کتاب نیوز  شناسنامه

بهترین چتری‌های! ادبیات به انتخاب گاردین
محمد حسنلو

روزنامه گاردین بهترین رمان‌های تاریخ ادبیات جهان با موضوع انسان‌هایی که با «چتر» انس خاصی داشتند جمع آوری کرده است.

به گزارش خبرآنلاین، در رمان «رابینسون کروزوئه» نوشته دانیل دفو نویسنده انگلیسی وقتی رابینسون در جزیره‌ تنها می‌ماند و درمی‌یابد باید زندگی جدیدی را آغاز کند، مجبور می‌شود تمام وسایل زندگی را خود بسازد که یکی از آنها سایبان بلندی مثل چتر بود که همین تلقیق ادبی کلمه انگلیسی روی ادبیات عامه فرانسه سال‌های زیادی چتر در این کشور برولی (Brolley)خطاب می‌شد و در بسیاری از فرهنگ‌های لغت نیز این کلمه به صورت محاوره‌ای «چتر» ترجمه شده است.

روزنامه گاردین بهترین رمان‌های تاریخ ادبیات جهان درباره داستان انسان‌هایی که با «چتر» یا «برولی» انس خاصی داشتند جمع آوری کرده است:

رابینسون کروزوئه / دانیل دفو
این کتاب یک خودزندگینامه منحصر به فرد معنوی و خیالی است که لقب «پدر رمان انگلیسی» را برای خالقش به ارمغان آورد. قهرمان داستان، که نام او بر این رمان نهاده شده، زندگی مرفه خود در بریتانیا را برای مسافرت در دریاها رها می‌کند. پس از اینکه از حادثه غرق شدن کشتی جان سالم به در می‌برد، 28 سال را در یک جزیره و اغلب به تنهایی به گذران زندگی می‌پردازد تا آنکه زندگی یک بومی وحشی آن جزیره را نجات داده و نام «جمعه» بر وی می‌نهد. این دو مرد سرانجام آن جزیره را به مقصد بریتانیا ترک می‌کنند. در رمان رابینسون کروزوئه از چتر یا سایبان به عنوان یار دیرینه شخصیت‌های اصلی داستان یاد می‌شود و در بعضی از صفحات برای او شخصیتی حقیقی تعریف می‌شود.

مارتین چازلویت/ چارلز دیکنز
خانم گمپ پرستاری دائم الخمر و قابله‌ای از قشر متوسط جامعه است که همیشه چتری رنگ و رو رفته را بالای سر خود حمل می‌کند و بیشتر اوقات با چترش زندگی می‌کند. اگرچه این مواقع استثناء هم دارد و آن زمانی است که آسمان آبی را متوجه می‌شود و به سوی بالا نگاهی می‌کند. او هر روز چتر خود را برق می‌اندازد و از آن برای ساختن اتاقی دور خود در میان جمعیت انبوه شهر استفاده می‌کند. همین داستان چارلز دیکنز باعث شده بود مدت زیادی در انگلیس چتر را با واژه «گمپ» یا همان چتر بزرگ به کار رفته در رمان دیکنز خطاب می‌شد.

هاواردز اند / ای.ام. فورستر
این رمان اولین بار در سال 1910 در بحبوحه جنگ طبقاتی در انگلیس منتشر شد و داستان آن نیز بیشتر حول محور همین مبارزات می‌چرخد. «هاواردز اند» مشکلات، معضلات، و همچنین فواید روابط بین اعضای طبقات مختلف اجتماعی را بررسی می‌کند. چتر لئونارد باست شخصیت اصلی داستان به طور حتم مشهورترین چتر ذکر شده در ادبیات قرن بیستم محسوب می‌شود. بعد از پایان یکی از کنسرت‌های بتهوون، هلن شیگل ثروتمند به عنوان یکی از حاضران در کنسرت، اشتباها با چتر یکی از منشی‌ها یا خدمتگذاران، کنسرت ترک می‌کند که علاقه خاصی به فرهنگ و موسیقی دارد و همین چتر حوادثی را پیش می‌ آورد و روابط خاصی بین این دو اعضای دو طبقه متفاوت جامعه انگلیس ایجاد می‌کند که در پس این رابطه فورستر انتقادات خود از طبقه مرفه جامعه را ذکر می‌کند.

داستان‌های پدر براون / جی.کی. چسترتون
چسترتون، رمان نویس انگلیسی قرن نوزده این کشور در مجموعه 52 داستان کوتاه که بعد از مدتی در 5 جلد منتشر شد داستان‌های کشیشی به نام براون ساکن برادفورد را می‌نویسد. پدر براون در میان مردم محله‌ای که او در آنجا زندگی می‌کند به عنوان مردی قابل اطمینان شناخته شده است که همیشه حوادث و مشکلات عجیب اطراف خود را حل می‌کند و به عنوان «کشیش کارآگاه» در محله خود خطاب می‌شود. او مثل سایر کشیش‌ها لباس سیاه بلندی می‌پوشد و کلاهی بزرگ به همین رنگ نیز بر سر می‌گذارد که همیشه یک چتر نیز همراه او است. وقتی ما برای اولین بار او را در کلیسا می‌بینیم چتر او در ابتدا نشانه افسردگی کشیش معرفی می‌شود ولی بخشی از حل مشکلات از سوی همین چتر اتفاق می‌افتد! در داستان های آخر او همیشه چترش را به صورت متناوب در گوشه‌ای رها می‌کند و تمام این کارها برای پنهان کردن افکار عجیبش است.

آمریکا / فرانس کافکا
داستان کتاب درباره کارل روسمن، دختری 17 ساله است که به خاطر سوءاستفاده جنسی خدمتکار خانه‌ای که او در آنجا کار می‌کند مجبور می‌شود به نیویورک فرار کند. وقتی کشتی به آمریکا می‌رسد او رابطه‌ای عاشقانه با متصدی سوخت کشتی برقرار می‌کند که موانعی از سوی کاپیتان کشتی برای او پیش می‌آید. بعدها معلوم می‌شود که کاپیتان عموی او بوده است. روابط این دختر جوان در کشتی بیشتر حول محور جستجوی او برای یافتن چترش آغاز می‌شود که هر کدام از شخصیت‌های کشتی تاثیر خاصی روی سرنوشت او برای زندگی در شهر نیویورک دارند.

وینی پو / ای.ای میلن
اولین بار این کتاب در سال 1958 منتشر شد و تا کنون به زبان‌های مختلف از جمله به زبان لاتین با نام «وینی ایلو پو» (Winnie ille Pu) ترجمه شده است که والت دیزنی مجموعه‌های بسیاری از روی آن ساخته است. وینی پو، یک خرس قطبی باهوش و شجاع و در عین حال شاعر با شعرهای بامزه و زیبا است؛ اما نه از آن خرس‌های قطبی که شما می‌شناسید.

او یک عروسک خرسی است به نام «ادوارد خرسه» که خودش را وینی پو معرفی می‌کند. از آنجا که صاحبش کریستوفر رابین خیلی مهربان است و او را خیلی دوست دارد، هر روز از نویسنده می‌خواهد برای او و درباره او و دیگر حیوانات عروسکی‌اش قصه‌هایی بامزه تعریف کند. کتاب «وینی پو» ماجرای این قصه‌ها و رویدادهای پر هیجان آنهاست. شخصیت این قصه‌ها همگی حیواناتی هستند یاور یکدیگر که در هنگام دوری دلشان برای هم تنگ می‌شود. «پیگلت» خوکی کوچک و فسقلی است، «ایور» که دمش را گم کرده، الاغی است خاکستری رنگ و غمگین، «کانگا» کانگورویی است نگران گم شدن بچه‌اش و...

در جای جای قصه وینی پو، چتر نقش اصلی برای بازی و سرگرمی شخصیت‌های داستان ایفاء می‌کند که از جانب کریستوفر رابین شخصیت انسان یا پسر داستان به اهالی جنگل هدیه داده شده است. خرس مهربان قصه از چتر برای بازی و حتی در بعضی مواقع برای نجاتش از دست زنبوران عسل استفاده می‌کند. او از چتر بارها برای نجات حیواناتی استفاده می‌کند که در آب گیر می‌افتند.

شیر، جادوگر و کمد لباس / سی. اس. لوئیس
کتاب، داستان چهار دختر و پسر نوجوان و به عبارتى دو خواهر و دو برادر است که با کمک یک کمد لباس به سرزمین استثنایى و جادویى نارنیا سفر مى‌کنند. آنها که در دوران جنگ جهانى اول از منازل خود در شهر لندن به خانه یک پروفسور نیمه دیوانه انگلیسى در حومه شهر تبعید شده‌اند، حال و روز خوشى ندارند، اما با کشف یک کمد لباس پر از کت‌هاى خز در خانه این پروفسور دیوانه توسط لوسى، دنیاى تازه و خارق العاده‌اى پیش چشمانشان گشوده مى‌شود. کمد کذایى یک کمد لباس معمولى نیست بلکه این قابلیت را دارد که پاى پیتر، سوزان، ادموند و لوسى را به دنیاى جادویى به نام نارنیا باز کند. سرزمینى که در آن حیوانات به زبان آدمیزاد سخن مى‌گویند و حاکمش شیرى مهربان، کاردان و رئوف به نام اصلان است که با قوانین مختص به خودش ساکنان نارنیا را رهبرى مى‌کند.

وقتی لوسی برای اولین بار وارد سرزمینی یخ زده به نام نارنیا وارد می‌شود با آقای «تامنوس فان» آشنا می‌ شود که بعد از لحظه ای متوجه می‌شود که مثل بزها سم و دو شاخ دارد ولی چتری نیز به همراه دارد که با شخصیت حیوانی‌اش تطابقی ندارد. او چتر را مثل انسان‌ها حمل می‌کند. و از لوسی دعوت می‌کند در غارش نان تست شده بخورد. او می‌گوید: «آهای دختر حوا... اگر بازوی من را بگیری من هم چتر را بالای سر هر دویمان می‌گیرم....»

چتر/ فردیناند مانت
سر ویلیام رابرت فردیناند مانت، نویسنده و رمان‌نویس انگلیسی مدت زیادی در روزنامه تایمز لندن به عنوان ستون نویس سیاسی کار کرده است و در زمان نخست وزیری مارگارت تاچر رمان «چتر» را درباره تحولات و اتفاقات سیاسی زمان خود می‌نویسد. رمان تاریخی مانت زندگی «لرد آبردین» پسر عمومی لرد برایان ولیعهد زمان ویکتوریا را روایت می‌کند که گفته می‌شود همیشه چتر حمل می‌کرده است. او در جوانی چتری سنگین و سبز داشته و در زمان پیری چتری سیاه و کوچکتر همیشه مونس او بوده است. چتر او مثل سایر داستان‌های گفته شده نمی‌تواند او را از یک سری حوادث غم انگیز اطرافش محافظت کند.
۱۳۸۹/۰۶/۲۷
 مطالب مرتبط 
نسخه‌ی زنانه بادبادک‌باز / خالد حسینی

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

بایگانی  
طریقه‌ی کتاب خواندن/ آندره موروا
آیا کتاب خواندن هم کاری است؟ «وانری لاربو» مطالعه را «گناهی بدون عقاب» می‌داند و بالعکس «دکارت» آن را «گفت‌وگو با شریف‌ترین مردان قرون گذشته می‌شمارد»، و هر دو در تشخیص خود ذیحق هستند.
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
آیین نقد کتاب
اندیشه نقد و نقد اندیشه بسی قدمت دارد. سابقه انتقاد ادبی یا سخن‌سنجی به یونان باستان و بوطیقا (=فن شعر) ارسطو می‌رسد. در اسلام ریشه‌های انتقاد اندیشه و عمل در قرآن مجید هست.
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
انتقاد از کتاب / علی شریعتمداری
کسی که می‌خواهد کتابی را مورد بررسی و انتقاد قرار دهد باید از رشته‌ای که این کتاب بدان مربوط است اطلاعات کافی داشته باشد. منظور از اطلاعات کافی این است که انتقادکننده به اصول و مبانی رشته مربوط آشنا باشد
۱۳۸۵/۰۴/۱۳
هنر کتاب نخواندن/ بهاءالدین خرمشاهی
بسیاری کتابها به یک بار خواندن نمی‌ارزند و بسیاری کتابهاست که ارزش ورق زدن جدی هم ندارد. و برعکس بعضی کتابهاست که مادام‌العمر می‌توان و می‌بایدشان خواند.
۱۳۸۵/۰۱/۲۸
کتابهای خواندنی/ عباس اقبال
اگر به نسبت با مردم ممالک متمدنه عالم، ایرانی را در نظر بگیرید و مقدار آنچه را در عرض سال خوانده است با مبلغ خوانده‌های هریک از افراد ملل متمدنه در میزان مقایسه بیاورید خواهید دید که ایرانی در سال چیزی نخوانده است .
۱۳۸۵/۰۱/۰۵

بایگانی  
تقدیر رییس سازمان سینمایی از گونترگراس! / کیوان کثیریان
بار پیش که با نامه‌ی ناشیانه و حمایت بی‌جهت از "فون تریه" و واکنش تحقیرآمیز فیلمساز دانمارکی، حیثیت برای ما باقی نگذاشت، این بارهم با این موضع گیری در برابر شعر گونترگراس، همان آبروریزی تکرار شد. آخر وقتی مسوول بلندپایه فرهنگی یک مملکت تا این اندازه ناشی باشد، روی مردم آن کشور چه حسابی می کنند؟
۱۳۹۱/۰۱/۲۱
ماهیت سینما «دینی» است! / علیرضا پناهیان
دیدم کار ستادی زیاد پرفایده نیست و باید بروم در صف... در دانشگاه هنر به قصد تحول در آموزش عالی هنر حضور پیدا کردم، نه به قصد اقدامات فرهنگی سطحی... سینما ذاتاً ابزار تبلیغ دین است... با رعایت مقداری احکام شرعی که کل آنها 7-8مسئله بیشتر نیست، بحث حلال و حرام‌ها در سینما جمع می‌شود... بنده ادعایی هم ندارم و خود را کارشناس سینما نمی‌دانم... "طلا و مس" مبلغ یک روحانی خارج از نظام جمهوری اسلامی است... مقابله با محصولات فرهنگی غرب کار ساده‌ای است.
۱۳۹۰/۰۲/۰۱
خارجی‌ها بهتر از ما مراقب نسخ خطی‌ ما هستند/ اکبر ایرانی
حدود 500 هزار نسخه خطی فارسی در حوزه شبه قاره و حدود 50 هزار نسخه در قلمرو عثمانی سابق(ترکیه فعلی) و 200 هزار نسخه فارسی در ماوراء النهر موجود است که تعداد کمی از آنها فهرست شده است... قبل از انقلاب بنیاد فرهنگ ایران، انجمن آثار ملی، بنیاد نشر و ترجمه کتاب و دانشگاه تهران در حوزه نسخ خطی فعالیت می‌کردند...
۱۳۹۰/۰۱/۳۰
رهایی از دام کلیشه/ محمدکاظم مزینانی
طبیعی است که در رقابت سیاسی و فعالیت های اجتماعی و یا در نبرد با دشمن، می‌شود خیلی حرف‌ها زد و شعار داد و حتی رجز هم خواند، ولی عرصه رمان، قوانین خاص خودش را دارد... ما همه جور نگاهی به انقلاب را دیدیم. چپ، راست، مذهبی و... هر کدام روایت‌های خودشان را کرده‌اند. حالا بیاییم ماجرا را از دید شاه نگاه کنیم.
۱۳۸۹/۱۲/۰۳
از دین خشونت نمی‌آید / رضاداوری اردکانی
وقتی اصل بر "چیرگی و تصرف" باشد، چگونه توقع داریم که خشونت وجود نداشته باشد؟... هر دینی که به سیاست وارد شد، مرتکب خشونت شد و متأسفانه بسیاری از این خشونت‌ها انحراف از دین است... می‌توان تلاش کرد که "داعیه‌ی نجات حقیقت و معرفت" با توسل به خشونت، حق جلوه نکند که به این صورت حقیقت قربانی خشونت می‌شود...
۱۳۸۹/۱۰/۱۴
انتقاد یا عقلانی کردن احساسات
فقر منتقد در ایران محسوس است... وقتی منتقد با نگرشی اخلاقی با اثر روبه رو می‌شود با نقد اخلاقی اثر ادبی و هنری مواجه می‌شویم. یا در مواقعی که با رویکرد جامعه شناسی و روان شناختی و... متاسفانه امروز بعضی‌ها به بومی بودن صرف و بعضی دیگر به جهانی شدن صرف می‌اندیشند... اروپا هم شرق‌زده است، آنها هم از ما بسیار استفاده کرده‌اند و مباحث زندگی و تمدن ما را تدوین کرده‌اند.
۱۳۸۹/۰۷/۲۸
انسان برای پدر مهم بود / سیده حورا صدر
نیازی به تربیت مستقیم و کلامی نیست، رفتارم خودش تربیت کننده است... والدینم همواره به مدیران مدارس تاکید داشتند که فرزندانمان با دیگران تفاوتی ندارند... پدرم مرا در سن 14 سالگی به فرانسه فرستاد تا تحصیل کنم... بیشتر معتقد به دعوت رفتاری بودند... چالش فکری را برای اسلام و تشیع رشددهنده می دانستند.
۱۳۸۹/۰۶/۳۰
کسی برای کشتن آ‌دمها‌ به جنگ نمی‌رفت
سعی کردم در داستان هایم آدم هایی را بسازم که واقعی باشند... به جنگ می‌رفتند تا نفس خودشان را بکشند... قبل از عملیات کسی بود که به هر کس می‌رسید می‌گفت در این عملیات یک گونی سر برایتان می‌آورم... جنگ با آدم هایش تفسیر می‌شود، حوادث خیلی مهم نیست؛ اتفاقاتی که در جنگ ما افتاد در جنگ ویتنام هم افتاده است... درباره روح کلی جنگ، تحقیق کلی و تئوریک نکردیم...
۱۳۸۹/۰۴/۱۵
فضای هیجانی یا نقد عقلانی؟ / رضا امیرخانی
زمانی که فردی پشت میز مدیریت می‌نشیند؛ وارث نوعی از عقل و درایت و تدبیر می‌شود که آن طرف میزی آن را ندارد!... هنرمندی مثل حاتمی‌کیا هر روز در معرض انتقاد است چون سازنده است، اما آن مسوول ویرانگر هرگز مورد سوال قرار نمی‌گیرد... شهید مطهری خود را موظف می‌دید که به سوالات مردم پاسخ دهد... اگر روی تعمیق گسل‌هامان پافشاری کنیم؛ فاصله ما تا افغانستان شدن، چیزی زیر 10 سال است.
۱۳۸۹/۰۳/۲۴
راه شکست جمهوری اسلامی/ مرتضی‌ مطهری
گناه و عیب این است که اکثریت مسلمان به اقلیت بی‌اعتقاد، اجازه‌ی چون و چرا ندهد... در حکومت اسلامی احزاب آزادند، هر حزبی اگر عقیده‌ی غیر اسلامی هم دارد، آزاد است... اگر در صدر اسلام در جواب کسی که می‌آمد و می‌گفت من خدا را قبول ندارم، می‌گفتند بزنید و بکشید، امروز دیگر اسلامی وجود نداشت... هر مکتبی که ایمان و اعتمادی به خود ندارد جلوی آزادی اندیشه و آزادی تفکر را می‌گیرد. این‌گونه مکاتب ناچارند مردم را در یک محدوده‌ی خاص فکری نگه دارند و از رشد افکارشان جلوگیری کنند.
۱۳۸۹/۰۳/۰۸
مردی در تبعید ابدی / نادر ابراهیمی
این طور کارها، با چرت‌زدن و ول گشتن و مجالس مهمانی و لطیفه گویی برپا کردن و هزار کار دیگر، جور در نمی‌آید... من هم مثل شما می‌دانم که ساختن فیلم درباره‌ی بزرگان یا نوشتن درباه‌ی آنها، تا چه حد لغزنده است، و انسان، چگونه روی مو راه می‌رود، و خطر سقوط و ابتذال، چقدر زیاد است.
۱۳۸۹/۰۳/۰۲
شما دلتان نسوزد / اوریانا فالاچی
