی از "موسیقی نوروز و بهار ایرانی"
"تا اشکستان" در فرهنگسرای نیاوران
"آژانس شیشه‌ای" انیمیشن می‎شود
"پس از سقوط" آرتور میلر در ایرانشهر
گرامیداشت درویش طالقانی در دوسالانه بین‌المللی خوشنویسی ایران
سریال شهید چمران در مراحل پایانی
تحریم اکران برخی از فیلم‌‎ها در حوزه هنری

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
رادیو پنج روز
پاتوق کتاب
تحریم تجاری اسرائیل
یاری سالمندان برای زندگی کردن
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام