سی و هشتمین شماره ماهنامه تخصصی اطلاعرسانی و نقد و بررسی کتاب با عنوان «کتاب ماه فلسفه» ویژهنامه «افلاطون و سوئینبرن» به سردبیری علی اوجبی از سوی خانه کتاب منتشر و روانه بازار نشر شد.
به گزارش ایبنا، این مجله، با هدف رونق بازار نقد، بالا بردن سطح کیفی کتابهای فلسفی، پیشبرد فرهنگ کتابخوانی و ایجاد پیوند خلاق میان ناشران، پدیدآورندگان و خوانندگان حوزه فلسفه منتشر میشود و با تحلیل وضعیت نشر آثار فلسفی، دستاندرکاران این حوزه را یاری میکند.
سخن سردبیر این شماره به موضوع «فلسفه اسلامی، دیروز و امروز» پرداخته است. علی اوجبی مینویسد: «در سالهای اخیر، خوشبختانه شاهد تلاشهای فراوان ارزشمندی برای رونق بخشیدن به اندیشههای فلسفی گرانسنگ صدرایی میباشیم. اما با این وجود، چنین به نظر میرسد که فلسفه اسلامی به طور مشخص، حکمت متعالیه با وجود تمامی قابلیتها و توانمندیهای انکارناپذیرش، گام جدیای به جلو ننهاده و در همان مرتبه وجودی پیشین قرار دارد! در حالی که در گذشتههای نه چندان دور، بدون در اختیار داشتن امکانات و سرمایههای مادی امروزی، فلسفه اسلامی، پررونقتر، شادابتر، تاثیرگذارتر و در مقابله با آموزههای مخالف و تشکیکها توانمندتر، و در هضم و جذب تئوریهای جدید قابلتر بود. تحلیل ناکامیهای امروزین و کامیابیهای دیروزین از حوصله این نوشتار خارج است، اما شاید بتوان به دو نکته کلیدی اشاره کرد:
1. بزرگنمایی: در دوران معاصر، در اثر کمتوجهی به ارزشهای فلسفههای مشائی، اشراقی و...، برخی صدرا را خاتمالفلاسفه، حکمت متعالیه را غایت فلسفه اسلامی و خود را تنها وارثان صدرالمتالهین شیرازی انگاشته و علاقهمندان و پژوهشگران فلسفه را به پیروی بیچون و چرا از خویش فرا میخوانند و هیچ وقعی به دیگر اندیشهها و منظومههای فلسفی نمینهند! در حالی که ملاصدرا خود از طلایهداران دعوت به تفکر و اندیشیدن بود. این فیلسوف نابغه نادره دوران، در عین تجلیل از اندیشههای اساتید بزرگ خود، به نقد آنها میپرداخت و از تقلید و تعصب شکوهها داشت. در طول تاریخ فلسفه به یاد نداریم که فیلسوف صاحب نامی مدعی بوده باشد که به تمامی حقیقت دست یازیده و دستگاه معرفتی او کامل و بیعیب و نقص است. نهایت ادعای حکیمان مسلمان این بود که کاستیهای نظامهای فلسفی پیشین را در حد توان خویش برطرف کرده و کاروان اندیشه و خرد را گامی به جلو راندهاند. بسیار مضحک است که ادعا کنیم فلسفه صدرایی ـعلیرغم تمامی ارزشها، توانمندیها و قابلیتهایشـ غایتالغایات فلسفه اسلامی است. کمالانگاری، چیزی جز پایان و مرگ یک دستگاه معرفتی بشری نیست. مگر نه این است که فلسفه لااقل در: الف) پاسخ گویی به شبهات جدید در عرصههای بینادین معرفتی (اعم از وجودشناسی و خداشناسی) و در، ب) موضوعات جدیدی که سایر علوم (بهویژه دانشهای تجربی) فرا روی او میگشایند، نیازمند پژوهشهای نو میباشد؟!
2. گسست آموزشی: سنت تعلیمی فلسفه در طول تاریخ بهگونهای بوده که همیشه فلسفه، سینه به سینه، به نسل بعدی منتقل شده و هماره یک فیلسوف خوشفکر، شاگرد یا شاگردان نخبهای را پرورش داده تا حاملان و شارحان فلسفه برای آیندگان باشند. تا چند دهه پیش، بزرگانی در آسمان فلسفه اسلامی چون ستاره میدرخشیدند و هریک به تنهایی جهانی بود بنشسته در گوشهای، اما افسوس و هزارن افسوس که از آن خیل گوهرهای الهی، جز اندکی روشنیبخش محافل فلسفی ما نیست. اینک با وجود تمامی تلاشهای ارزشمند اساتید فلسفه در حوزه و دانشگاه، و موسسات پژوهشی، بندرت میتوان کسانی را یافت که درد فلسفه داشته باشند و فهم فلسفی. فلسفی بیاندیشند و فلسفی اندیشیدن را بیاموزند. با این اوضاع هنوز برخی میکوشند ثابت کنند که ملاصدرا به دلیل بزرگی و عمق اندیشههایش ـکه البته همگان بر آن اعتراف دارندـ در تمامی ساحتهای معرفتی حرف جدی و جدید دارد؟! ادعای گزافی که ملاصدرا خود از آن تبری میجوید.
تا با نگاهی آسیب شناسانه در صدد رفع کاستیهای یاد شده بر نیاییم، در پس این خزان، هیچ نسیم بهاری نخواهد وزید و درخت پربار و تنومند فلسفه اسلامی، حیات بالنده خویش را باز نخواهد یافت و در برابر هرباد مخالفی، شکننده سر تعظیم فرود خواهد آورد.
البته و صد البته که با وجود اساتید خوشفکر فلسفه در حوزه و دانشگاه و تلاشهای گرانقدر آنها در دوران معاصر، امید آن میرود تا در آینده نه چندان دور، دوباره فلسفه اسلامی، سکه رایج عرصه خرد و خردورزی باشد.»
پرونده 1: افلاطون
نخستین پرونده این شماره ماهنامه، افلاطون را مورد مطالعه قرار داده است.
افلاطون در رساله تیمائوس بهویژه در فقرات C61-C53 (شاید بتوان آنها را مهمترین فقرات این رساله نامید)، به تبیین چیستی عناصر اولیه جهان میپردازد، این تبیین مطابق با اصول ریاضی و هندسی که میراث فیثاغوریان است، انجام خواهد شد. در واقع افلاطون در پی آن است که به کمک اصول ریاضی و هندسی، به شکلی پیشینی، تبیینی ریاضیگونه از جهان ارائه کند و به این شکل، اصول ریاضی را اصول حاکم بر جهان معرفی نماید. به همین مناسبت، او عنصر عناصر [یا شاید بتوان گفت اتم جهان] را مثلث میداند و تلاش میکند تا به تبیین چگونگی شکلگیری عناصر اولیه جهان از مثلث بپردازد و سپس به تبع آن نحوه شکلگیری تمامی اجسام عالم از این مثلثها را روشن سازد؛ بنابراین با این نوع تبیین، تمامی اجسام عالم نهایتا به اتمهایی مثلثی شکل بر میگردند و به همین سبب اکثر اجسام، قابلیت تبدیل به یکدیگر را به دست میآورند و به این شکل، نظام تبدیل و تغییر عالم، طبیعت ساختاری عقلانی و هماهنگ مییابد مقاله اول این پرونده، جستاری است برای فهم این مساله که چگونه افلاطون به شیوهای نظاممند و منسجم چنین تبیینی از عالم را ارائه میکند و میزان موفقیت او در ارائه این تبیین به چه میزان بوده است.
پرونده 2: ریچارد سوئین برن
دومین پرونده این شماره ماهنامه، آثار ریچارد سوئین برن را مورد مطالعه و بررسی قرار داده است.
ریچارد سوئین برن (26 دسامبر 1934) فیلسوف تحلیلی دین و استاد ممتاز دانشگاه آکسفورد است. وی به مدت نیم قرن از فیلسوفان دین و تاثیرگذار در حوزه الهیات طبیعی بوده است، چنانکه میدانیم عمده تمرکز الهیات طبیعی بر ادله فلسفی اثبات وجود خداست.
فلسفه تحلیلی دین و فلسفه علم، بیشترین علایق فلسفی سوئین برن را به خود اختصاص داده است. هرچند چنانکه خود وی در صفحه اختصاصاش (home Page) در سایت دانشگاه آکسفورد گفته، همه پرسشهای اساسی فلسفی و معناداری و توجیه عقلانی آموزههای مسیحی، ذهن و زبان سوئین برن فیلسوف را به خود مشغول داشته است. در باب زندگی و سلوک فکری و معنوی وی شاید بهترین منبع، همان زندگینامه خودنوشت سوئین برن است که البته هنوز به زبان فارسی منتشر نشده است.
وی از سه حوزه معرفتی علم جدید و تحولات آن، فلسفه علم و فلسفه دین متاثر است و به لحاظ روششناختی بیش از هرکس ـچنانکه خود تصریح کرده استـ متاثر از توماس آکوئیناس، بزرگترین فیلسوف و متکلم قرون وسطی مسیحی است. اهمیت روش شناختی آکوئیناس از آن جهت است که او کوشیده تا بهترین علم و فلسفه روزگار خود را به خدمت تاسیس الهیات مسیحی به کار گیرد. سوئین برن هم به تبع توماس، معتقد است که هر نسلی باید نظام الهیات مسیحی را با آگاهی عمیق از تحولات معرفتی روزگار خود، تنظیم و تبیین کند.
شاید، متکلم خواندن سوئین برن چندان دور از واقع نباشد، چرا که چنانکه کثیری از آثار او نشان میدهد؛ وی کوشیده تا با اتکا به ادله فلسفی، تاریخی و حتی تجربی، به اثبات برتری مسیحیت بر سایر ادیان، حتی یهودیت و اسلام بپردازد، امری که محتاج نقد و بررسی جدی متکلمان دینی ایران معاصر است.
در بخش نقد و بررسی و در پرونده اول با عنوان: افلاطون، این مقالات به چشم میخورند.
رساله تیماتوس: تبیین ریاضیاتی افلاطون از عالم طبیعت (مرضیه افراسیابی)، بازخوانی بخش نخست محاوره پارمنیدس: تناقض یا سازگاری (صبورا حاجیعلی اورکپور)، دلایل مرگ ناپذیری روح از نظر افلاطون با توجه به رساله فایدون (مائده پناهی آراللو)، عقلگرایی، فلسفه افلاطون و مفهوم خدا (جانهاپکینز، عاطفه سادات قریشی)، معنای فلسفی استعلا: نظرات لویناس و افلاطون در باب عشقورزی ورای هستی (دبورا آچکتنبرگ، مصطفی امیری)، نقدی بر تصویر نفس در قوه ناطقه: افلاطون و معمای سقراط (گئورک رادیاچ، هما محمدی)، افلاطون، متافیزیک و نمادها (اندرو ماسون، زهرا هاشمزاده).
افلاطون و فلسفه منطق (مهدی عظیمی)، عنوان بخش گزارش مترجم این شماره نشریه است.
سوئینبرن بین فلسفه و کلام (مالک شجاعی جشوقانی)، عقلشناسی سوئین برن (مالک شجاعی جشوقانی)، گفتوگو با سوئین برن در باب دوآلیسم نفس و بدن (هاشم قربانی)، شر طبیعی (طاهر قشقایی)، سوئین برن، مشیت الهی و مساله شر (داود قرجالو)، نقدی بر خوانش سوئین برن از برهان نظم (مایکل پالمر، محمدرضا کابلی، مرتضی احمدی)، عناوین مقالات پرونده دوم این شماره ماهنامه، با عنوان «پرونده سوئین برن» را تشکیل میدهند.
دیگر مطالب نشریه حاضر به این شرح هستند: ترجمه تحلیل ثانوی ارسطو در بوته نقد (مهدی اسدی)، تاملی در تاملاتی در کتاب معاد جسمانی در حکمت متعالیه (مرتضی پویان)، نشست نقد و بررسی کتاب معاد جسمانی در حکمت متعالیه، متافیزیک اجتناب ناپذیر است (امیر یوسفی)، فلسفه تحلیلی چیست و چرا باید بدان پرداخت؟ (داگفلین فولسدال، فاطمه محمد) و پرفروشترین کتابهای فلسفه باستان در غرب در ماه گذشته (حسنا سادات بنیطباء).
سی و هشتمین شماره ماهنامه «کتاب ماه فلسفه» در 132 صفحه و بهای 12000 ریال راهی بازار نشر شد.