کتاب نیوز  شناسنامه

فرهنگ، شعار و تهاجم / جمشید غلامی‌نهاد

فرهنگ را "هویت شاکله‌ی" هر قوم، ملت و تمدن می‌دانند. تعریف‌های دیگری نیز برای فرهنگ گفته و نوشته‌اند؛ اما شاید در میان همه‌ی تعاریفی که برای فرهنگ ارائه شده، این تعریف در عین اختصار جامع‌ترین و مانع‌ترین تعریف فرهنگ باشد. اصلی‌ترین کارکرد فرهنگ تولید، تثبیت و ترویج «ارزش‌ها» و «هنجارها» یی است که "خود‌آگاه" یا "ناخود‌آگاه" در طول زمان به ذهن جمعی یک جامعه راه‌یافته و افراد بی‌توجه به خوب و بد، یا مفید و مضر بودن‌ آنها، آن ارزش‌ها و هنجارها را به عنوان شاخصی برای ارزیابی پندار، گفتار و کردار خود پذیرفته‌اند.

   مقابل فرهنگ، شعار است. شعارها بر سر زبان یا لقلقه‌ی زبان هستند و در باور و ذهن جمعی غایب‌اند. فرهنگ در "پندار" و "کردار" جاری است، اما شعار تنها در "گفتار" جریان دارد.

   ارزش‌ها و هنجارها دقیقا شبیه واژه‌های زبان معیار هستند که در حوزه‌ی فرهنگ یا باورها، یا ذهن جمعی یک جامعه نشسته و تثبیت شده‌اند. ولی برعکس آنچه که بسیاری پنداشته و می‌پندارند، این ارزش‌ها و هنجارها همیشه سودمند و مفید نیستند. فرهنگ درختی است که باید هر از گاهی برای بارور کردن آن نه فقط به پایش کود ریخت و آبش داد، بلکه باید شاخ و برگ‌های آن را زد. جامعه‌ای که شهامت هَرَس کردن درخت فرهنگ را داشته باشد، جامعه‌ای خوشبخت، رو به تعالی و رشد است. برعکس، جوامعی که به هر دلیل توان یا شجاعت هرس کردن درخت فرهنگ خویش را ندارند، جوامعی نگون‌بخت و رو به انحطاط هستند. این جوامع شاید "متجدد" باشند، اما "متمدن" نیستند. تجدد آراستن خویش به "ظواهر" دنیای مدرن؛ اما تمدن آراستن خود به "عقلانیت" مدرن است. و صد البته مراد از "عقلانیت مدرن" در اینجا یعنی "خرد تکامل یافته‌ی عقلا" است که مدافع و محافظ ارزش‌های والای وجدانی (یا جهانی) و آموزه‌های وحیانی بوده و هست.

   فرهنگ به خودی خود، نه خوب است و نه بد. اگر فرهنگی واجد ارزش‌های متعالی بود، فرهنگی مقدس و در غیر این صورت، به میزان وجود ارزش‌ها و هنجارهای "ضد وجدانی" یا "ضد فطری" نامقدس است. فرهنگی که در آن فریب و دروغ ارزش باشد، نامقدس و فرهنگی که در آن صدق و راستی ارزش باشد، فرهنگی مقدس است. و باز تأکید می‌کنیم که فرهنگ چیزی است که به "رفتار" می‌آید؛ نه آنچه که در "گفتار" بر زبان جاری می‌شود! به عبارت دیگر اگر همگان گفتند: دروغ بد است. ولی دیده شد که این "همگان"ی که دروغ را بد می‌دانند، رفتارشان آمیخته با دروغ است، باید گفت "دروغ" فرهنگ، و "مذمت دروغ" شعار آن جامعه است.

   بر این اساس "تهاجم فرهنگی" نیز به خودی خود، نه خوب است و نه بد. بد نیست؛ زیرا پیامبران همه مهاجمان فرهنگی بوده‌اند که با تبلیغ ارزش‌های آسمانی و تهاجم به ارزش‌های جاهلی کوشیده‌اند مردم را به ساحل امن آرامش و آسایش هدایت کنند. پیروان پیامبران، متألهان و فیلسوفان نیز با ترویج آموزه‌های انبیا این تهاجم به فرهنگ جاهلی را تداوم بخشیده‌اند. هرچند که برخی، فیلسوفان را در تعارض و نه در تداوم راه انبیا دانسته و می‌دانند، ولی ضمن قبول تفاوت‌هایی که میان پیامبران آسمانی و فیلسوفان زمینی جدایی انداخته‌است، فلاسفه – خاصه فیلسوفان اجتماعی – را باید در زمره‌ی مصلحانی بشماریم که با اندیشه‌ی اصلاحی‌ به جنگ ارزش‌های جاهلی در عصر و جامعه‌ی خود برخاسته‌اند.

   اما همچنان که گفتیم تهاجم به فرهنگ می‌تواند بد باشد؛ و برای اثبات "بد" بودن آن، لااقل در جامعه‌ی ما نیازی به استدلال و برهان‌تراشی نیست. چنانکه امروزه در همه‌جای جهان وقتی از تهاجم فرهنگی سخن به میان می‌آید بی‌اختیار وجه منفی یا بد آن به اذهان خطور می‌کند. از طرفی این تهاجم "بد" این‌ روزها دغدغه‌ی همه‌ی دولتمردان جهان، اعم از شرق و غرب، و شمال و جنوب است. دولت‌ها و ملت‌ها هم‌صدا معترفند که اگر در برابر فرهنگ مهاجم امریکایی نایستند، بزودی «این سیل دمادم»  بنیاد اخلاق و وجدانیات بشری را به باد خواهد داد.

   امروزه این فرهنگ "بد" امریکایی با دو مؤلفه‌ی "سکس" و "خشونت" سوار بر امواج، همه‌ی خاکریزهای اخلاقی و اعتقادی مردم جهان را درنوردیده است. این تهاجم معروف حضور همه‌ی مردم است و کسی نیست که دیش‌های سربرافراشته بر بام‌ها و سی‌دی‌های مستهجن را در کف دستان نوجوانان و جوانان و در گوشی‌های همراه‌شان ندیده و نشنیده باشد.  اما یک چیز را همه نمی‌بینند، و بعضی‌ها هم که می‌بینند و می‌دانند نمی‌خواهند آن را ببینند! و آن تهاجمی مزمن است که با چراغ خاموش سال‌های سال است مرزهای اخلاقی را نشانه گرفته است. این تهاجم که از قضا تهاجمی به فرهنگ، یا همان "تهاجم فرهنگی" است، هجمه‌ای داخلی و درونی است. و چون خانگی است شاید تا به حال کسی بجد به مقابله با آن برنخاسته است.

      این تنها یک روی سکه است؛ و روی دیگر سکه چیزی خلاف تصور رایج است و آن این که گاه تهاجم داخلی ویرانگر است و تهاجم خارجی درمانگر. به عبارت دیگر تهاجم بد می‌تواند مثل تهاجم خوب، از داخل و یا از خارج صورت گیرد. توضیح این‌که: تهاجم خارجی، اگر از نوع خوب باشد، نه اینکه باید آن را طرد کرد، بلکه باید به استقبال آن نیز رفت. نظیر واکنش ایرانیان و مردم کشورهای اطراف جزیرة‌العرب همچون مصر و شامات هنگام رویارویی با اسلام. در کیش زرتشتی که ایرانیان پیرو آن بودند، زشتی و پلیدی، نیرنگ و تهمت، بهتان و دروغ مذمت شده بود.

ایرانیان هر روز در مناجات خویش  چنین می‌خواندند که: «ای اهورامزدا ! ... بادا که راستی را توانایی بخشی/ بادا که دروغ را ناتوانی بخشی/ پیروز باد راستی / سرنگون باد دروغ / برود دروغ/ سرنگون، برانداخته، رانده، نابود، ناکام باد دروغ ...»(1) اما فقط آن را می‌خواندند و بس. حال اینکه به قول مرحوم دکتر عبدالحسین زرین‌کوب تحقق راستی و ستیز با دیو دروغ : «رهنمایان و روحانیانی می‌خواست که از فساد و آلایش فریبکاران دور بمانند.»(2) و در پایان دوره ساسانیان و زمان هجوم اعراب به ایران، روحانی و موبدی که فریبکار و دروغ‌گو نباشد، چون کیمیا نایاب بود. چنین شد که با ورود اعراب مسلمان به ایران، ایرانیان خسته از ظلم شاه و رمیده از فساد روحانیان دروغ‌گوی وابسته به دربار ساسانی، فرهنگ مهاجم، یعنی اسلام را با آغوش باز پذیرفتند. در حقیقت ایرانیان، اعراب مهاجم را حامل فرهنگ متعالی اسلام یافتند؛ و آن فرهنگ را نه با زور شمشیر، بلکه با اتکا به درک و شعور والای خویش پذیرفتند. سره را از ناسره جدا کردند و با تفکیک "عرب" از "اسلام"، اولی را دشمن و دومی – یعنی اسلام – را نجات‌بخش خود یافتند. جور و ستمی را نیز که از اعراب مهاجم دیدند، هیچگاه به پای قرآن و اسلام "حقیقی" ننوشتند؛  و به قول مرحوم ملک الشعرای بهار:

گر چه عرب زد چو حرامی به ما
داد یکی دین گرامی به ما

گر چه زجور خلفا سوختیم
زآل علی معرفت آموختیم

دین بگرفتیم و عرب رانده ایم
زنده و جاوید از آن مانده ایم

   نمونه‌ی دیگر، حمله‌ی مغول به ایران است. مغولان بظاهر ایران را تصرف کردند، اما بواقع خود را در معرض تهاجم فرهنگ ایرانی – اسلامی قرار دادند. اگرچه در پندار آنان سرزمین و خاک ایران مغلوب چکمه‌ی خونین‌شان شد، که شد؛ ولی فرهنگ متعالی ایرانی روح و جان مغولان خون‌آشام را تسخیر کرد.

اما بدترین نوع تهاجم فرهنگی، تهاجم از داخل است؛ خاصه اینکه این تهاجم از جانب فرهیختگان و حاکمانی با نسبت یا مشروعیتی الاهی صورت گیرد. سعدی در باب اول گلستان در ضمن حکایتی کوتاه شاهان را از تهاجم به فرهنگ نهی کرده و خطر آن را گوشزد می‌کند. آن حکایت کوتاه این ‌است:

«آورده‌اند که نوشیروان عادل را در شکارگاهی صیدی کباب کرده بودند و نمک نبود. غلامی را به روستا فرستاد تا نمک حاصل کند. گفت: زینهار تا نمک به قیمت بستانی تا رسمی نگردد و دیه خراب نشود. گفتند: این قدر چه خلل کند؟ گفت: بنیادِ ظلم در جهان اول اندک بوده است و به مَزیدِ هر کس بدین درجه رسیده است.»

    سعدی سپس این ابیات را بر این حکایت می‌افزاید که:

اگر ز باغ رعیّت مَلِک خورد سیبی
رآورند غلامانِ او درخت از بیخ

به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد
زنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ»(3)

    چنین است که بزرگان و پیشوایان نیز پیوسته مراقب "رفتار" خویش بوده‌اند تا مبادا با کرداری زشت و ضد  وجدانی فرهنگ  را مورد هجوم قرار دهند. بسیار گفته‌اند و فراوان شنیده‌ایم که وقتی قاضی، امیرالمؤمنین علی(ع) را به لقب خطاب کرد، نه به نام، آن حضرت تا بدین قدر تبعیض و نابرابری را برنتابید و به قاضی اعتراض کرد که طرف دعوا را – که مسیحی بود – به نام خطاب کردی، مرا نیز باید به نامم که "علی" است صدا می‌زدی! شاید به همین دلیل در حدیث آمده که: خداوند هفتاد گناه نادان را می‌بخشاید؛ اما از یک گناه عالم در نمی‌گذرد.(4) 

مَخلَص کلام اینکه:

"فرهنگ" رفتاری است که از ما سر می‌زند، و آنچه را فقط می‌گوییم و نمی‌کنیم "شعار" است.

"دروغ" فرهنگ ماست؛ زیرا رفتارمان آلوده به آن است؛ اما "راستی" شعار ماست؛ زیرا اغلب فقط بر گفتارمان جاری است و هنگامی که باید راستگو باشیم، از ما دروغ صادر می‌شود.

درخت فرهنگ را باید هَرَس کرد. این درخت هر قدر تنومندتر باشد، هرس کردن آن دشوارتر است و به شهامت بیشتری نیاز دارد.

"تهاجم فرهنگی" به خودی خود، نه خوب است و نه بد. اگر این تهاجم، به نفوذ ارزش‌ها بینجامد، خوب و اگر به هجوم ارزش‌های بد منجر شود، مذموم است.

تهاجم فرهنگی می‌تواند از داخل صورت گیرد یا از خارج.

کم‌خطرترین نوع تهاجم فرهنگی، تهاجم خارجی و پرخطرترین نوع آن تهاجم داخلی به فرهنگ است؛ زیرا تهاجم خارجی حساسیت برانگیز است و بسیج همگان را درپی دارد. اما تهاجم داخلی، تهاجمی خاموش است و به همین دلیل حساسیت برانگیز نیست.

تهاجم داخلی اگر از جانب طبقه‌ی  فرهیخته  یا حاکم، خاصه با مشروعیتی الاهی باشد، بسیار خطرناک‌تر است. 

--------------------------------

1 - اوستا؛ یسنا 6/8 .
2 - تاریخ‌ایران بعد از اسلام؛ عبدالحسین زرین‌کوب، تهران: امیرکبیر، چ پنجم 1368، ص168.
3 – گلستان، باب اول، حکایت نوزدهم.
4 – انّه یغفر الجاهل سبعون ذنبا قبل أن یغفر العالم ذنب واحد. (بحارالانوار، ج2 ص27)

۱۳۸۸/۰۹/۱۹
 مطالب مرتبط 
روش تدوین و نگارش مقالات آی. اس. آی
"مدیریت شیوه انگلیسی" ترجمه شد
سرمایه‌داری و تخریب محیط زیست
کاربردهای ریاضی درزندگی روزمره و صنعت
"دنیای شگفت‌انگیز بدن ما" تجدید چاپ شد
نظرات شهیدبهشتی درباره آموزش و پرورش
بررسی حقوقی برج "جهان نما" اصفهان
نقش مدیران میانی در موفقیت سازمان‌ها
نظریه‌پردازی؛ مبانی و روش‌شناسی
آب برای سلامت، برای شفابخشی...
بررسی وندالیسم در"جامعه‌شناسی ورزش"
"روزی روزگاری فوتبال"به روایت حمیدرضا صدر
کوپرنیک پدر علم ستاره‌شناسی جدید
تحلیل گفتمان‌های رادیو در ده فصل
مدیریت میان‌فردی با رویکرد پژوهشی
گیاهان آیینی در گستره فرهنگ ایران زمین
انقلاب اطلاعات، ‌امنیت و فناوری‌های جدید
روش پایان‌نامه‌نویسی در علم حقوق
انتشار گزیده‌ای از نقدهای "کتاب ماه کلیات"
"کتاب‌شناسی رسانه"با بیش از 6هزار مدخل
بار حقوقی مفاهیم ایجاب و قبول در قراردادها
غول "جستجو" زندگی را از ما خواهد گرفت
بررسی فرهنگ آموزش در ژاپن و آمریکا
با گنجینه پزشکی بقراط آشنا شوید
انتشار "زمین" از آن چه می‌دانیم؟
"انفجار ریاضیات" در بازار کتاب
آشنایی با طرح و پایان‌نامه‌نویسی
جنبه‌های عملی حقوق کیفری مواد مخدر
مهارت‌های‌تربیتی در فرمایشات امام‌علی(ع)
قرارهای قضایی ضرب و جرح عمدی
آموزش مدیریت استراتژیک در "هنر رزم"
دادیار اظهارنظر وتشکیلات دادسرا پس از100سال
پرورش رهبران موفق در سازمان
فرهنگ آموزش و یادگیری در 220 صفحه
نگاهی به اصول مدیریت استراتژیک نوین
شورا‌ها و شهرداری‌ها از نگاه قانون
نگرشی‌نو به آموزش وپرورش و توسعه انسانی
شیوه علمی مقاله‌نویسی ویژه دانش‌پژوهان
رویکردهای ­علمی ­به­ اسطوره‌شناسی
آموزش و پرورش فرهنگ‌ها و جوامع
روش‌های تولید و عملیات در کلاس جهانی
مباحثی در برنامه‌ریزی شهری
مدیریت تدارکات و لجستیک یک سازمان
قوانین و مقررات فوتسال و فوتبال
بررسی حقوقی نمودهای فرهنگ عامه فولکلور
"انفجار ریاضیات" در بین عموم مردم
بررسی مبانی، ادله و اختیارات ولایت فقیه
دومین نشست تخصصی حقوق ادیان
تکنولوژی‌های کاربردی روابط‌عمومی الکترونیک
راهنمای حقوقی شهروندان در نشر شهر

هم اندیشی
ارسال صفحه به دوستان
چاپ

بایگانی  
طریقه‌ی کتاب خواندن/ آندره موروا
آیا کتاب خواندن هم کاری است؟ «وانری لاربو» مطالعه را «گناهی بدون عقاب» می‌داند و بالعکس «دکارت» آن را «گفت‌وگو با شریف‌ترین مردان قرون گذشته می‌شمارد»، و هر دو در تشخیص خود ذیحق هستند.
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
آیین نقد کتاب
اندیشه نقد و نقد اندیشه بسی قدمت دارد. سابقه انتقاد ادبی یا سخن‌سنجی به یونان باستان و بوطیقا (=فن شعر) ارسطو می‌رسد. در اسلام ریشه‌های انتقاد اندیشه و عمل در قرآن مجید هست.
۱۳۸۵/۰۴/۱۴
انتقاد از کتاب / علی شریعتمداری
کسی که می‌خواهد کتابی را مورد بررسی و انتقاد قرار دهد باید از رشته‌ای که این کتاب بدان مربوط است اطلاعات کافی داشته باشد. منظور از اطلاعات کافی این است که انتقادکننده به اصول و مبانی رشته مربوط آشنا باشد
۱۳۸۵/۰۴/۱۳
هنر کتاب نخواندن/ بهاءالدین خرمشاهی
بسیاری کتابها به یک بار خواندن نمی‌ارزند و بسیاری کتابهاست که ارزش ورق زدن جدی هم ندارد. و برعکس بعضی کتابهاست که مادام‌العمر می‌توان و می‌بایدشان خواند.
۱۳۸۵/۰۱/۲۸
کتابهای خواندنی/ عباس اقبال
اگر به نسبت با مردم ممالک متمدنه عالم، ایرانی را در نظر بگیرید و مقدار آنچه را در عرض سال خوانده است با مبلغ خوانده‌های هریک از افراد ملل متمدنه در میزان مقایسه بیاورید خواهید دید که ایرانی در سال چیزی نخوانده است .
۱۳۸۵/۰۱/۰۵

بایگانی  
تقدیر رییس سازمان سینمایی از گونترگراس! / کیوان کثیریان
بار پیش که با نامه‌ی ناشیانه و حمایت بی‌جهت از "فون تریه" و واکنش تحقیرآمیز فیلمساز دانمارکی، حیثیت برای ما باقی نگذاشت، این بارهم با این موضع گیری در برابر شعر گونترگراس، همان آبروریزی تکرار شد. آخر وقتی مسوول بلندپایه فرهنگی یک مملکت تا این اندازه ناشی باشد، روی مردم آن کشور چه حسابی می کنند؟
۱۳۹۱/۰۱/۲۱
ماهیت سینما «دینی» است! / علیرضا پناهیان
دیدم کار ستادی زیاد پرفایده نیست و باید بروم در صف... در دانشگاه هنر به قصد تحول در آموزش عالی هنر حضور پیدا کردم، نه به قصد اقدامات فرهنگی سطحی... سینما ذاتاً ابزار تبلیغ دین است... با رعایت مقداری احکام شرعی که کل آنها 7-8مسئله بیشتر نیست، بحث حلال و حرام‌ها در سینما جمع می‌شود... بنده ادعایی هم ندارم و خود را کارشناس سینما نمی‌دانم... "طلا و مس" مبلغ یک روحانی خارج از نظام جمهوری اسلامی است... مقابله با محصولات فرهنگی غرب کار ساده‌ای است.
۱۳۹۰/۰۲/۰۱
خارجی‌ها بهتر از ما مراقب نسخ خطی‌ ما هستند/ اکبر ایرانی
حدود 500 هزار نسخه خطی فارسی در حوزه شبه قاره و حدود 50 هزار نسخه در قلمرو عثمانی سابق(ترکیه فعلی) و 200 هزار نسخه فارسی در ماوراء النهر موجود است که تعداد کمی از آنها فهرست شده است... قبل از انقلاب بنیاد فرهنگ ایران، انجمن آثار ملی، بنیاد نشر و ترجمه کتاب و دانشگاه تهران در حوزه نسخ خطی فعالیت می‌کردند...
۱۳۹۰/۰۱/۳۰
رهایی از دام کلیشه/ محمدکاظم مزینانی
طبیعی است که در رقابت سیاسی و فعالیت های اجتماعی و یا در نبرد با دشمن، می‌شود خیلی حرف‌ها زد و شعار داد و حتی رجز هم خواند، ولی عرصه رمان، قوانین خاص خودش را دارد... ما همه جور نگاهی به انقلاب را دیدیم. چپ، راست، مذهبی و... هر کدام روایت‌های خودشان را کرده‌اند. حالا بیاییم ماجرا را از دید شاه نگاه کنیم.
۱۳۸۹/۱۲/۰۳
از دین خشونت نمی‌آید / رضاداوری اردکانی
وقتی اصل بر "چیرگی و تصرف" باشد، چگونه توقع داریم که خشونت وجود نداشته باشد؟... هر دینی که به سیاست وارد شد، مرتکب خشونت شد و متأسفانه بسیاری از این خشونت‌ها انحراف از دین است... می‌توان تلاش کرد که "داعیه‌ی نجات حقیقت و معرفت" با توسل به خشونت، حق جلوه نکند که به این صورت حقیقت قربانی خشونت می‌شود...
۱۳۸۹/۱۰/۱۴
انتقاد یا عقلانی کردن احساسات
فقر منتقد در ایران محسوس است... وقتی منتقد با نگرشی اخلاقی با اثر روبه رو می‌شود با نقد اخلاقی اثر ادبی و هنری مواجه می‌شویم. یا در مواقعی که با رویکرد جامعه شناسی و روان شناختی و... متاسفانه امروز بعضی‌ها به بومی بودن صرف و بعضی دیگر به جهانی شدن صرف می‌اندیشند... اروپا هم شرق‌زده است، آنها هم از ما بسیار استفاده کرده‌اند و مباحث زندگی و تمدن ما را تدوین کرده‌اند.
۱۳۸۹/۰۷/۲۸
انسان برای پدر مهم بود / سیده حورا صدر
نیازی به تربیت مستقیم و کلامی نیست، رفتارم خودش تربیت کننده است... والدینم همواره به مدیران مدارس تاکید داشتند که فرزندانمان با دیگران تفاوتی ندارند... پدرم مرا در سن 14 سالگی به فرانسه فرستاد تا تحصیل کنم... بیشتر معتقد به دعوت رفتاری بودند... چالش فکری را برای اسلام و تشیع رشددهنده می دانستند.
۱۳۸۹/۰۶/۳۰
کسی برای کشتن آ‌دمها‌ به جنگ نمی‌رفت
سعی کردم در داستان هایم آدم هایی را بسازم که واقعی باشند... به جنگ می‌رفتند تا نفس خودشان را بکشند... قبل از عملیات کسی بود که به هر کس می‌رسید می‌گفت در این عملیات یک گونی سر برایتان می‌آورم... جنگ با آدم هایش تفسیر می‌شود، حوادث خیلی مهم نیست؛ اتفاقاتی که در جنگ ما افتاد در جنگ ویتنام هم افتاده است... درباره روح کلی جنگ، تحقیق کلی و تئوریک نکردیم...
۱۳۸۹/۰۴/۱۵
فضای هیجانی یا نقد عقلانی؟ / رضا امیرخانی
زمانی که فردی پشت میز مدیریت می‌نشیند؛ وارث نوعی از عقل و درایت و تدبیر می‌شود که آن طرف میزی آن را ندارد!... هنرمندی مثل حاتمی‌کیا هر روز در معرض انتقاد است چون سازنده است، اما آن مسوول ویرانگر هرگز مورد سوال قرار نمی‌گیرد... شهید مطهری خود را موظف می‌دید که به سوالات مردم پاسخ دهد... اگر روی تعمیق گسل‌هامان پافشاری کنیم؛ فاصله ما تا افغانستان شدن، چیزی زیر 10 سال است.
۱۳۸۹/۰۳/۲۴
راه شکست جمهوری اسلامی/ مرتضی‌ مطهری
گناه و عیب این است که اکثریت مسلمان به اقلیت بی‌اعتقاد، اجازه‌ی چون و چرا ندهد... در حکومت اسلامی احزاب آزادند، هر حزبی اگر عقیده‌ی غیر اسلامی هم دارد، آزاد است... اگر در صدر اسلام در جواب کسی که می‌آمد و می‌گفت من خدا را قبول ندارم، می‌گفتند بزنید و بکشید، امروز دیگر اسلامی وجود نداشت... هر مکتبی که ایمان و اعتمادی به خود ندارد جلوی آزادی اندیشه و آزادی تفکر را می‌گیرد. این‌گونه مکاتب ناچارند مردم را در یک محدوده‌ی خاص فکری نگه دارند و از رشد افکارشان جلوگیری کنند.
۱۳۸۹/۰۳/۰۸
مردی در تبعید ابدی / نادر ابراهیمی
این طور کارها، با چرت‌زدن و ول گشتن و مجالس مهمانی و لطیفه گویی برپا کردن و هزار کار دیگر، جور در نمی‌آید... من هم مثل شما می‌دانم که ساختن فیلم درباره‌ی بزرگان یا نوشتن درباه‌ی آنها، تا چه حد لغزنده است، و انسان، چگونه روی مو راه می‌رود، و خطر سقوط و ابتذال، چقدر زیاد است.
۱۳۸۹/۰۳/۰۲
شما دلتان نسوزد / اوریانا فالاچی
اگر یک بدنى یک انگشتش فاسد بشود چه باید کرد براى اصلاح آن بدن. آیا باید این انگشت را گفت تو باش اینجا، فاسد کن این بدن را؟ ... مردم عقیده‏شان آزاد است. کسى الزامشان نمى‏کند که شما باید حتماً این عقیده را داشته باشید. کسى الزام به شما نمى‏کند که حتماً باید این راه را بروید. کسى الزام به شما نمى‏کند که باید این را انتخاب کنى.
۱۳۸۹/۰۱/۱۲
انقلاب اسلامی و هاشمی رفسنجانی
مجذوب امام بودم و برای سؤال کردن از کوچه یخچال قاضی تا حرم دنبال ایشان می‌رفتم. سؤال بهانه بود، دلم می‌خواست ایشان را ببینم. کم‌کم تبادل مسائل سرّی سیاسی در مبارزه بین ما ایجاد شد... سالنامه را قبل از انتشار با 5 تومان پیش‌فروش می‌کردیم و بعد از انتشار 7 تومان می‌فروختیم... اولین بار آیت‌الله خامنه‌ای را در درس خارج مرحوم محقق داماد دیدم.
۱۳۸۸/۱۲/۰۶
سرّ نوشتن / محمدعلی اسلامی ندوشن
انسان هیچ نوشته‌ای را دوست ندارد، مگر آن که بتواند گوشه‌ای از گمشده‌ی خود را در آن پیدا کند... انسان باید وجدانش روشن باشد و از گذشته‌اش خجالت نکشد. کسانی که وجدان روشنی ندارند،‌حرف قابل گفتنی هم برایشان نیست... جلال آل احمد در "خسی در میقات" در جایی نگاهش به دختری می‌افتد و از زیبای‌هایش می‌گوید... همیشه دبیر فیزیک و شیمی محترم‌تر و ترس‌آورتر از دبیر ادبیات بود.
۱۳۸۸/۱۱/۱۱
از چاله به چاه/ داوود غفارزادگان
این که اعتراف مال فرهنگ مسیحیت است بحثی پیش‌پاافتاده است؛ کسی ادعیه معروف ما را خوانده باشد از این حرف‌ها نمی‌زند... ما در کشوری سیاست‌زده زندگی می‌کنیم و هر چیزی پس و پشت سیاست شکل مسخ شده‌یی به خود می‌گیرد... نمی‌خواستم خواننده به تصویر واحدی برسد... گذاشتم همه چیز لغو و بیهوده و مسخره از آب دربیاید.
۱۳۸۸/۱۱/۰۶
آنچه دلم گفت بگو، گفته‌ام/ یوسفعلی میرشکاک
