اختصاصی/ محمد حسنلو
گذرگاه "ماندلبام" گذرگاه سابق بین سرزمین های اشغالی و کشور اردن است. اولین حصار از نوع اسرائیلی که توسط اشغال گران صهیونیست بعد از اشغال فلسطین در سال 1948 ایجاد شد و هم اکنون از آن جز ویرانهای باقی نمانده است؛ ولی به عنوان سمبل ایجاد جدایی در شهرها توسط صهیونیستها تبدیل شد و همچنان وقتی در سرزمین های اشغالی قرار است از گذرگاه و حصار یاد شود از این نام استفاده میشود.
به گزارش کتاب نیوز، "کای برد" در سن 4 سالگی همراه پدرش به عنوان سفیر آمریکا در کنسولگری بیت المقدس در سال 1956 وارد شهری میشوند که شبها صدای تیر و تفنگ بین فلسطینیها و اشغالگران به گوش میرسد؛ ولی روز خبری از آن نیست و هیچ کس نمیداند درگیری بعدی چه زمانی حادث خواهد شد. در بحران کانال سوئز در سال 1956 تا 1967 همراه خانواده به بیروت سفر میکند و در اواسط سالهای دهه 60 میلادی مدتی هم در کشور عربستان سعودی با خانواده سفیر زندگی میکند، که خاطرات این سالهای او از زندگی در خاورمیانه، بخش عمده کتاب وی با عنوان "عبور از گذرگاه ماندلبام" است. ولی نکته اصلی کتابش همانگونه که از عنوانش برمیآید بررسی اوضاع این منطقه از جهان است.

برد به عنوان نوجوانی آمریکایی که بیشتر سالهای زندگی خود را در میان مسلمانان زندگی کرده است؛ تحلیلهایی درباره سیاستهای غلط آمریکا در عربستان سعودی ارائه میدهد. ولی این کتاب تنها برای کسانی جالب به نظر میرسد که در جستجوی درک این حقیقت هستند که چرا هنوز هم دیپلماتهای آمریکایی در اسرائیل به دنبال صلح هستند؟ یا اینکه چرا سربازان این کشور هنوز در عراق حضور دارند؟
وی در این کتاب هرچند در موضوع بین اعراب و اسرائیل از لحاظ اطلاعات تاریخی دچار کاستیهایی است ولی به عنوان برندهی جایزه پولیتزر وقتی داستان فلسطینیهای اوایل قرن بیستم میلادی را روایت میکند؛ به طور کنایه آمیز از کشوری سخن میگوید که قرار است چند فرهنگ و دین در کنار یکدیگر با صلح و صفا زندگی کنند؛ ولی وقتی با زنی یهودی ازدواج میکند به سادگی عدم امکان این امر را روایت میکند و مینویسد یهودیها و شاید افراطیهای صهیونیست بیشتر از "زندگی با صلح"، "بیرون کردن" تمام فلسطینیها از سرزمین اجدادی شان را در سر میپرورانند.
نویسنده به عمق مشکلات اعراب و یهودیان و موضوع هولوکاست یهودیان میپردازد و در داستانش افراد دیگری غیر از یهودیان را سرکوب شده میبیند که وقتی با یهودیان روبرو میشوند حادثهای سختتر از هولوکاست اتفاق میافتد(روز نکبت یا اشغال فلسطین) که تاریخ تحریفهای خاصی از آن برای مردم نسلهای آینده ارائه کرده است. وی به طور نمادین گذرگاه ماندلبام را تنها راه مانده بازگشت فلسطینیها به سرزمین خود خطاب میکند و تحلیل شخصیاش را از عدم موفقیت آنها در بازگشت و زندگی در سرزمین خود نداشتن یک گاندی عنوان میکند و اعتقاد دارد که مبارزه مسلحانه در برابر مردمی که از هیچ کاری برای اشغال این سرزمین رویگردان نیستند بدترین راه حل است و باید به جای آن کل گروههای مبارز در این راه متحد شوند.
عبور از گذرگاه ماندلبام کتاب تاریخی جالبی است که به خوبی حوادث و بحرانهای خاومیانه را در دهههای گذشته روایت میکند؛ ولی کمتر به عنوانش تعهد دارد. به طوری که هیچ اشارهای به نقش کشورهای همسایه در ایجاد گذرگاههای این چنین و به طور کلی فعالیتهای صهیونیستها در سرزمین اشغالی نمیکند و به عنوان مثال باید گفت که نویسنده بهتر بود به جای رمزگذاری روی سرزمینی که در آن بزرگ شده است؛ بیشتر به رمزگشایی روابط انسانهای آنجا بپردازد و از سیاستهای کشورهای همسایه و خارجی انتقاد کند.