کتاب نیوز  شناسنامه

دفاع‌سهمگین‌میلانی‌از"تسویه‌‌حساب"

یک شوخی حسابی با تسویه حسابی‌ها / محسن حدادی/ mohsen@ketabnews.com

در چندمین روز بهار 1389 نشست پرسش و پاسخ و نقد و بررسی فیلم «تسویه حساب» ساخته تهمینه میلانی در سالن 12 هزار نفری ورزشگاه سرپوشیده آزادی برگزار شد. در این مراسم که خیلی‌ها حضور داشتند، همه‌ی بازیگران خانم فیلم بعلاوه انجمن طرفداران این عزیزان حضور به هم رسانیدند و در فضایی مملو از صفا و صمیمیت این فیلم نقد شد. آنچه می‌خوانید بخشی از این نشست است. سوالات به صورت کتبی به دست مجری برنامه می‌رسد.
 
مجری: خیلی خوشحالم که این گروه برای نشست نقد و بررسی حاضر شد و خیلی خوشحال ترم که خانم میلانی با برخی عوامل فیلم اینجا تشریف دارند. اگر حرفی دارین بگین تا سوال ها رو بپرسم.

خانم کارگردان: من هم خیلی خوشحالم که اینجا هستم و فیلمم بعد از سه سال توقیف پخش شد.

مجری: من هم خوشحالم که فیلم شما بعد از سه سال توقیف پخش شد. من افراد حاضر در جلسه را معرفی می کنم. خانم بازیگر، آقای گریمور، خانم بازیگر 2 و آقای تهیه کننده. خانم صدابردار و خانم عکاس، آقای دوربینی و خانم ... ببخشید این خانم کیه فیلم هستن؟!

خانم کارگردان: ایشون عزیز دل من هستن.

مجری: بله. خیلی خوش آمدید به هر حال عزیز دل شما، عزیز دل همه ماست. (صدای تشویق حضار و سوت برخی حضار دیگر.)

خانم بازیگر: می شه من یه نکته ای بگم قبل از اینکه شما سوال ها رو بخونین.

مجری: خیلی خوشحالم که می‌خواین یه نکته‌ای بگین. اصلا تقصیر من بود که نپرسیدم شما نکته ای دارین یا نه!

خانم بازیگر: من سلام عرض می کنم و خیلی خوشحالم که با خانم میلانی کار کردم. خیلی فیلم خوبی بود و برای من بهترین تجربه عمرم محسوب می شه. اگرچه کار اولم هم هست و سرجمع زمان حضورم در فیلم، به 74 ثانیه می رسه. ولی واقعا کار کردن با خانم کارگردان برای من یک معجزه بود چون ایشان سینما رو می‌شناسن و متعلق به جامعه هستن و خودشون را سانسور نمی‌کنن. من کلا الان خوشحالم و خیلی خوشحالم که در این فیلم بازی کردم.

مجری: خوشحالم که همه خوشحالن. خانم کارگردان چی شد که این فیلم ساخته شد؟

خانم کارگردان: سوال خوبیه. من برای فیلم نیمه‌پنهان چند روزی زندان رفتم در اونجا متوجه شدم بعضی از هم‌بندی‌ها دائم از کلمه «تسویه حساب» استفاده می‌کنن، وقتی آزاد شدم تحقیقاتم رو شروع کردم و شد این فیلیم که می‌بینین.

مجری: پس با این تفاسیر باید منتظر این فیلم‌ها هم باشیم: «بخواب بابا»،  «بگم؟»، «{بیب} ما رو دزدیدن»، «مردودین خواص» و... خیلی جملات دیگر که در جامعه امروز زیاد استفاده می‌شه؟

خانم کارگردان: به هر حال من کارگردان جامعه امروز هستم و بعید نیست این فیلم‌ها را بسازم. برخلاف اینکه خیلی‌ها می‌گویند من طرفدار زن‌ها هستم و فقط برای اونا فیلم می‌سازم این رو بگم که من یه فیلمنامه نوشتم درباره مردها، اصلا تصویب نشد. تازه شما حساب کنید فیلم زنانه ساختم سه سال توقیف بوده، اگر مردانه بسازم خودم توقیف می‌شم.

مجری: عنوان شده بود که فیلم شما برداشت هایی از فیلم‌های «بعداز ظهر سگی و رهایی از شائوشنگ» بوده، قبول دارین؟

خانم کارگردان: اصلا!

خانم بازیگر: اجازه می دین من جواب این سوال رو بدم؟ به نظرم هیچکسی در دنیا توان ساخت چنین فیلمی رو نداره جز خانوم میلانی، پس اصلا کپی وجود نخواهد داشت، گرچه من معتقدم از روی این فیلم خیلی‌ها کپی خواهند کرد.

مجری: کمی از مراحل تحقیق فیلم بگین تا سوال‌های دیگران رو هم بپرسم.

خانم کارگردان: من حدود سه هفته تمام، شنبه‌ها سریال «کلانتر» رو می‌دیدم از اول تا آخر. واقعا کار سختی بود اما به خاطر تعهد کاری این کار رو کردم که در روند ساخت فیلم خیلی کمکم کرد. چند شماره مجله «نامرد»، «زن زندگی» و مجله آرایشی هنری «حالشو ببر» رو هم از اول تا آخر خوندم، واقعا وزن کم کردم تا این مجلات رو خوندم، حتی آگهی‌هاشو نیز خوندم تا فضای کلی کار رو با جزئیات دربیارم.

مجری: درباره اکران بالای 13 سال این فیلم حرفی ندارین؟

خانم کارگردان: من اصلا این تقسیم‌بندی رو قبول ندارم و معتقدم همه افراد بالای 4 سال می تونن با این فیلم ارتباط مشروع برقرار کنن. بعدشم حالا چرا بالای 13سال؟ یعنی بالای 14 سال یا بالای 12 سال نمی‌شد؟ اصلا این 13 از کجا اومده؟ 

مجری: ممنونم. از خانم بازیگر سوال کردن شما چطور شد که به این درک از نقش رسیدین و اینقدر خوب بازی کردین.

خانم بازیگر: من خوشحالم که اهالی رسانه واقعا اینقدر فهیم شدن که فرق بازی خوب و بازی بازاری رو می‌فهمن ولی من اجازه می‌خوام که خانم کارگردان به این سوال پاسخ بدن چون من هر چی دارم از ایشون دارم.

خانم کارگردان: قربونت برم عزیزم! خانم بازیگر خودشو واسه این نقش کشت. من شاهد بودم شب‌ها تا صبح فیلم «نیکیتا» رو می‌دید با «دو زن» فیلم خودم! واقعا خیلی تلاش کرد به نقش نزدیک بشه، حتی یکبار رفت توی خیابون و کارش به کلانتری کشید که من رفتم و قضیه رو توضیح دادم و آزاد شد...

مجری: سوال بعدی از آقای تهیه کننده اس. پرسیدن هزینه ای که برای فیلم شده بازگشت داره یا نه؟

آقای تهیه کننده: سلام. من خوشحالم که در این جلسه هستم ولی این سوال رو باید خانم کارگردان جواب بدن چون در تمام روزهایی که فیلم توقیف بود ایشون به همه دلداری می دادن که غصه نخورین همه چی درست می شه.

خانم کارگردان: خوشحالم که این سوال پرسیده شد؛ به هر حال فیلم من یک فیلم زیرپوستی است و من از اول مطمئن بودم بدجوری فروش داره! به طوری که از پول اکران این فیلم می‌شه چهار تا دیگه از همینا ساخت.

مجری: سوال شده که چرا فیلم اینقدر ضایع است... ببخشید من باید شفاف سوالات رو بپرسم.

خانم کارگردان: این سوال سیاسیه و من جواب نمی دم. من اصلا از سیاست خوشم نمی‌آد و جواب نمی‌دم.

مجری: دوستان پرسیدن حالا ساختین و اکران شد، خب که چی؟

خانم کارگردان: بله این سوال خوبیه و خوشحالم که این سوال های فنی هم در بین برخی سوال های موردداری که می دانم از کجا خط می‌گیرن، پرسیده می‌شود. ببینید من اتفاقا همین سوال را در فیلم مطرح کردم و بزرگترین سوال فیلم هم همین است که خب که چی؟ و خوشحال می‌شم که منتقدان پاسخ این سوال رو بدن.

مجری: پرسیدن شما خودتون خواهر و مادر ندارین؟

خانم کارگردان: این سوال هم سیاسیه و هم ورود غیرقانونی به حریم خصوصی من.

مجری: سوال پرسیدن که چقدر خوبی خانومی/ بازم بساز خانومی...

خانم کارگردان: مرسی! قربونتون برم. خوشحالم که این نگاه‌های هنری هم در سالن هست.

خانم بازیگر: من یه نکته‌ای اگر می‌شه بگم و اون اینکه من در این کار خودم رو شناختم و فهمیدم سینما با خانم میلانی معنا می‌شه و خوشحالم که ایشون از بین این همه بازیگر منو انتخاب کردن و خوشحالم که اومدم اینجا هم شما رو دیدم. فقط این رو هم بگم که خانم کارگردان بهترین کارگردان ایرونه که اگه بذارن می‌تونه جای «اسکورچیزی» رو در جهان بگیره تاکید می‌کنم اگر بذارن... ممنون و خوشحالم که... مرسی.

مجری: پرسیدن که چرا اینقدر فیلمای شعاری می سازین؟

خانم کارگردان: ببینین بهترین کارگردان‌های هالیوود هر فیلمنامه‌ای که دستشون برسه رو می‌تونن بسازن، یعنی توانایی یک کارگردان حرفه‌ای در همین موضوعه. اینکه بعضی‌ها نمی‌تونن مثل من خوب فیلم بسازن مشکل خودشونه وگرنه در هالیوود بهترین کارگردا‌ن‌ها شبیه به من کار می‌کنند. بعد هم شعاری رو نمی‌فهمم یعنی چی؟ این فقط در ایرانه که همه دنبال پیام و اینا می‌گردن، فیلمساز باید طرح مساله کنه و بره. باقیش با بقیه‌اس. بعد هم در تمام دنیا و در بین 100 فیلم برتر تاریخ سینما هستند کسانی که از این فیلم‌ها خوشون نیومده، خب باید اون فیلم رو به عنوان شاهکار جهانی معرفی نکرد؟ نه دیگه. بهترین فیلم‌های دنیا هم مخالف داشتن و نتونستن نظر صددرصد مخاطبان رو جلب کنن.

مجری: از خانم بازیگر2 پرسیدن حرکات رزمی ایشون در فیلم همه رو به وجد آورده، چطور به این وجه از کاراکتر نزدیک شدین؟

خانم بازیگر2: من باید از خانوم کارگردان تشکر کنم که مجموعه کامل کارتون‌ «بزغاله‌های کوهستان» رو بهم دادند و من تمامشو از اول تا آخر دیدم. سبک‌های «میمون اخمو، الاغ دم‌دراز و سگ ماهی سیبیلو» رو از این مجموعه یادگرفتم و بنا بر تایید اساتید فن، به خوبی اونها رو اجرا کردم و همین جا از بازیگران مرد فیلم به خاطر ضربات دقیقم عذرخواهی می‌کنم چون خانم کارگردان گفتن باید طبیعی باشه! 

مجری: به عنوان آخرین سوال پرسیدن چرا همه‌اش زنونه می‌سازین؟

خانم کارگردان: گفتم که قبلا. بعلاوه اینکه این همه کارگردان مرد هست، مردونه‌هاشو اونا بسازن!

مجری: ممنون از حضورتون!

۱۳۸۹/۰۱/۰۷
 مطالب مرتبط 
یک لیست برای تهران بیست و چهار
کیارستمی جوان یا جنایت و مکافات/محسن حدادی
کسی برای کشتن آ‌دمها‌ به جنگ نمی‌رفت
فضای هیجانی یا نقد عقلانی؟ / رضا امیرخانی
تریبون آزاد تک نفره / محسن حدادی
هندوانه‌های سربسته‌ی بیست‌وسوم
مناظره‌ی فردوسی‌پور با ده‌نمکی
کلینیک ترک‌اعتیاد اسمال سگدست
"به رنگ ارغوان" چه می‌گوید؟ /محسن‌حدادی
استشهادی برای فرهنگ / محسن حدادی
انشاء‌الله اسفند 89 / امیر حسین فردی
کتاب قانون، مسافران و فهم فرهنگی مدیران
هشت بهشت
روزنامه‌ی‌ حزب ‌‌خران
شیوع آنفلوآنزای اخلاقی / محسن حدادی
اعلام اسامی هنرمندان دستگیرشده‌
قصه، قصه‌ی دیگرى است.../محسن‌حدادی
با حکم حل نمی‌شود! / محسن حدادی
اصلاح الگوی مصرف فرهنگ / محسن حدادی
سینما، آب و آفتابه
ریشه در فرهنگ / محسن حدادی
کربلا؛ 2009سال پس از مسیح / محسن حدادی
باغ کاغذی در مدینه / محسن حدادی
محسن حدادی رتبه‌ی سوم مصاحبه
باز هم جای خالی کتاب / محسن حدادی
نفر چهارم
قسمت آخر ترانه‌ مادری
ساعتها در شورای ‌عالی/ محسن حدادی
عیدی‌فرقان/محسن‌حدادی
در ستایش بانوی‌ایرانی
انتشار "روایت کیارستمی از استاد طوفان"
هزار و سیصد و سمنان / فصل 19
آبادی بت‌خانه ز ویرانی ماست / محسن حدادی
ناصرالدین ‌شاه در کربلا / تحریفات مدرن
جایزه‌ی شهید بایرامی اهدا شد!
کتاب تقلبی چاپ می‌کردیم / محمود حکیمی
خیابان کدام انقلاب؟ / محسن حدادی
غافل‌گیری چهاردهم
و قاف حرف اول قلب است
یانگوم و ناوارو در اغمای2
لباسی برای عملگی خدا / محسن حدادی
پوشش خبری فاکس‌نیوز از نمایشگاه قرآن
عامه پسند‌های مذهبی، علف‌های هرزی که حمایت می‌شوند
قهوه در استکان کمر باریک/محسن حدادی
سوالات کنکور 86 دانشگاه آزاد
شب ‌به‌خیر مهندسی فرهنگی/محسن‌حدادی
ویرجینیا به روایت بهنود و فاطمه رجبی
اندکی سایه
یک گام به پیش؟! / محسن حدادی
من‌قاتل‌صندلی‌تان‌هستم/ ویژه‌‌‌سالگرد

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

ادبیاتتاریخ و سیاستدین و فلسفهعلوم انسانیهنرمرجع

بایگانی  
تقدیر رییس سازمان سینمایی از گونترگراس! / کیوان کثیریان
بار پیش که با نامه‌ی ناشیانه و حمایت بی‌جهت از "فون تریه" و واکنش تحقیرآمیز فیلمساز دانمارکی، حیثیت برای ما باقی نگذاشت، این بارهم با این موضع گیری در برابر شعر گونترگراس، همان آبروریزی تکرار شد. آخر وقتی مسوول بلندپایه فرهنگی یک مملکت تا این اندازه ناشی باشد، روی مردم آن کشور چه حسابی می کنند؟
۱۳۹۱/۰۱/۲۱
مطبوعات ایرانی به همت سیدفریدقاسمی
مشاهیر و مفاخر این وادی را هم در برابر ما نشاند تا دریابیم چه چهره‌های فرهنگی بزرگی روزنامه‌نگار بوده‌اند؛ سید با این کارش واژه ژورنالیست را که غالبا از سر عناد به‌کار گرفته می‌شد با معرفی مفاخر این رشته عمق داد... دعا می‌کنم کسالت فعلی سید هر چه زودتر برطرف شود و از تازه‌ترین مرحله عزلت نشینی هم کمی فاصله بگیرد.
۱۳۹۱/۰۱/۲۷
چه چیز بر حاکمان مسلمان حرام است؟
امکان ارتباط مستقیم با حکام، صرفا برای آن نیست که فقیران و محتاجان و گرفتاران، با «عرض حاجت» و دراز کردن دست، ذلت سؤال و خفت درخواست را به نمایش گذارند و به لقمه نانی برسند، چه اینکه فلسفه این «بار عام» دادن، فراهم آمدن مجال دست بوسی نیست، بلکه این ارتباط برای آن است که فرمانروایان، از واقعیت های زندگی مردم اطلاع پیدا کنند، و بجای آنکه به اتکای گزارشهای مکتوب کارگزاران خود و یا به استناد نظرات دولتمردان، درباره ی وضع جامعه داوری نمایند، بر مبنای «مشاهدات» خود از «متن مردم» و «عموم شهروندان»، قضاوت کنند.
۱۳۹۱/۰۲/۲۷

بایگانی
تئاتر شهر میزبان "خواجه نصیرالدین"
بابک حمیدیان با "مکبث" در ایرانشهر
«چمران» در قاب تصویر حاتمی‌کیا
نمایشگاه نقاشیخط در گالری ساربان
"مشق مُشتاقی"در موزه هنرهای معاصر
اجرای گروه شهنازی در تالار وحدت
"این شرح بی‌نهایت" با صدای کرامتی
رونمایی از "موسیقی نوروز و بهار ایرانی"
"تا اشکستان" در فرهنگسرای نیاوران
"آژانس شیشه‌ای" انیمیشن می‎شود
"پس از سقوط" آرتور میلر در ایرانشهر
گرامیداشت درویش طالقانی در دوسالانه بین‌المللی خوشنویسی ایران
سریال شهید چمران در مراحل پایانی
تحریم اکران برخی از فیلم‌‎ها در حوزه هنری
"گل‌های جنگ" در گالری اعتماد
نمایشگاه سالانه‌ی انجمن مجسمه‌سازان

بایگانی  
ساعت تولد بچه‌ی سیزدهم
راد والاس / ملیسا وفایی کیا
حمام
سید علی موسوی
اژدهای پنجاه و یکم
هی وودبرون
سه فصل از سقای آب و ادب
سید مهدی شجاعی
دو شاه و دو هزارتو
خورخه لوئیس بورخس/م.طاهرنوکنده
فن اژدها کشی
علیرضا فتوحی سیاه پیرانی
کسی که آمدنی است
سید مهدی شجاعی

بایگانی  
دعوا سر لحاف است
امید مهدی نژاد
با خاطرات کهنه به کابل بیا بهار
فایقه جواد مهاجر
این وزیر می‌شود، آن به زیر می‌شود
محمدکاظم کاظمی
لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست
محمدحسین شهریار
و بی خیال رها می‌کنی مرا در برف
مهرداد نصرتی

بایگانی  
گام به گام درمان یک بیماری
رویا صدر
پیامهای تبریک رئیس‌جمهور
شهرام شکیبا
مناظره‌ی فردوسی‌پور با ده‌نمکی
محسن حدادی
دفاع‌سهمگین‌میلانی‌از"تسویه‌‌حساب"
محسن حدادی

بایگانی  
نشستن با کتاب
برای غربت فتح
میان اشک و لبخند
10جلد برگزیده‌ی 2008

بایگانی  
و اینک آخر الزمان...
سمیه کاووسی
مبادا خون سیاوش بر زمین بریزد
مرجان فولادوند
بوی پیراهن یوسف
حسین شرفخانلو

       


پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
رادیو پنج روز
پاتوق کتاب
تحریم تجاری اسرائیل
یاری سالمندان برای زندگی کردن
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام