به گزارش کتابنیوز به نقل از ایبیسی، پنج شنبه این هفته قرار است آکادمی سوئیسی نوبل از میان کاندیدهای دریافت جایزه نوبل نام نفر برگزیده خود برای کسب جایزه نوبل ادبیات را اعلام کند ولی نکته قابل توجه اینجاست که بدون تمرکز روی فرد خاصی از میان کاندیدها و با نگاه به روند انتخاب این عنوان در دو سال اخیر باید گفت تحول عظیمی در این زمینه صورت گرفته است چرا که در سالهای اخیر بیشتر جوایز ادبی به کارهای سیاسی تعلق گرفته است. در سال 2008 جایزه به "ژان ماری گوستاو" رمان نویس فرانسوی رسید که روی موضوع استعمار و نارضایتی شهروندانی تمرکز کرده بود که وضعیت شغل و معیشتی آنها در آمریکا نامشخص بود. سال گذشته نیز این جایزه به "هرتا مولر" آلمانی رومانی الاصل رسید که بیشتر روی جریانات سیاسی اروپای شرقی و مهاجران رومانیایی در آلمان پرداخته بود.
امسال با توجه به اسامی کاندیدهای اعلام شده مثل "توماس ترانسترومر" شاعر سوئدی، "آدام زاگاژسکی" لهستانی، "آدونیس" سوری و "کو آن" کرهای به نظر می رسد جایزه کمی ادبیاتیتر شده است که گویا شانس ترانسترومر سوئدی بیشتر است. هرچند در نوع انتخاب اثر و ژانر ادبی در جوایز نوبل از سوی آکادمی سوئیس همیشه با مسائلی غیر قابل پیش بینی روبرو بوده ایم ولی معمول این گونه است که برای انتخاب آثار در کنار سلیقه داوران بیشتر روی اقبال عمومی از آثار شاعران و نویسنده ها توجه شده است و همیشه از آنجا که در جوایز نوبل و یا هر جایزه ادبی دیگر مسائلی مالی یکی از انگیزه های اصلی برای رقابت در این عرصه محسوب می شود به نظر می رسد دخالت هایی از سوی انتشارات نیز در این انتخاب صورت گیرد. وقتی جایزه ای ادبی به این بزرگی و اعتبار به نویسنده ای ناشناس داده می شود؛ بلافاصله فروش کتابهای آن نویسنده به عددهای نجومی می رسد که نمونه شاخص این قضیه را می توان کتاب "تعمیرکاران" پل هاردینگ مثال زد که بعد از دریافت جایزه پولیتزر سال 2010 در چاپ اول حدود 7 هزار کپی از کتابش فروش رفت.
در سال 2009 وقتی "کالم مک کان" به خاطر رمانش با عنوان "اجازه برای چرخش جهان" جایزه کتاب سال آمریکا را دریافت کرد نتیجه بزرگتر از این حرفها بود به طوری که رمان ناشناخته او حدود 350 هزار کپی فروش کرد. هر ساله در ماه اکتبر ترافیکی از جوایز ادبی داریم که به فصل جوایز مشهور شده است. پنج روز بعد از اعطای جایزه نوبل ادبیات قرار است در لندن نفر برگزیده جایزه من بوکر انگلیس اعلام شود و صبح روز بعد از آن اسامی نهایی راه یافتگان به جشنواره ادبیات کودک اعلام خواهد شد. در دنیای کنونی با رشد تکنولوژی و سیل عظیمی از اطلاعات هرچند نقش انتخاب نفر برتر ادبیات سال برای دریافت جایزه نوبل ادبیات در رشد و توسعه فرهنگ جوامع معاصر چندان معلوم نیست؛ ولی حداقل کارکردی که می تواند داشته باشد این است که باعث ایجاد جریانی فرهنگی در جوامع می شود که تا حدودی به رشد فرهنگ کمک می کند. مخاطب اروپایی تا حدودی به نظر داوران آکادمی سوئیسی اطمینان دارند و وقتی اثری خوب تشخیص داده می شود میزان فروش آن تا حد قابل ملاحظه ای افزایش می یابد، ولی مسئله ای که بیشتر کارشناسان ادبی مثل هارولد آگنبوم رئیس موسسه ملی کتاب آمریکا را نگران کرده است قالب مسابقه ای آن است.
وی می گوید تفاوت عمده ای بین هنر و ورزش وجود دارد. نباید اثری آنقدر بالا رود که دیگر کتاب ها را تحت پوشش خود قرار دهد و به جای آن بهتر است رویه ای انتخاب شود که جوایز ادبی از حالت ورزشی و رقابتی خود خارج شود. در رقابت های ورزشی می توان حد و مرز تیمی و یا نفر برنده را مشخص کرد ولی در ادبیات و علوم انسانی چنین امری را نمی توان به صورت "کمی" بررسی کرد. وی اعتقاد دارد خوانندگان و مخاطبانی که بر اساس آنها جوایز نوبل اعطا می شود در زمانهای مختلف دارای ذائقه های فرهنگی متفاوتی هستند. به نظر نمی رسد انتخاب برنده جایزه نوبل ادبیات از 200 یا شاید 2هزار کتابی که جلوی هیئت داوران گذاشته می شود روش چندان صحیحی در انتخاب این عنوان باشد و به نظر می رسد رقابت در این گونه جشنواره های ادبی باید از رقابت های ورزشی تمیز داده شود و ...
گزارش را به زبان اصلی اینجا بخوانید.