اگر یک بدنى یک انگشتش فاسد بشود چه باید کرد براى اصلاح آن بدن. آیا باید این انگشت را گفت تو باش اینجا، فاسد کن این بدن را؟ ... مردم عقیده‏شان آزاد است. کسى الزامشان نمى‏کند که شما باید حتماً این عقیده را داشته باشید. کسى الزام به شما نمى‏کند که حتماً باید این راه را بروید. کسى الزام به شما نمى‏کند که باید این را انتخاب کنى.
۱۳۸۹/۰۱/۱۲
انقلاب اسلامی و هاشمی رفسنجانی
مجذوب امام بودم و برای سؤال کردن از کوچه یخچال قاضی تا حرم دنبال ایشان می‌رفتم. سؤال بهانه بود، دلم می‌خواست ایشان را ببینم. کم‌کم تبادل مسائل سرّی سیاسی در مبارزه بین ما ایجاد شد... سالنامه را قبل از انتشار با 5 تومان پیش‌فروش می‌کردیم و بعد از انتشار 7 تومان می‌فروختیم... اولین بار آیت‌الله خامنه‌ای را در درس خارج مرحوم محقق داماد دیدم.
۱۳۸۸/۱۲/۰۶
سرّ نوشتن / محمدعلی اسلامی ندوشن
انسان هیچ نوشته‌ای را دوست ندارد، مگر آن که بتواند گوشه‌ای از گمشده‌ی خود را در آن پیدا کند... انسان باید وجدانش روشن باشد و از گذشته‌اش خجالت نکشد. کسانی که وجدان روشنی ندارند،‌حرف قابل گفتنی هم برایشان نیست... جلال آل احمد در "خسی در میقات" در جایی نگاهش به دختری می‌افتد و از زیبای‌هایش می‌گوید... همیشه دبیر فیزیک و شیمی محترم‌تر و ترس‌آورتر از دبیر ادبیات بود.
۱۳۸۸/۱۱/۱۱
از چاله به چاه/ داوود غفارزادگان
این که اعتراف مال فرهنگ مسیحیت است بحثی پیش‌پاافتاده است؛ کسی ادعیه معروف ما را خوانده باشد از این حرف‌ها نمی‌زند... ما در کشوری سیاست‌زده زندگی می‌کنیم و هر چیزی پس و پشت سیاست شکل مسخ شده‌یی به خود می‌گیرد... نمی‌خواستم خواننده به تصویر واحدی برسد... گذاشتم همه چیز لغو و بیهوده و مسخره از آب دربیاید.
۱۳۸۸/۱۱/۰۶
آنچه دلم گفت بگو، گفته‌ام/ یوسفعلی میرشکاک
پنج شاعر بزرگ اگر داشته باشیم، اخوان و شاملو و فروغ و آتشی و... همین‎هایی که از این مملکت رفتند و حالا فحش می‎دهند. نان‎خور این طرف بودند... من قایل به چیزی به عنوان شعر انقلاب نیستم... ما در این مملکت طبق معمول، باندبازی هم داریم... برای پذیرفتن «من او» باید بخش‎های زیادی را حذف کرد... شمس لنگرودی شاعر نیست...
۱۳۸۸/۰۹/۱۰
یک جعبه‌ی یخچال کاغذ / دن براون
من چهار جعبه به اندازه‌ی جعبه یخچال؛ کاغذ نوشته‌ دارم که از آنها در نماد گمشده استفاده نکرده‌ام. برای این کتاب شاید به اندازه 10 کتاب مطلب نوشته‌ام... هنوز هم برای نوشتن 4صبح از خواب بیدار می‌شوم. دوستانم همان‌هایی هستند که پیشتـر بوده‌اند و همان زن شگفت انگیز همسـرم است.
۱۳۸۸/۰۸/۲۸
دیدار با همسایه‌ی نیما / سیمین دانشور
نیما می‌رود و سه کیلو پیاز می‌خرد و آنها را برای عالیه خانم می‌آورد و به او می‌گوید: بیا عالیه. عالیه خانم می پرسد: این چی هست؟ نیما می‌گوید: پیازِ سفیدِ مازندرانی، خانمِ آلِ احمد گفته... نیما به موسی صدر حسودی‌اش شد. موسی صدر خیلی خوش تیپ بود. من در رو باز کردم. گفتم تو حق نداری اینقدر خوشگل باشی! خندید.
۱۳۸۸/۰۸/۲۵
انشاء‌الله اسفند 89 / امیر حسین فردی
جشنی که با جایزه 9میلیون تومانی یکی از گران‌ترین جوایز ادبی کشور محسوب می‌شود... تصور ما این است که همه نویسندگان و هنرمندان در تهران جمع شده اند؛ اصلا به فکر شناسایی و استعدادیابی نیستیم در حالی که استعدادهای خوبی در دوردست‌ها داریم...
۱۳۸۸/۰۸/۲۳
زندگی سراسر رنج است/مصطفی مستور
این‎ها حرف‎هایی هستند برای جامعه‎ای که از این تلاطم‎های سیاسی گذر کرده است و بخواهد زندگی کند. در متن زندگی است که این پرسش‌ها جدی می‌شوند... از ادبیات انتظار بزرگی ندارم... شاید از معدود لذت‌های نوشتن این باشد که بنویسی تا دیگران احساس کنند در زندگی تنها نیستند.
۱۳۸۸/۰۷/۲۶
مخالف را حذف نمی‌کرد / صادق طباطبایی
سعه‌ی صدر بسیار بالا و تحمل از ویژگی‌های ایشان بود. اصلا انگار ایشان بدگویی‌ها را نمی‌شنیدند... ما باید راه ناتمام سیدجمال را ادامه بدهیم. اما خطای سید جمال را تکرار نکنیم. سیدجمال می‌خواست با اصلاح سران مشکلات را حل کند. ما باید با مردم شروع کنیم.
۱۳۸۸/۰۷/۱۵
آیا فارابی منحل می‌شود؟ / اکبر نبوی
گاه دچار افراط و تفریط می‎شویم؛ یا فقط واقعیت را می‎بینیم یا آرمان را... نبود استراتژی فرهنگی، سبب غلبه‌ی روزمرگی بر رفتارهای مدیریت دولتی می‎شود... برای سیاستمداران در حوزه‌ی فرهنگ امکان آزمون و خطا مهیا ساختیم... مدیریت آقای شاه‎حسینی به‎گونه‎ای است که به نظر می‎آید قصد دارد فارابی را به تعطیلی بکشاند...
۱۳۸۸/۰۷/۰۴
فهم‌ناقص‌مدیریت‌فرهنگ / محمدمهدی عسگرپور
در وزارتخانه‌ای که حداقل، در لفظ بسیار مهم است... مدام تصور می‌شود که بزرگانی که نیروی محرکه‌ی ذهنشان مربوط به عرصه‌های دیگر است، در صورت مؤدب بودن! و داشتن تحلیلی (معمولاً جهت‌دار) از سابقه فرهنگی و هنری کشورمان، می‌توانند در مسندهای مهم فرهنگی و هنری مشغول فعالیت شوند...
۱۳۸۸/۰۶/۲۲
انتهای جاده‌ی مک‌کارتی / محمدرضا قلیچ‌خانی
این کتاب جزو رمانهای آخر الزمانی است، رمانهایی که به این مسئله می‌پردازند که اگر دنیا به آخر برسد چه اتفاقی می‌افتد... کل داستان پر است از صحنه‌های تکان دهنده و عجیب و غریب مثل برخورد پدر و پسر با گروهی که جنازه‌ی یک نوزاد را روی آتش گذاشته‌اند تا کباب کنند...
۱۳۸۸/۰۴/۱۷

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
رادیو پنج روز
پاتوق کتاب
تحریم تجاری اسرائیل
یاری سالمندان برای زندگی کردن
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام