اختصاصی کتابنیوز / محمد حسنلو

ناجنگ
چارلز پنا، مدیر سابق پژوهشهای دفاعی در موسسهی کاتو امریکا در کتابش تحت عنوان "پیروزی در ناجنگ" (winning the Un-War) از جنگ جهانی علیه تروریسم که امروزه دولت امریکا خیلی سنگ آن را به سینه میزند، انتقاد و سیاست ضد تروریسم دولت امریکا را به یک جنگ طولانی و بیهوده تشبیه کرده است.
"پنا" اولین کسی نیست که اعتقاد دارد تروریسم یک ارتش نظامی نیست؛ بلکه تفکری است که بر اساس سیاستهای توسعه طلبانهی آمریکا و همقطارانش در جهان ایجاد شده است. وی در فصل اول کتابش به تهدید القاعده و لشکرکشی امریکا به عراق و افغانستان، همچنین پیامدهای پیش و پس از آن اشاره میکند و با استناد به دانش و مطالعات فراوان خود در زمینهی علوم نظامی و دفاعی مینویسد: "برای اشغال و تامین امنیت سرزمینی با جمعیت هزار نفر نیاز به 20 سرباز تازه نفس دارید و وقتی نوبت به کشوری با جمعیت 25 میلیون نفر میرسد؛ این رقم به 500 هزار نیروی مجهز و آماده افزایش مییابد. حال چگونه میتوان در عراق با نیروهایی که هم اکنون امریکا در اختیار دارد چنین استانداردی ایجاد کرد؟ "
او مینویسد جنگ علیه تروریسم از سوی ایالات متحده یک "ناجنگ" است. در این جنگ شما نمیدانید علیه چه کسی مبارزه میکنید. اینجا دیگر ویتنام نیست که بتوان با بمباران روستاهای افغانستان، بن لادن را دستگیر کنید!
یکی از نقاط قوت کتاب چارلز پنا "فصل چهارم" کتاب است. او در این فصل به جزئیات هزینهها و عملکردهای پنتاگون میپردازد. در حقیقت این فصل را در دو واژهی غم و عبرت میتوان خلاصه کرد. غم از آن جهت که به درازا کشیدن ادعای جنگ علیه تروریسم شمار بیگناهان کشته شده را افزایش میدهد و عبرت از آن جهت که در حال حاضر نیز دخل و خرج پنتاگون جور در نمیآید و ایالات متحده باز هم برای کشف مخفیگاه بن لادن هیچ کلیدی به جز کلیدی فرسوده به نام پنتاگون ندارد.
همچنین فصل آخر کتاب شاید پیام استراتژیک و مفیدی برای دولتمردان امریکا باشد. چارلز پنا که سالهای زیادی در موسسه کاتو به مطالعات سیاسی و نظامی پرداخته در این بخش سعی کرده با تفسیر سیاستهای امریکا در جهان، نوعی استراتژی در اختیار دولت آینده قرار دهد. وی میگوید "اسامه بن لادن و القاعده به خاطر امریکایی بودن امریکاییها از این کشور نفرت ندارد بلکه این عملکردهای اشتباه امریکا است که حوادثی مثل برجهای تجارت جهانی را موجب میشود."
پنا در این کتاب 241صفحهای مینویسد مشکل سیاست خارجی امریکا در کشورهای اسلامی با بهبود روابط با مردان دولت این کشورها حل نمیشود. مسلمانان چیزی که باید ببینند، میبینند و کلمات زیبا نمیتواند چهرهی بیمار این کشور در سراسر جهان را التیام بخشد.

زنان سلاح جنگ
کِلِی اولیور در کتابش به نام "زنان به عنوان ابزار جنگ: عراق، جنسیت و رسانه" که اخیرا توسط انتشارات دانشگاه کلمبیا منتشر شده است، رفتارهای یک زن بمبگذار عراقی را با رفتار سرباز انگلیسی، "لیندی انگلند" مقایسه میکند که رفتار وحشیانهاش در زندان ابوغریب توجه جهانیان را به خود جلب کرد. این استاد فلسفهی دانشگاه وندربیلت در مورد ساختن امپراطوری و بازار آزاد رابطهای بسیار مهم را مشاهده میکند. او چنین رابطهای را در مورد استفاده از زنان هم به عنوان مقصران و هم به عنوان قربانیان جنگ مورد بحث قرار میدهد. در این موارد آنها در مقابل آسیب رساندن و آسیب دیدن بیپناه هستند. وی نشان میدهد که چگونه یک سیستم اشغالگر جهانی میتواند به انگیزههای ناشی از سرکوب جنسیتی مرتبط شود.
گزارشهای متعدد نشان میدهند که استفاده از زنان به عنوان بمبهای انسانی تا چه حد افزایش یافته است. در طرف دیگر زنان بیپناهی را در یک فاجعه یا مادرانی را میبینیم که دیگر در خانه و در کنار کودکانشان نیستند. در حالی که زن جوان در ابوغریب مانند یک زن بدکاره نمایش داده شد، لینچ مانند یک دختر دهاتی معصوم تصویر شد و تورنی به عنوان نماد مادر انگلیسی مطرح شد و زنان بمب گذار هم توسط رسانههای غربی به عنوان افراد معصوم معتاد به هروئین نشان داده شدهاند که از مردان به مراتب خطرناکتر هستند. "آنچه که شما در مورد استفاده از زنان میشناسید در سالهای اخیر تغییر کرده است و نقش رسانه در آنچه که شما "شئواره کردن زنان" میخوانید چه تاثیری دارد؟ "
کِلِی اولیور تلاش میکند در این کتاب از نقش رسانه در ایجاد جنگ روانی به نفع گروه غالب در جنگ پرده بردارد و بنویسد که چگونه زنان به مثابهی یک ابزار رسانهای مورد علاقهی سیاستمداران و جنگطلبان هستند.

جنگ 3 تریلیون دلاری
دو اقتصاددان معروف دانشگاههای امریکا با انتشار کتابی جنجالی، هزینههای سرسامآور اشغال عراق و افغانستان توسط امریکا را افشا کردند. "جوزف ایی استیگلیتز" برنده جایزه نوبل در اقتصاد از دانشگاه کلمبیا و "بیلمز" از دانشگاه هاروارد، با انتشار کتابی به نام "جنگ 3 تریلیون دلاری" در یک برآورد خوشبینانه از هزینهی جنگ عراق، ادعا کردهاند ادامهی اشغال عراق هر ماه بیش از 12 میلیارد دلار برای امریکا هزینه در بردارد. این نویسندگان تخمین زدهاند که ادامهی اشغال عراق و افغانستان تا سال 2017 به رقمی بیش از 7/1 تا 7/2 تریلیون دلار هزینه نیاز خواهد داشت. این در حالیست که در صورت سرمایهگذاری این رقم، سود آن حدود 816 میلیارد دلار خواهد بود.
قابل ذکر است که این هزینهها بدون در نظر گرفتن هزینههایی است که در دیگر نقاط جهان در طی جنگ خرج میشود و حتی مبالغ هزینه شده در شروع جنگ برای بمباران مناطق شهری، مدارس، بیمارستانها، کارخانجات و تأسیسات زیر بنایی در این برآورد در نظر گرفته نشده است.
به گفته سخنگوی صندوق بین المللی پول سازمان ملل، هیچ کسی نیست که بتواند صدمات حاصله از جنگ بر مردم عراق را محاسبه کند؛ زیرا آنچه که از این جنگ حاصل شده است ویرانی بخش عظیمی از منابع مالی و انسانی و افزایش مهاجرت، بیکاری و معضل آوارگان است که این موارد را نیز باید به لیست هزینهها اضافه کرد.
"استیگلیتز و بیلمز" در کتاب خود مینویسند که بنا بر اظهارات کنگره تنها هزینه جنگ در عراق در سال 2007 برابر با هزینهی 12 سال جنگ ویتنام بوده است. بنا بر اخبار منتشر شده توسط اداره بودجهی کنگره امریکا "CBO" بودجهی جنگ عراق در سال 2008 نسبت به 2004 حدود 155 درصد افزایش داشته است و تنها امسال برای حفظ امنیت سربازان امریکایی از بمبهای کنار جادهای 17 میلیارد دلار هزینهی خرید خودروهای زرهی شده است. بنا بر اظهارات مشابه، شمار سربازان از سال 2009 به طور تدریجی باید از 30 هزار نفر به 55 هزار نفر در سال 2012 برسد. همچنین هزینه نگهداری و درمان مجروحان تا سال 2012 از 9 میلیارد به 13 میلیارد دلار خواهد رسید. هزینه نگهداری معلولان جنگی نیز از 422 ملیارد دلار به 717 میلیارد دلار افزایش خواهد یافت.
دو اقتصاددان نویسنده این کتاب همچنین تأکید کرده اند بسیاری از هزینههای پنهان قابل دسترس نبوده و در یافتههای آنان لحاظ نشده است. گفتنی است افشای این ارقام در مورد هزینههای سرسام آور اشغال عراق و افغانستان، بازتابهای فوق العاده منفی در جامعه امریکا داشته است. به ویژه اینکه اقتصاد امریکا در بحرانیترین وضعیت خود به سر میبرد.

طرح حمله به عراق
کتاب طرح حمله به عراق نوشتهی "میلان رای" به بررسی دلایل حمله به عراق میپردازد و از ده دلیل برای این حمله یاد میکند که جملگی پس از عملیات نظامی علیه صدام، پوشالی و دروغ از آب درآمدند. در این کتاب نویسنده اشاراتی به تجربیات "ریچارد باتلر" نخستین سرپرست تیم بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل در عراق دارد و معتقد است اگر بخواهیم نگاهی دقیق به اداهای باتلر داشته باشیم، به سادگی به این نتیجه میرسیم که سخنان وی نه تنها در مورد صدام، بلکه در مورد تمام جهان غرب نیز صدق میکند. این کتاب نوعی رمزگشایی از بدون برنامه بودن حمله به کشورها به بهانه جنگ علیه تروریسم است.

تروریسم و نظم نوین جهانی
"جوزف واتسون" در کتاب خود تحت عنوان "حمایت نخبگان سیاسی از تروریسم و نظم نوین جهانی" با استناد به وقایع تاریخی گذشته و حال، نشان میدهد که چگونه دولتها و نخبگان سیاسی از تروریسم به عنوان حربهای برای گسترش قدرت سیاسی خود استفاده میکنند. در این کتاب خواننده به وضوح میتواند دلایل و چگونگی وقایع سیاسی ذیل را درک کند: حمایت دولتهای کلینتون و بوش از اسامه بن لادن و القاعده قبل از حملات 11 سپتامبر؛ مشارکت مقامات بلند پایه دولت امریکا در حمله به مرکز تجارت جهانی و پنتاگون؛ عدم پیگرد قانونی مقصران اصلی حملات 11 سپتامبر و هواپیما ربایان این حادثه؛ نفوذ سازمان اطلاعاتی MI5 در ارتش جمهوریخواه ایرلند و طراحی حملات تروریستی به منظور تجزیه ایرلند؛ ایجاد هرج و مرج و مسلح کردن جانیان در سراسر جهان و راهاندازی جنگهای بیپایان به منظور ایجاد و گسترش امپریالیسم و ایجاد نظم نوین جهانی که به عنوان پدیدهای مستبدانه تمام مردم جهان را تهدید میکند.
واتسون در کتاب خود با بررسی تاریخ سیاسی چند دهه اخیر، نشان میدهد که چگونه در گذشته نیز از تاکتیکهای مشابه برای متمرکز کردن قدرت و زورگویی استفاده میشده است و از همین رو دوران معاصر در ایالات متحده ادامه روزهای سلطه در زمانهای گذشته است.

جهانیسازی یا نابودی جهان
"آنتونیا یوهاز" در کتاب "سیاست جرج بوش: جهانیسازی و نابودی جهان" نشان میدهد زمانی که بوش از گسترش آزادی در جهان سخن میگوید، منظور وی گسترش آزادیهای فردی نیست. در واقع زندانهای امریکایی مستقر در جمهوریهای شوروی سابق به خوبی بیانگر این واقعیت است که امریکا در صدد گسترش ازادیهای فردی نیست و بوش قصد دارد امکان دستیابی به منابع غنی جهان را بدون توجه به قوانین بینالمللی، محدودیتهای زیست محیطی و قوانین حمایت از حقوق کارگران، برای خود فراهم کند.
در واقع قصد بوش گسترش آزادیهای تجاری برای شرکتهای بزرگ چند ملیتی است. دیدگاه بوش مبنی بر لزوم داشتن جهانی آزاد، در راستای خط مشی سیاسی وی برای جهانیسازی تجاری شکل گرفته است. بوش برای تضمین آزادیهای بزرگترین شرکتهای چند ملیتی جهان است که ارتش خود را به کار گرفته است و تمامی جنگهایش نیز برای تسلط بر منابع غنی جهانی برپا میشوند نه برای گسترش آزادی و دموکراسی، آنگونه که وی ادعا دارد.
آنتونیا یوهاز، در کتاب خود از سیاست جورج بوش پرده برداشته و به خواننده نشان میدهد که پشت ادعای پوچ رییس جمهور امریکا مبنی بر گسترش دموکراسی در جهان، اهداف امپریالیستی، نظامیگری و جهانیسازی نهفته است. وی نشان میدهد که حمله به عراق که بر مبنای اهداف اقتصادی صورت گرفته است، به منظور ایجاد عصر جدید امپریالیسم امریکا و غنیتر کردن شرکتهای چند ملیتی است.
وی معتقد است که این روند در دوران رؤسای جمهور بعدی امریکا و دولتهای جدید نیز ادامه خواهد داشت چرا که یک سیاست بلند مدت برای سلطه بر منابع مالی سراسر جهان است.

سیاست و تبلیغات: تسلیحات کشتار جمعی
"نیکولاس جکسون" در کتاب سیاست و تبلیغات، تبلیغات سیاسی را از جنبههای مختلف مورد بررسی قرار داده است. وی در ابتدای کتاب خود به ارائهی تعریفی جامع از تبلیغات و تاریخچهی پیدایش آن میپردازد و سپس سه مفهوم نهادین نمادپردازی (سمبولیسم)، فن بیان و موهومات را که جزء ضروری تبلیغات هستند؛ مورد تحلیل قرار میدهد. خواننده در ادامهی این کتاب با عوامل موثر در تبلیغات، همانند برانگیختن احساسات، مبالغه، عوام فریبی، تحریف واقعیت و آرمانگرایی، آشنا میشود.
پس از آن نویسنده به طرح تئوری خود میپردازد و عنوان میکند که خاستگاه اصلی تبلیغات در یک ساختار اساسی اجتماعی، یعنی "دشمنی و خصومت" ریشه دارد.
جکسون با تحلیل وقایع اخیر تاریخی چون جنگ افغانستان، فعالیت گروههای تبلیغاتی، تبلیغات منفی و سرانجام حمله امریکا به عراق که بر پایه این تبلیغات منفی بر پا شد، نکات مطرح شده در فصول پیشین کتاب را به اثبات میرساند.
نویسنده در این کتاب مطرح میکند که تبلیغات در فیلمهای ویدیویی بنلادن، جنبش ضد جهانی سازی، مبارزه امریکا به اصطلاح با تروریسم و... نقشی مهم و اساسی ایفا میکند. وی با طرح این ایده که تبلیغات اکنون تمهیدی مهم در دست حکومتهای استبدادی است؛ به تحلیل و بررسی روشهای مختلف تبلیغات، تاریخچهی آن و نقش رسانهها و علوم اجتماعی در تبلیغات سیاسی میپردازد.

تسخیر خاورمیانه
رابرت فیسک در کتاب "جنگ تمدنها: تسخیر خاورمیانه" با تلفیق ذوق یک داستاننویس رمانهای بلند و تجربههای یک مورخ، جذابترین کتاب تاریخ خاورمیانه را خلق کرده است. کتاب با شرح دو مصاحبهی فیسک با اسامهبنلادن آغاز میشود. در مصاحبهی اول که در سودان و در سال 1993 انجام گرفته، بنلادن خود را مهندس راه و ساختمان و مهندس کشاورزی معرفی کرده و میگوید به دلیل ساخت یک بزرگراه هرگز فرصتی برای آموزش مبارزان و مجاهدان نداشته است. در مصاحبهی دوم که چهار سال بعد و در افغانستان انجام شده، وی علیه خاندان سلطنتی عربستان سعودی و امریکا اعلام جنگ میکند. فیسک که از سال 1976 در خاورمیانه زندگی میکند و برای روزنامههای لندنتایمز و ایندیپندنت، گزارش وقایع خاورمیانه را مینویسد، به تاریخ این منطقه اشراف کامل دارد.
اطلاعات وی از تاریخ خاورمیانه به او اجازه میدهد تا دربارهی قتل عام ارامنه در 90 سال پیش، نابودی شهر جنین فلسطین در سال 2002 به دست صهیونیستها و جنگهای عراق با اعتماد به نفس کامل به بحث بنشیند. اما دلیل اصلی برتری و موفقیت این کتاب، توانایی وی در تشریح جزئیات وقایعی است که او در 25 سال اخیر یا خود شاهد وقوع آنها بوده است و یا اخبار وقایع را به طور مستقیم از شاهدان گرفته است. او در بعضی از فصلهای کتاب جزئیات شکنجه و کشتار مردم را به گونهای تشریح کرده که ممکن است خواننده قادر به تحمل آن نباشند و از خواندن این فصول چشمپوشی کند. اما باید گفت که این جزئیات بیدلیل به رشتهی تحریر درنیامدهاند و در واقع این جزئیات به خوبی ایدهی مشهور فیسک را منعکس میکنند که جنگ، شکست و پیروزی نیست، بلکه مرگ و تحمیل مرگ به انسانهاست. علیرغم اینکه عقاید سیاسی فیسک گاهی اوقات بحثبرانگیز است، اما کسی نمیتواند موفقیت کتاب او را انکار کند.

اسرار عراق
"اسکات ریتر" افسر سابق نیروی دریایی امریکاست که به دلیل انتقادات صریحش از سوی سازمان جاسوسی آمریکا، طرد شده است. وی پس از جنگ خلیج فارس (1991) جزء تیم بازرسان سازمان ملل برای بازرسی از تسلیحات عراق بود و به گفتهی خودش درگیر بازی خطرناکی بین رژیمهای عراق و امریکا شده بود. ریتر در کتاب افشاگرانهی خود فاش میسازد که واشنگتن تنها به این دلیل مایل به خلع سلاح عراق بود که آن را ابزاری برای پیشبرد اهداف سلطهجویانهی خود در خاورمیانه میدید. ریتر و همکارانش در تیم بازرسی در میان فضایی از جاسوسی و ضدجاسوسی به فعالیت خود ادامه دادند و مصمم بودند که حقیقت وجود یا نبود تسلیحات کشتار جمعی عراق را دریابند. سیا نیز به نوبهی خود مصمم بود تا کار آنها را متوقف کند. حقیقت، آنطور که اکنون روشن شده است، این بود که عراق به بازی خطرناک بلوفزنی دست زده بود و در واقع هیچ سلاح کشتار جمعی در اختیار نداشت. اما افشای این حقیقت در آن زمان موجب مختل شدن نقشه امریکا برای تغییر رژیم عراق میشد...
کتاب "اسرار عراق" بیانگر یأس و سرخوردگی "میهندوستی وفادار" است که در مییابد دولت کشورش در پی تضعیف کنترل تسلیحاتی در خاورمیانه است. ریتر دنیایی از فریبکاری و خیانت را برای ما ترسیم میکند که در آن هیچ چیز آنگونه که به نظر میرسد، نیست. حضور مجموعهای از بازیگران از جمله موساد و سیا، روایتهای این اثر مستدل را جالبتر میسازند و افشاگریهایی را میخوانیم که بر بحثهای جاری دربارهی عراق تاثیری همیشگی میگذارند. در کتاب متوجه میشویم که سیا از تیم بازرسی تسلیحاتی سازمان ملل همچون سرپوشی برای انجام عملیات جاسوسی خود در عراق استفاده میکند. حقایقی که هماکنون دولت بوش به آنها برای اشغال عراق استناد میکند و حول مسألهی تسلیحات کشتار جمعی عراق متمرکز است، حاصل اشتباه سیا در ارزیابی توان تسلیحاتی عراق نبود، بلکه نتیجهی تلاش سیا و بخشی از استراتژی کلی تغییر رژیم این کشور بود.

تئوری جنگ نامتقارن
"ایوان آرگوین تافت" در این کتاب با بررسی جنگهای دویست سال اخیر نشان داده است که صرف نظر از نوع حکومت دشمن و برخورداری دشمن از فنآوریهای تسلیحاتی، رویکردهای استراتژیک مشابه به نفع جناح قویتر است؛ اما استفاده از رویکردهای استراتژیک متفاوت به نفع جناح ضعیف تمام شدهاند. این رویکرد جدید برای فهم بهتر جنگهای نامتقارن را نشان میدهد که چگونه امریکا توانست در عرض چند ماه در جنگ افغانستان (2002) پیروز شود، در حالی که شوروی سابق پس از جنگی دراز مدت سرانجام شکست را پذیرفت. تئوری تعامل استراتژیک آرگوین تافت نه تنها روابط بینالمللی را در بر میگیرد، بلکه سیاستهای مربوط به جنگهای داخلی و تروریسم را نیز شامل میشود.
نویسنده کتاب یکی از اعضای دانشکده سیاسی جان اف کندی دانشگاه هاروارد امریکاست. او یکی از افسران بازنشستهی ارتش امریکاست که از سال 1985 تا 1987 در آلمان به عنوان تحلیلگر اطلاعاتی ارتش مشغول به کار بود. آرگوین تافت در کتاب خود سعی دارد نشان دهد در یک جنگ نامتقارن و در رویارویی یک جناح بسیار قوی با جناح ضعیف، استراتژی بیش از قدرت، تأثیرگذار است. به جز بخشهای کوچکی از نتیجهگیری کتاب، او در کل کتاب خود، با استفاده از سبک نوشتاری فصیح و روشن و با تحلیل ماهرانه، مسائل پیچیده و دشوار پشت پرده یک جنگ را به وضوح بیان کرده است.
وی همچنین با بررسی مسائل ژئوپولیتکی به سیاستگذاران امریکایی هشدار داده است که به جای توسل به زور از استراتژیهای صحیح و کارآمد استفاده کنند. نویسنده در این کتاب عواقب خطرناک چشمپوشی از تعاملات استراتژیکی را به روشنی بیان کرده است و بی توجهی به آن را عامل اصلی ناتوانی در پایان دادن به جنگهای امریکا در چند سال اخیر میداند که اگرچه آغازگر خوبی است؛ اما پایان بندی خوبی برای لشکرکشیهایش ندارد. |