اختصاصی / محمد حسنلو
قبل از جنگ های صلیبی برخورد مردم ساکن غرب با مسلمانان بیشتر به شکل جنگ و خونریزی بوده است که هرچند فتج آندلس در سال 91 هجری توسط مسلمانان باعث گسترش فرهنگ اسلامی در جنوب اروپا شد؛ ولی به جرات میتوان گفت ذهن تاریخی مردم اروپا از مسلمانان تنها به جنگ میرسد و به عبارت بهتر میتوان گفت فهرست بیپایانی از برخوردهای خونین میان دو طرف باعث شده است که تعامل مستقیم مردم غرب با مسلمانان در طول دهههای متوالی، چه در جریان اشغال برخی سرزمینهای اسلامی در دوران جنگهای صلیبی و چه از رهگذر بهره گیری جهانگردان و دانشجویان غربی از نهضت علمی و تمدنی جاری در بسیاری شهرهای اسلامی، برای سپید شدن چهرهی تیرهی ترسیم شده در اذهان غربیها از اسلام و مسلمانان و تصحیح توصیف اسلام به عنوان دینی خونبار و همنشین با خشونت و عقب ماندگی و تروریسم کافی نبوده است.

اگرچه عدم اطلاعات کافی و علمی در مواد درسی دانشگاهی و آکادمیک کشورهای غربی درباره اسلام و این دین میتواند علت عمدهی سطحینگری مردم این سرزمینها باشد؛ ولی به طور حتم تبلیغات منفی رسانههای غربی و به خصوص ماشین فیلمسازی هالیوود را نمیتوان نادیده گرفت.
البته به گفتهی "پل فندلی" عضو سابق کنگره آمریکا مهمترین علت ترس مردم غرب از مسلمانان لابی یهودی حامی صهیونیستها محسوب میشود. وی که سالهای زیادی از عمرش را صرف تحقیق و زندگی در کشورهای اسلامی کرده است و از نزدیک با فرهنگ مردم این کشورها آشنا شده است، معتقد است ناآگاهی آمریکاییها و عموماً غربیها از اسلام و افکار غلط آنها نسبت به اسلام و مسلمانان بیشتر ریشه در این مطلب دارد که گروههای فشار یهودی با توجه به عقدههای تاریخی خود نسبت به دین اسلام؛ موفقیت اسلام در نفوذ به قلبها را دشمنی برای پیشبرد اهداف سودجویانهی خود میبینند و از ابزارهای مختلفی مثل هالیوود برای ارائه تصویری منفی و خشونت طلب از مسلمانان استفاده میکنند.
به طور کلی ترس غربیها از خطر رو به فزونی اسلامگرایی و بیم آنان از جنگ احتمالی اسلام و غرب در آینده، تغذیهی این هراسها از سوی گروههای صهیونیست را تقریباً به یک سیاست کلی تبدیل کرده است و هر رئیس جمهوری که در آمریکا روی کار آمده و خواهد آمد نیز مجبور است خود را با این سیاست تطبیق دهد.
در هالیوود تمام مردم جهان به غیر از آمریکاییها نوعی شرارت را به یدک میکشند که مثلاً ایتالیاییها مافیایی، آسیاییها حیله گر، سیاه پوستان بیفرهنگ و مردم آمریکای لاتین خریدار و فروشنده مواد مخدر معرفی میشوند که شخصیت آمریکایی باید با تمام این گروهها مبارزه کند و افراد مظلوم را نجات دهد. در فیلمها و خبرهای آمریکایی اغلب از ادیان و قومیتهای مختلف چندان تصویر مناسبی ارائه نمیشود؛ ولی شاید بتوان گفت این بی انصافیها در حق ادیان و سنتهای جهان دربارهی مسلمانان و دین اسلام بیشتر از سایرین بوده است. مسلمانان در فیلمهای هالیوودی به عنوان افرادی به تصویر کشیده میشوند که هواپیما ربایی میکنند، بمب کار میگذارند و آدم میکشند و در این میان زنان مسلمان مظلومینی نشان داده میشوند که از سوی مردان مورد ظلم واقع میشوند و در حقیقت بردهی مردان مسلمان هستند.
مجموعه جدید تفسیرهای سیاسی "استیون سالیتا" روزنامه نگار و خبرنگار اکثر روزنامههای معتبر آمریکا و کشورهای اروپایی در قالب کتابی با عنوان "جنگهای بیفرهنگی، عربها، مسلمانان و فقر تفکر لیبرالها" نه تنها عقاید نژادپرستانهی گروههای لیبرال چپ گرای آمریکایی را نسبت به مسلمانان نشان میدهد؛ بلکه از این مطلب پرده بر میدارد که این گروهها نسبت به کل مردم شرق و حتی خاور دور و نزدیک احساس تنفر دارند و قوم و دین آنها را نیز سد راه سلطه طلبیهای خود میدانند.
سالیتا در مقدمهای تقریباً افشاگرانه دربارهی افکار و عقاید این جمعیت اندک آمریکا که عمدهی آنها را ثروتمندان و صاحبان سرمایهی یهودی تشکیل میدهند؛ مینویسد: در نظر این گروهها جوامع و مردم خاورمیانه و به طور کلی مشرق زمین وحشی و بیفرهنگ هستند که در فیلمها و رسانههای خبری این کشور در شکل مسلمانان و عربهایی نشان داده میشوند که بر اساس تعالیم دین خود دست به کشتار انسانهای متمدن مغرب زمین میزنند و در حقیقت با اشاعهی این تفکر تمام سیاستها و اقدامات ضد انسانی خود مثل شکنجه و خشونت در زندانهای بینالمللی مثل گوانتانامو را توجیه میکنند.
آنها حتی قانون تصویب میکنند که شکنجه و کشتار مسلمانان توسط ماموران سیا و سربازان آمریکایی در عراق و افغانستان و به طور کلی در سراسر جهان را برای اجرای دموکراسی و امنیت در جهان؛ و بر استس تعالیم انسانی و در جهت حقوق بشر انجام میدهند. وی با کمک از نوشتهها و ساخته های کارگردانان و نویسندگان آزاداندیشی مثل باربارا ایرنریش، مایکل مور، مایکل لرنر و کاتا پولیت به گونهای از افکار و عقاید این افراد وام گرفته و سعی میکند اولاً صورت منطقی و قابل اثبات به نوشتههای خود ببخشد و بعد اینکه با ذکر این اسامی نظر مخاطب را به حساسیت موضوع متوجه کند و به جای برداشتهای کلیشهای درباره جنگ و برخورد تمدنهای غرب و شرق، مخاطب خود را از این موضوع آگاه کند که تمام این نظریههای برخورد آخرالزمان غرب و شرق زائیدهی تفکر همین چپهای اندک آمریکایی است که در حقیقت خود آنها حقوق بشر را نقض میکنند و مسلمانان را مسئول حملات تروریستی و در اصل شروع کننده جنگ با فرهنگها و بی فرهنگها جلوه میدهند.
سالیتا ادامه می دهد در حالی که هر روز احساسات نژادپرستانه این گروهها و رسانههای وابسته به آنها زیاد و زیادتر میشود؛ برای گفتن دروغ های جدید روش های جدیدتری ابداع میشود. و برای اینکه اسلام فوبی یا همان اسلام هراسی را در بین جماعت غرب ریشهدار کنند؛ هر روز دروغها و بهانههای رنگیتری اختراع میشود و در بین این همه رنگ رسانهها و فیلمهای هالیوودی کمتر کسی میتواند رنگ حقیقت را از بین این همه دروغ پیدا کند و شاید به گفته متفکرانی مثل مایکل مور و ایرنریش تمام این صحنه سازی ها برای پنهان کردن سیاست های خشونت آمیز آمریکا و اسرائیل در کشتار مسلمانان فلسطین باشد.
آنها اینگونه مسئله را جلوه میدهند که عربها و به طور کلی مسلمانان اساساً بی فرهنگ و خشن هستند و اسرائیل و آمریکا تنها برای حفظ حیات خود بین این همه خشونت ناچار هستند از نیروی نظامی استفاده کنند و همین تبلیغات کافی است که حجم بمب و گلوله در افغانستان و عراق و سایر کشورهای جهان به چشم جهانیان نیاید و به جای آن وقتی بمب های رژیم صهیونیستی در سال 2006 خانه و کاشانه بسیاری از شهروندان جنوب لبنان را با خاک یکسان میکند رسانه های آمریکایی به نقل از "آلن درشویتس" نظریهپرداز یهودی ساکن آمریکا این اقدامات را به عنوان دفاع از یک کشور متمدن در برابر گروهی مسلح به نام حزب الله ذکر کنند که در صورت نبود این حملات کشورهای متمدن دیگر نیز باید منتظر حملات از سوی مسلمانان تندرویی مثل حزب الله و گروههای شیعی در ایران و پاکستان و ... باشند.
و حتی در رسانهها گفته میشود که این وظیفه غمگین و غیر قابل تحمل آمریکا و اسرائیل است که وظایف سایر کشورهای جهان را به دوش میکشند و مجبور هستند در مقابل مسلمانان از جهان حفاظت کنند. سالیتا به عنوان مسیحی فلسطینیالاصل در نوشته هایش به صورت عمدی هویت دینی خود را برای مخاطب اعلام میکند تا با قوت بیشتری ادعاهای دروغین مسیحیان صهیونیست را در تحریف کتاب مقدس و توجیه کشتار دسته جمعی فلسطینیها را ثابت کرده باشد و از این طریق بتواند حساسیت موضوع را بین مسیحیان واقعی نیز بالا ببرد و بگوید که اسلام بعد از دین مسیح دینی است که از سوی خدا آمده است و شاید بعضی به نام این دین خشونتهایی را نیز ترویج میکنند؛ ولی این مطلب را باید به خاطر داشت که نمیتوان کسی را به جامعهی عظیمی تعمیم داد که دینشان دین رحمت و لطف است و هرگونه خشونت و ادعاهای مطرح شده در فیلمها و رسانه های خارجی را را رد میکند...
کتاب "جنگهای بیفرهنگ" مجموعه ارزشمندی از تحلیل ها و تفسیرهای نویسنده و گزارشگران عرب ساکن آمریکا مثل "جوزف مساد، الماز آبیندر، دایانا ابوجابر، ادوارد سعید" و ... را گردآوری کرده است و در قالبی که زمان و تاریخ را فراموش نکرده است سعی میکند با تکیه به نوشتههای این خبرنگاران منتقد به سیاستهای دولتهای قبلی آمریکا این مطلب را نیز بگوید که اوباما هرچند با وجود شعارهایش؛ ولی کورکورانه از سیاستهای سفیدپوستان لیبرال آمریکایی در تبلیغات ضد اسلامی تبعیت میکند و در این میان راست و چپ در احزاب این کشور معنایی ندارد که کدام گروه بخواهد مسلمانان را در محاصره خود انسانهایی خشن تبلیغ کنند...
اصل گزارش را در اینجا بخوانید