|
|
تهی کردن سیاست از اخلاق، توجیه وسیله برای هدف / محسن غرویان
|
|
|
اخلاق و رعایت حدود آن، یک شناسه برای محک زدن حاکمان در حکومت است. این مساله در حکومت های دینی، اهمیتی دو چندان می یابد. به عنوان مثال وقتی در جامعه ای دینی مانند ایران و نظام برخاسته از آن یعنی «جمهوری اسلامی» قرار است به سمت حکومت مدنی - به معنی مدینه النبی - حرکت شود بدیهی است که در چنین شرایطی باید اخلاق را در همه ساحتها بخصوص در مدیریت اجتماع، حکومت و سیاست و جهه اول قرار داد.مدیران در چنین نظامی زمانی در راستای اسلام و اخلاق نبوی حرکت می کنند که معیار و موازین اخلاقی در کردار آنها متبلور باشد. مادامی که حکومت دینی از اخلاق فاصله بگیرد فرقی با حکومتهای سکولار دنیا نداشته و آفت سکولاریزم اخلاقی اگر خواسته یا ناخواسته ترویج شود، تبعات غیر قابل پیش بینی خواهد داشت.
سکولاریزم در مباحث نظری به معنای جدایی دین از امور دنیا بوده و برخی نیز آن را جدایی دیانت از سیاست می دانند. اصلی ترین مصداق این ترجمه، در رابطه دین و سیاست خود را نشان می دهد. در عین حال سکولاریزم چه به معنای وسیع آن یعنی جدایی دین از امور دنیا و چه به معنای خاص که جدایی دیانت از سیاست باشد با مبانی دینی سازگاری ندارد.باید توجه داشت در اسلام قدرت "هدف" نیست و حکومت خودش "موضوعیت" ندارد. قدرت و حکومت وسیله و ابزاری برای رسیدن به ارزش های اسلامی و اخلاقی هستند و ارزش دیگری ندارند."تفسیرهای ناقص از اسلام" و "انحصار طلبی" دو عامل اصلی پافشاری بر ادبیات نفی گذشته و تحمل نکردن رقیب فکری یا سیاسی است. به عبارت دیگر، قرائت های برخی از اسلام و دین، قرائت ناقص و غیر کامل است. اسلام را تک بعدی و صرفا در قالب خشونت تئوریزه کردن یکی از این آفات است که سبب می شود باورهای خود مفسر هم آرام آرام رنگ خشونت گرفته و ابراز قدرت در افعال و کلمات وی دیده می شود.آفت دیگری که به آن اشاره شد انحصار طلبی است. یعنی فرد فکر کند هر آنچه در همه حوزه های اجرایی و قانونگذاری و قضایی و ... می گوید و انجام می دهد عین اسلام کامل است و دیگران باطل می اندیشند و تفسیر های آنها غلط است.اما اینکه چرا چنین صفاتی در افراد ریشه می دواند باید در قالب علل پیشین و آثار پسین بررسی شود. خداوند انسان را مختلف خلق کرده است. افرادی هستند که غالبا به موضوعات با دید منفی می نگرند، نفی را بر اثبات ترجیح می دهند و غضب را بر رحمت برتری می دهند. اختلاف، تنشنج، تنازع و درگیری بخشی از روحیه آنها است. در مسائل خانوادگی و شخصی و اجتماعی آنها هم اینگونه رفتار می کنند. در طرف مقابل هم عده ای هم هستند که روحیه درونی آنها محبت؛ عاطفه، تسامح، عفو، گذشت و مهربانی است. به جای نفی بر تایید و به جای تفرقه بر وحدت تکیه می کنند و با افرادی که مثل آنها نمی اندیشند مدارا کرده و از آن استقبال می کنند.آثار پسین هم در نوع خود خطرناک است و پس از رواج این صفت های نکوهیده در یک مسئول، آثار پسین خود را نشان می دهد. تنازع طلبی، لجبازی و نفی دیگران در جامعه نیز رواج می یابد. روحیه کشمکش و جنجال و نفی دیگران در صاحبان، به بروز دو دستگی میان مردم خواهد انجامید. عدهای طرفدار این و عدهای حامی آن می شوند و در برابر هم صف آرایی می کنند. ایجاد کینه می شود، روحیه شکست دادن حریف به هر قیمتی و تحقیر آن، اتهام زنی، افترا و دروغ گویی هم پیش می آید.لیبرالیزم نیز از جمله مفاهیمی است که به صورتی که در فرهنگ متکی بر ماتریالیزم غرب وجود دارد در اسلام نیست. تضاد بین ترویج لیبرالیزم در حوزه فرهنگی و نفی آن در سیاست نوعی تناقض تلقی شده و به این مساله باز می گردد که لیبرالیزم را آنگونه که فرد می خواهد تفسیر میکند تا با قدرت و موقعیت او سازگار بوده و هر کجا که ناسازگار بود در مقابل آن بایستد. این مساله نیز به رویه آن شخص باز می گردد و وظیفه نخبگان در برابر آن، روشنگری است تا جامعه نسبت به صلاحیت فرد مذکور تصمیم بگیرد.
خبرآنلاین |
| ۱۳۸۹/۰۲/۰۶
|
|
مطالب مرتبط
|
|
|
|
|
|
|
|
|
پس از کتاب
|
|
|
|
|
|
|
| | | | | | | |
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
|
|