والن در کتابش با عنوان «تورم زده: چگونه پول و قرض رویای آمریکا را ساخت» مینویسد: وسوسه دولت در این سالها برای حل کسری بودجههای عمومی و تامین نیازهای خود به تورم به عنوان راهحلی نگاه کرد که اجازه داد بدهی سریعتر از اقتصاد کشور رشد کند.
به گزارش خبرآنلاین، ریچارد کریستوفر والن، مدیر اجرایی موسسه اعتباری و تحلیل بازار در شهر نیویورک سالها به عنوان نویسنده و تحلیلگر بازارهای مالی و اعتباری در شهرهای مختلف آمریکا و به عنوان نماینده اعتباری موسسات مالی آمریکا در منطقه آمریکای لاتین فعالیت کرده است.
او یک بانکدار آمریکایی در داخل و خارج این کشور است که در کتابش تاریخ مالی آمریکا را به رشته تحریر درآورده است ولی نظری غیر از اکثر بانکداران و موسسه داران دولتی درباره تاریخ و آینده نظام پولی آمریکا دارد و برای آن دو غول عظیم و روح شیطانی عنوان میکند که در طول تاریخ آن را به تباهی کشانده است که به سختی قابل جبران است.
«بدهی و تورم» دو غول شیطانی محسوب میشوند که وی برای توضیح و تشریح آنها مخاطب خود را به سفری تاریخی به دو قرن پیش آمریکا می برد که نظام و سیاست مالی و بانکداری آمریکا از آن زمان شکل گرفته است. والن در طول مسیر چیزهای زیادی در تکامل نگرشهای عمومی نسبت به پول برای مخاطب خود تعریف میکند که خلاصه آن در حرص و طمعی است که از عصر طلا و هجوم جویندگان این فلز به مناطق شمالی برای ساختن اولین روزهای این کشور آغاز میشود.
آن روزها به نظر کلیساهای پروتستان، کار سخت و ذخیره طلا و پول برای ساخت آینده لازم بود که در زمان آبراهام لینکلن حالت قانون به خود میگیرد که باعث هموار شدن مسیر برای پذیرش فرهنگ جمع کردن پول و قرض دادن برای سرمایهگذاری شد که از سالهای 1920 با ظهور ماشین و دستگاههای ماشینی سرمایهگذاری مصرفکننده به حالت انفجاری رسید که بعضی را سرمایهدار و بعضی را مقروض کرد. به تدریج برخلاف اذهان عمومی که فکر میکردند همه چیز در آمریکا خصوصی است در این سالها به تدریج بانکهایی که پول قرض میدادند قدرت خود را از دست دادند و تحت نظارت دولت بی ثبات شدند چرا که قدرت سیاسی برای استحکام دولتهای محلی و مرکزی مالیاتها را زیاد میکرد تا بتواند به ارایه خدمات عمومی بپردازد.
والن در کتابش با عنوان «تورم زده: چگونه پول و قرض رویای آمریکا را ساخت» مینویسد: وسوسه دولت در این سالها برای حل کسری بودجههای عمومی و تامین نیازهای خود به تورم به عنوان راهحلی نگاه کرد که اجازه داد بدهی سریعتر از اقتصاد کشور رشد کند.
نویسنده در کتاب خود پلی بین گذشته و زمان حاضر میسازد. ورشکستگی در سالهای قرن نوزدهم یکی از دستورالعملهای بارونهای دزدی بود که از پولهای عمومی به نفع خود استفاده کنند و همین امر در سالها اخیر در اعلام ورشکستگی شرکت خودروسازی جنرال موتورز آمریکا مشاهده شد در حالی که سابقه این شرکت هیچ کسری بودجهای دیده نمیشود. افزایش ذخایر نقدی فدرال از سال 2008 بر خلاف ادعاهای دولتی در حقیقت ناشی از پول چاپ کردنهای بیپشتوانه در سالهای 1930 است. بانک مرکزی آمریکا پیش از اینکه به مردم خدمت کند در خدمت کاخ سفید و بانکهای بزرگ است و یکی از نمونههای آن افزایش نقدینگی به منظور ثبات بازارهای مالی و اعتباری دولتی است که در حقیقت اقتصادی مجازی ایجاد میکند که در نگاه اول به بسیاری از کشورها و مجامع بینالمللی بدهی دارد.
به عنوان مثال در زمان ریاست «آلن گرینسپان» در زمان دولت بوش بانک مرکزی با استفاده از بدهی اقتصاد خود را سرپا نگه داشت ولی امروز جنبشهای علیه بانک مرکزی میتواند کشور را وارد خطری کند که سابق بر این موجب جنگهای داخلی در آمریکا شده بود. البته لازم به ذکر است بذر مشکلات کنونی اقتصاد آمریکا قبل از گرینسپان کاشته شده است همان زمانی که در سالهای دهه هفتاد میلادی سازمانهای خصوصی و دولتی مثل قارچ برای ساختمان سازی به عنوان موتور رشد آمریکا ظاهر شدند و اقتصاد این کشور را از حالتی شناور به حالتی سکون درآوردند.
والن در کتابش نگرانی خود را از شکست دولت آمریکا پنهان نمیکند ولی در این میان به نظر میرسد بیشتر مردم این کشور متضرر شوند زیرا کمربند بدهیهای سنگین آمریکا ثابت شده است که به کمر آنها سفت میشود. عادت بر این بوده است که آمریکا و اروپا خطاب به کشورهای در حال توسعه برای سر و سامان دادن به اوضاع اقتصادی خود موعظه میکردند ولی شاید حالا اوضاع برگشته باشد. طرح کمک امریکا براى توسعه اقتصادى کشورهاى اروپاى غربى که پس از جنگ جهانى دوم براى جلوگیرى از نفوذ کمونیسم در این کشورها اجرا شد شاید حالا رمقی برای ادامه نداشته باشد و هزاران شاید دیگر که نویسنده خطاب به مردم آمریکا نوشته است.