پنج شاعر بزرگ اگر داشته باشیم، اخوان و شاملو و فروغ و آتشی و... همین‎هایی که از این مملکت رفتند و حالا فحش می‎دهند. نان‎خور این طرف بودند... من قایل به چیزی به عنوان شعر انقلاب نیستم... ما در این مملکت طبق معمول، باندبازی هم داریم... برای پذیرفتن «من او» باید بخش‎های زیادی را حذف کرد... شمس لنگرودی شاعر نیست...
۱۳۸۸/۰۹/۱۰
یک جعبه‌ی یخچال کاغذ / دن براون
من چهار جعبه به اندازه‌ی جعبه یخچال؛ کاغذ نوشته‌ دارم که از آنها در نماد گمشده استفاده نکرده‌ام. برای این کتاب شاید به اندازه 10 کتاب مطلب نوشته‌ام... هنوز هم برای نوشتن 4صبح از خواب بیدار می‌شوم. دوستانم همان‌هایی هستند که پیشتـر بوده‌اند و همان زن شگفت انگیز همسـرم است.
۱۳۸۸/۰۸/۲۸
دیدار با همسایه‌ی نیما / سیمین دانشور
نیما می‌رود و سه کیلو پیاز می‌خرد و آنها را برای عالیه خانم می‌آورد و به او می‌گوید: بیا عالیه. عالیه خانم می پرسد: این چی هست؟ نیما می‌گوید: پیازِ سفیدِ مازندرانی، خانمِ آلِ احمد گفته... نیما به موسی صدر حسودی‌اش شد. موسی صدر خیلی خوش تیپ بود. من در رو باز کردم. گفتم تو حق نداری اینقدر خوشگل باشی! خندید.
۱۳۸۸/۰۸/۲۵
انشاء‌الله اسفند 89 / امیر حسین فردی
جشنی که با جایزه 9میلیون تومانی یکی از گران‌ترین جوایز ادبی کشور محسوب می‌شود... تصور ما این است که همه نویسندگان و هنرمندان در تهران جمع شده اند؛ اصلا به فکر شناسایی و استعدادیابی نیستیم در حالی که استعدادهای خوبی در دوردست‌ها داریم...
۱۳۸۸/۰۸/۲۳
زندگی سراسر رنج است/مصطفی مستور
این‎ها حرف‎هایی هستند برای جامعه‎ای که از این تلاطم‎های سیاسی گذر کرده است و بخواهد زندگی کند. در متن زندگی است که این پرسش‌ها جدی می‌شوند... از ادبیات انتظار بزرگی ندارم... شاید از معدود لذت‌های نوشتن این باشد که بنویسی تا دیگران احساس کنند در زندگی تنها نیستند.
۱۳۸۸/۰۷/۲۶
مخالف را حذف نمی‌کرد / صادق طباطبایی
سعه‌ی صدر بسیار بالا و تحمل از ویژگی‌های ایشان بود. اصلا انگار ایشان بدگویی‌ها را نمی‌شنیدند... ما باید راه ناتمام سیدجمال را ادامه بدهیم. اما خطای سید جمال را تکرار نکنیم. سیدجمال می‌خواست با اصلاح سران مشکلات را حل کند. ما باید با مردم شروع کنیم.
۱۳۸۸/۰۷/۱۵
آیا فارابی منحل می‌شود؟ / اکبر نبوی
گاه دچار افراط و تفریط می‎شویم؛ یا فقط واقعیت را می‎بینیم یا آرمان را... نبود استراتژی فرهنگی، سبب غلبه‌ی روزمرگی بر رفتارهای مدیریت دولتی می‎شود... برای سیاستمداران در حوزه‌ی فرهنگ امکان آزمون و خطا مهیا ساختیم... مدیریت آقای شاه‎حسینی به‎گونه‎ای است که به نظر می‎آید قصد دارد فارابی را به تعطیلی بکشاند...
۱۳۸۸/۰۷/۰۴
فهم‌ناقص‌مدیریت‌فرهنگ / محمدمهدی عسگرپور
در وزارتخانه‌ای که حداقل، در لفظ بسیار مهم است... مدام تصور می‌شود که بزرگانی که نیروی محرکه‌ی ذهنشان مربوط به عرصه‌های دیگر است، در صورت مؤدب بودن! و داشتن تحلیلی (معمولاً جهت‌دار) از سابقه فرهنگی و هنری کشورمان، می‌توانند در مسندهای مهم فرهنگی و هنری مشغول فعالیت شوند...
۱۳۸۸/۰۶/۲۲
انتهای جاده‌ی مک‌کارتی / محمدرضا قلیچ‌خانی
این کتاب جزو رمانهای آخر الزمانی است، رمانهایی که به این مسئله می‌پردازند که اگر دنیا به آخر برسد چه اتفاقی می‌افتد... کل داستان پر است از صحنه‌های تکان دهنده و عجیب و غریب مثل برخورد پدر و پسر با گروهی که جنازه‌ی یک نوزاد را روی آتش گذاشته‌اند تا کباب کنند...
۱۳۸۸/۰۴/۱۷

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
اینجا متعلق به شماست
پیوندها
رادیو پنج روز
پاتوق کتاب
تحریم تجاری اسرائیل
یاری سالمندان برای زندگی کردن
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام