اختصاصی کتابنیوز/ محمد حسنلو
در زمانهای قدیم که مردم روی زمین نمیدانستند با چه چیزی کالاهای مورد نیاز خود را تهیه کنند، سعی میکردند کالاهایی که دارند بدهند و آنها را که ندارند به دست آورند. البته قضیه به این سادگیها هم نبود. آن زمانها قوانین درست و حسابی برای این داد و ستد وجود داشت؛ به طوری که مردم غیر متمدن آن دوران اگر میخواستند کالایی را بدهند فقط به همان اندازه و یا حداقل هم وزن آن کالا میگرفتند و کسی هم نمیتوانست در این بده بستانها برای خودش به نان و نوایی برسد.
زمان گذشت و مردم کمی متمدن شدند و داد و ستدهای خود را سرعت بخشیدند که نتیجهی آن اختراع پول بود. تمدنها همین طور پیش میرفت و پولهای سنگی و فلزی به چرمها و کاغذ تبدیل میشد که نوع کاغذی آن در زمانهای مدرن اخیر ادامه یافت که به عنوان نماد تمدن بشر پیشرفته در اکثر مناطق جهان نیز شناخته شد.
به تدریج مردمان بعضی از کشورهای ثروتمند این نماد تمدن بشری را بیش از حد بزرگ کردند تا آنجایی که داشتن آن به بخشی از اعتبار و شخصیت افراد تبدیل شد. مردم هر روز برای اینکه در جامعه بیشتر پذیرفته شوند پول بیشتری جمع میکردند و انبار میکردند و اینجا بود که گروهی از مردم داد و ستد سنتی خود را کنار گذاشتند و با فلسفهی اینکه پول، پول میآورد، تجارت را با همین پول ادامه دادند و از تهیهی کالاهای ضروری زندگی غافل شدند!...
در سالهای اخیر بعضی از این گروههای خاص، با تکیه بر علاقه و احتیاج مردم به این پولها! روشهای جدیدی ایجاد کردند تا بر پولهای خود اضافه کنند و به مردم گفتند که میتوانند از این روشهای جدید به پولهای یک شبه و دو شبه و ... برسند که از قضیهی "شبکههای هرمی" که بگذریم؛ یکی دیگر از آنها را میتوان در بنگاههای بخت آزمایی جستجو کرد: "تمام چیزی که شما نیاز دارید یک دلار و یک دنیا آرزو است..."
این جمله یکی از شعارهایی بوده است که مرکز بخت آزمایی شهر نیویورک به همراه صدها جمله و شعار دیگر برای کسب پولهای بادآورده تبلیغ میکرده و میکند. در این تبلیغات نقطهی عطف آرزوهای بشر در رسیدن به ثروتهای زودهنگام هدف گرفته میشود که در سطح کلان و حتی بینالملل به یک فرهنگ تبدیل شده است و همچنان در حال رشد است.
رکود اقتصادی و مشکلاتی از قبیل بیکاری و هزار عامل دیگر باعث شده صاحبان این تجارت تقریباً با تبلیغات خود به اهداف خود برسند و همانطور که "متیو سوئینی" میگوید، این قضیه را باید یک داستان قدیمی دانست که ریشههای آن را باید در کشورگشاییهای قدرتمندان جستجو کرد.

وی در کتابی با عنوان "جنگهای بختآزمایی" که سوم مارس سال جاری از سوی انتشارات "بلومسبری" وارد بازار کتاب آمریکا شده است؛ نگاهی مختصر و گذرا اما عمیقی به جذابیتهای تجارت بخت آزمایی در آمریکا میاندازد و اعتقاد دارد رنگ و لعاب این تجارت، رنگهای خاکستری پشت پردهی آن را پوشانده است.
وی در این کتاب تقریباً کوتاه و کم حجم تاریخچهی بلند و قطور شکلگیری بخت آزمایی را در ایالات متحده و اینکه چگونه دولت آمریکا بانی و پایهگذار این امر بوده است را روی خطوط کتابش به تصویر میکشد.
وی در جایی حتی شکلگیری جامعه و دولت آمریکایی را مرهون همین تجارتهای مبهم میداند و اعتقاد دارد زیرساختارهای اقتصادی و سیستمهای مالی و اعتباری این کشور هر چند در نشریات خود، دائم بنگاههای بخت آزمایی را مورد انتقاد قرار میدهند و آن را موجب تخریب اقتصاد کشورها خطاب میکنند؛ ولی در حقیقت دست آنها در یک کاسه است و به طور حتم این کاسه آنقدر گنجایش دارد که دست مقامات دولتی رده بالای آمریکایی را نیز بگیرد.
به گزارش کتابنیوز، در تاریخچهای که در این کتاب بیان شده است، دولتهای آمریکا همواره از بنگاههای بخت آزمایی حمایت کرده و علاقهی وافری نسبت به پولهای آن نشان دادهاند؛ ولی همیشه ادعا میکنند که این پولها (یعنی سرمایههای بادآوردهی مردمی) در راههایی مثل آموزش و خدمات عمومی هزینه میشود.
حتی در زمانهایی گروهها و رهبران مسیحی پروتستان که در آمریکا به گروههای محافظه کار و افراطی مشهور شدهاند؛ به روند جمع آوری پولهای مردم توسط سازمانهای دولتی و شبه دولتی اعتراض کردند که نویسنده ترجیح داده در کتاب خود تنها اشارهی کوتاهی به این ماجرا داشته باشد، تا بتواند با نقل قول از اقشار دیگر جامعه جزئیات کاملتری از جنگهای قدرت بر سر تصاحب این تجارت و دریافت مجوزهای تبلیغ از سوی دولت را به تصویر بکشد.
در اواسط قرن نوزدهم بر اساس اطلاعاتی که سوئینی به دست آورده، مخالفان بخت آزمایی قدرت را به دست داشتند و این امر بخشی به خاطر بازارها و اقتصاد مطلوب تولید محور آن زمان بوده است؛ ولی همین دوران نیز دوام نمیآورد و خود مقامات دولتی نیز از تولید بالا لذت میبرند.
بر اساس اسنادی که در این کتاب ارائه شده، شروع کار این بنگاهها به سال 1964 بر میگردد؛ ولی در واقع در سالهای ابتدایی دههی هفتاد این موضوع رسمیت یافت و بنگاههای بخت آزمایی برای سود بیشتر به دستگاههای دولتی تکیه کردند و حتی بخش عمدهای از منابع مالی رسانههای دولتی را نیز همین بنگاهها تامین میکردند. ثروتهای بادآورده که از این طریق تامین میشد به سلاح جدی برای سیاست مداران در رقابتهای انتخاباتی تبدیل شده بود و هر جایی که شعار انتخاباتی داده میشد، میشد ردپای صاحبان این بنگاهها را نیز مشاهده کرد.
سوئینی در بخش دیگری از کتاب خود مصاحبههایی با برندگان مشهور جوایز این بخت آزماییها انجام داده است و اعتقاد دارد هر کسی که میخواهد دربارهی این مسئله تحقیق کند، نباید از بیان داستان این آدمها و سرگذشت آنها غافل شود. "کارتیس شارپ" یکی از برندگان 5 میلیون دلاری سال 1982 شهر نیوریورک است که از گفتگوی کوتاه وی با نویسنده این مطلب برداشت میشود که تنها نتیجه این گونه بخت آزماییها نفرین و دشنام شرکتکنندگان و بر خلاف امد کارتیس، از دستدادن دین و گم شدن شانس و اقبال برای برندگان آن است.

سوئینی با ارائهی نظرات شخصی خود این گونه شرط بندیها را در اوایل قرن جدید نوعی تاریکی تمدن بشری میداند و در فصل انتهایی کتابش به مهمترین معضل بخت آزمایی یعنی اعتیاد به آن میپردازد. وی تصویری شلوغ و آلوده از محیطهای بازی و شرط بندی ارائه میکند و اعتقاد دارد نوع اعتیاد کسانی که به این مکانها رفت و آمد میکنند از هر مادهی مخدر دیگری شدیدتر است.
هر بازی و بلیطی که افراد در ازای هر 20 دلار بدست میآورند، همان مادهی مخدری است که هر روز اعتیاد آنها را افزایش میدهد. نویسنده برای اینکه به نوشتههایش جامعیت و اعتبار ببخشد، آمارهایی مبسوط از ایالاتهای مختلف آمریکا ارائه میکند؛ به عنوان مثال در کالیفرنیا به دلیل عدم وجود قوانین و سازمانهای نظارتی روی تبلیغات بنگاههای بخت آزمایی و شرطبندی به ازای هر نفر متوسط 98 دلار در کافههای مخصوص این کار هزینه میشود.
در پایان هر چند میتوان این کتاب را سمبل جریانی مخالف بخت آزمایی دانست، ولی نکتهی قابل ملاحظهای که در این کتاب نادیده گرفته شده است، بررسی و تحلیل تاریخی این مسئله است که در صورت تحریم بنگاههای بخت آزمایی چه اتفاقی میافتد؟ اگر دولتها از همان اول بخت آزمایی را ممنوع اعلام میکردند، در این میان چه کسانی و یا چه نهادهایی ضرر میکردند.
گزارش را با زبان اصلی بخوانید.